no sahariii - فیس بوک ایران
10531515519205305214.jpg IMG_20190930_193911.jpg IMG_20190928_170506.jpg 426313449_112817.jpg
sahariii

من آن گلبرگ مغرورم ک میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم...!!! [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
sahariii
233 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(26 کاربر)

برچسب ‌های شخصی

sahariii
sahariii

اون روزو می بینم بگردی دنبالم

بپرسی از همه هنوز دوست دارم

به این فک کنم چی موند ازت برام

به این فک کنی بدون تو کجام

نگا کنی برات چی مونده از شکست

پلایی که یه شب پشت سرت شکست

ندونی از خودت کجا فرار کنی

ندونی با دلت باید چیکار کنی

به این فک کنی چجوری برگردی

بپرسی از خودت کجا گمم کردی

شاید یه روز سرد شاید یه نیمه شب

دلت بخواد بشه برگردی به عقب






sahariii
sahariii
از آدم ها بُت نسازید، این خیانت است!
هم به خودتان، هم به خودشان.
خدایی می‌شوند که، خدایی کردن نمی‌دانند!
وَ شما در آخر می‌شوید، سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!
sahariii
sahariii
به دیگران حقِ انتخاب بدهیم ...
آدم ها 'حق دارند' ما را نخواهند !!!
یک بار برایِ همیشه از زندگیشان خط بخوریم ؛
بهتر است ؛
تا یک عمر ، زیرِ فشارِ نخواستنشان ، لِه شویم ...

دیکتاتوری در عشق ؛
نشستن در حلقه ی آتش است ...
اول و آخر ، این تویی که می سوزی ...
باید دموکرات بود ...
کسی که تو را بخواهد ؛
خودش انتخابت می کند ...
sahariii
sahariii
بعدازیه مدت کـه عکسشو دیدم
فهمیدم اصلا هم خوشکل نیست
رفتارشم اصلا دلنشین نیست
ادمایی کـه کنارشن هیچم ادمای خوشبختی نیستن
چراباید از حضور یه ادم معمولی خوشحال باشن و ساعت ها بهش خیره بشن؟
فاصله اون از یه ادم “خاص” تا یه ادم “معمولی” فقط دوست داشتن من بود
اون معمولی شد چون من دیگه دوسش نداشتم
sahariii
sahariii
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…
sahariii
sahariii
گفتم :
تمام وجودم از آنه تو بود مشکلت چ بود که با من چنین کردی ؟ ؟
گفت :
آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی… ‏!‏
sahariii
sahariii

ببار ای باران، ببار که غم از دلم رفتنی نیست
اشک های روی گونه ام دیدنی نیست

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست
آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست

sahariii
sahariii
آدم ها به همان سرعت که آمده اند، می‌ روند
تنهایی ات را محکم بچسب
اینجا کسی به زانوهای در آغوش کشیده ات حسادت نمی‌ کند
sahariii
sahariii

دنيا بازي هايت را سرم درآوردي....

گرفتني ها را گرفتي....

دادني ها را ندادي....

حسرت ها را كاشتي....

زخم ها را زدي....

ديگر بس است چيزي نمانده.... بگذار آسوده بخوابم

محتاج يك خواب بي بيدارم....

sahariii
sahariii

برای آدم نابینا شیشه و الماس یکیه

اگه کسی قدرتو ندونست فکر نکن تو شیشه ای اون کوره!!!




sahariii
sahariii

گرگ هم كه باشي عاشق بره اي خواهي شد كه تو را به علف خوردن وا ميدارد

و رسالت عشق اين است شدن آنچه نيستي........







sahariii
sahariii

ل آدما شيشه نيست كه روي آنها "ها" كنيم...!!!

بعد با انگشت قلب بكشيم و وايسيم آب شدنش رو تماشا كنيم و كيف كنيم...

رو شيشه نازك دل آدما اگه قلبي كشيدي بايد مردونه پاش وايستي...!!!

sahariii
sahariii

خنده ام میگیرد وقتی پس از مدتها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری

میگویی: دلم برایت تنگ است

یا مرا به بازی گرفته ای... یا معنی وازه هایت را نمیدانی...

دلتنگی ارزانی خودت....

sahariii
sahariii

به زخم هایم مینگری؟

درد ندارد دیگر, روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد

مرده ها درد نمیکشند....

از تو خواهشی دارم برنگرد دیگر زنده ام نکن...!

sahariii
sahariii
تنها بودن ، قدرت میخواهد...


و این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت تنهایت


نمی گذارم...

صفحات: 1 2 3 4 5