یافتن پست: #ff0000

mahtab
mahtab
گفتمش با غم هجران چه کنم؟

گفت:بسوز

گفتمش چاره این سوز بگو؟

گفت:بساز

mahtab
mahtab
من از یک درد،از یک بغض بی هنگام لبریزم
بگو با من کجا باید در این هنگامه بگریزم...

نیا
mahtab
mahtab
من هرگز نخواستم که از عشق
افسانه ای بیافرینم!
باور کن. من می خواستم که
با دوست داشتن زندگی کنم
کودکانه و ساده و روستایی...
ــــــــــــــــــــــــــــــ
mahtab
mahtab
عکس و تصویر عزیز من، کسی را که در هزار فرازونشیب بارها به او دور و نزدیک شده‌ای، ...
عزیز من،
کسی را که در هزار فرازونشیب بارها به او دور و نزدیک شده‌ای، طوری ترک نکن که گویی بار آخر است.
به کسی که سال‌هاست دوست داری، زخم کاری نزن، هرقدر دلخور و آزرده باشی.
برخی دوستی‌ها و نزدیکی‌ها چاره‌ناپذیرند، یعنی اگر هزار واقعه هم طور دیگری رقم می‌خورد، باز پیش می‌آمدند و بودند؛ و از وقتی که آمده‌اند مقدر بوده که باشند و بازگردند، هرقدر مصمم باشی و مستحکم و خشن در قطع کردن.
این قطع‌کردن‌هایی که نرم و آرام نیست، زخمی می‌زند که اثرش باقی می‌ماند اما هرگز برای تمام شدن کافی نیست.



mahtab
mahtab
mahtab
mahtab
گرچه با ساعت من ثانیه ای بیش نبود
ساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود

mahtab
mahtab
من سکوت را از آدم حراف،
صبر را از آدم ناآرام،
و مهربانی را از آدم نامهربان آموخته‌ام.
و نمی‌دانم
چرا نسبت به این آموزگاران ناسپاس هستم.

mahtab
mahtab
هرگز از یک روز زندگیت هم پشیمان نباش
روزهای خوب شادی بخشند،
روزهای بد تجربه آورند،
روزهای بدتر درس میدهند،
و روزهای بهتر خاطره

و امان از خاطره
mahtab
mahtab
با تو مرگ و بدون تو مرگ است
عشق را هیچ انتخابی نیست

علیرضا آذر
mahtab
mahtab
صبح دیدم که گزیدی لب خود را از غم
گفتنی نیست
ولی حق مرا میخوردی!

صائب
mahtab
mahtab
آرزوی خلوتی خالی از هر فکر و ملاحظه.
رو به رو بودن فقط با خودم.

فرانتس کافکا
mahtab
mahtab
فکر می‌کنی من دیوانه‌ام ؟
خوب، اگر دیوانه باشم هم،
تازه برای این است که به قدرِ احتیاجم فریاد نکشیده‌ام.
همیشه توی سینه‌ی من یک فریاد هست
که برای کشیدن حاضر است،
اما من قورتش می‌دهم،
زیرِ پیراهنم قایمش می‌کنم !

فدریکو گارسیا لورکا
mahtab
mahtab
گنجشکها هم عاشق این پنجره شده اند
هر صبح نوک به شیشه می کوبند
و جیره ی روزانه شان را طلب می کنند
رشوه ی خبردادن از تو
نمی دانم
این موذی های کوچک
مرا بی کس یافته اند
یا راز دلم فاش شده

مرجان حامدی
mahtab
mahtab
عاشق نشدی زاهد،
دیوانه چه میدانی؟

در شعله نرقصیدی،
پروانه چه میدانی؟

mahtab
mahtab
در من ریشه کرده ای
اسمت
که می آید،
گونه هایم گُل می اندازند
خنده هایم شکوفه می کنند...

محسن حسینخانی
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

فیس بوک ایران · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس فارسی