یافتن پست: #330099

mahtab
mahtab
عکس پروفایل گوشی بدست در رختخواب

برایش نوشتم:

" زیر نور این آباژور

در ازدحام این قرص خواب های لعنتی

جایی در وسعت سرد این تختخواب

شب بخیر هایت گم شده است "

برایم نوشت:

" بخواب

عادت به هیچ چیز صلاح نیست "

و این منطقی ترین لالاییِ نیمه شب های من شد...


پریسا زابلی پور



mahtab
mahtab
یاداشتی به مضمون
"مواظب خودت باش"
به درب خانه چسبانده ام
وقت بیرون رفتن
برای خودم زمزمه میکنم
در تنهایی میشود گاهی
تنها نبود

mahtab
mahtab
غم انگیز ترین داستان کوتاه را نیما یوشیج گفته اونجا که میگه :
دیدمش
گفتم منم !
نشناخت او ....
mahtab
mahtab
خوبم؛
شبیه گلدانی که در
کنار پنجره ی یک خرابه
به گل های سرخ باغ خیره شده ‌است
خوبم؛
شبیه کشتی متروکه ای در خشکی که می داند دیگر به آب نمی افتد
خوبم؛ شبیه گرامافونی که در کنج خانه سال هاست سکوت کرده است
خوبم...
و دلتنگی هنوز مرا از پا درنیاورده است.

mahtab
mahtab
نه به انتظار‍ِ یاری
نه ز‍ یار، انتظاری
mahtab
mahtab
تو را
از ابتدای نگاه؛
تا انتهای خاطره ...
از دیر ؛
تا دور ...
دلتنگ خواهم بود ...
mahtab
mahtab
‏هرچند وقت یه بار
تو خلوت به خودمون نگاه کنیم
تا شبیه اون‌ آدم‌هایی که
مورد تاییدمون نیستن
نشده باشیم !!
mahtab
mahtab
اگر قرار به نماندن است ؛
بی خداحافظی برو ...
بگذار انتظار
همان تکه نخی باشد که بعد از تو
مرا وصل می‌کند به زندگی !...

mahtab
500x1099_1560331429202565.jpg mahtab

آیدین گفت: « خانم سورملینا، اجازه میدهید من شما را دوست داشته باشم؟»
سورمه ایستاد. لبخند زد و زبانش را به آرامی به لب بالا کشید. گفت: «اختیار دارید.»
آن وقت آیدین او را بوسید؛ با تمام محبت..
او را همچون سرزمینی از پیش تعیین شده از آن خود کرد و بر آن پا گذاشت...

سمفونی مردگان

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

فیس بوک ایران · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی