no 57davood - فیس بوک ایران
images-1.jpeg images-5.jpeg images-1.bin images-16.jpeg
davood

دستانم را جا گذاشتہ ام ،جائے، درجیب هاے پالتوے روزهـــــاے ڪودڪے .... [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
davood
1251 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(60 کاربر)
davood
davood
گفت ڪ گرگۍ خیره سر،،هست در نهاد هر بشر
لاجرم جاریست سترگ ، روز و شب مابین این انسان وگرگ
چاره این ڪار نیست ، صاحب داند چاره چیست
اۍ بسا انسان وپریش ، سخت پیچیده گلوۍ خویش
وۍ بسا زور آفرین ، هست در چنگال گرگ خود
هرڪه گرگش را دراندازد به ، رفته رفته مۍشود انسان پاڪ
آنڪه با گرگش مۍڪند ، خلق وخوۍ گرگ پیدا مۍڪند
وآنڪه از گرگش خورد هردم ، گرچه مۍنماید گرگ هست!
در جان گرگت رابگیر،واۍ اگر این گرگ گردد باتو پیر
روز گرڪه باشۍ همچو شیر،ناتوانۍ در گرگ پیر
گر یڪدگر را مۍدرند ، گرگ هاشان ورهبرند
اینڪه انسان است ابنسان ، گرگها مۍڪنند
وآن ڪه باهم محرمند،،،،،
4 دیدگاه · 1400/04/5 - 14:32 در A-D-M 14 +
davood
davood
دویدن هــــــــــا
یڪ هزاره مۍخواهد
ســـڪویۍ
ڪه نه
یڪ فروریخته هم
ڪفایت مۍڪند
همه مأمن هاۍ دار
شده اند !
دیدگاه · 1400/10/9 - 00:59 در A-D-M 9 +
davood
davood
جمع آورے نمۍشوم
به هبأت یڪ
در حاشیه ‌ ڪلاغ زده
حتۍ
اگر ڪنۍ
گوشه هایۍ از
لابه لاۍ ها
جا گذاشته اے ـ
دیدگاه · 1400/10/8 - 00:49 در A-D-M 9 +
davood
davood
حتۍ اگر را گم ڪنم
پشت سر نماز نمۍخوانم
توۍ درختۍ هست ڪه
به وصل مۍشود
و پریچه اے هست ڪه جبرائیل را مۍشناسد
من عاشق هستم ڪه
در تنهایۍست
و مۍتواند در موسقۍ
سوره هاۍ را
تلاوت ڪند ـ
دیدگاه · 1400/10/5 - 00:56 در A-D-M 12 +
davood
davood
ابر خاموشم و آماده شده ام،،پشت پیدایش یڪ پنهان شده ام
ریشه در ندارد دل دریائۍ ما،،توفانی ام وراهۍ توفان شده ام
با پریشیده به زده ام ،، ڪولے پریهاۍ پریشان شده ام
مدتی در شوریده سرۍ سوخته ام ،، ناگهان چرخ زنان وارد شده ام
دامنم دایره در دایره گرفت ،، در زمین یڪسره چرخان شده ام
گردنده من بۍ شد ،،آنچه میخواستم از آن شده ام
قصر آئینه نشان شد باطن من ،، مثل فلق پنجره باران شده ام
دامن افشان به سراشیب پا زده ام ،، سنگ پران به در خانه شده ام
درد انسانۍ به دلم ڪشید ،، باورم شد ڪه مسلمان شدا ام ـ
دیدگاه · 1400/10/5 - 00:33 در A-D-M 11 +
davood
davood
باد انگار
آواۍ سالیست ـ ـ ـ
به این بزرگۍ
یڪ سفالیست
باید ڪه ورزید ، باید ڪه بود
زیرا ڪه ماندن
هر احتمــــــــالیست ـ
1 دیدگاه · 1400/10/3 - 00:46 در A-D-M 12 +
davood
davood
بگو با دلبر امشب
چه مۍشد گر ڪه بے تـــرس آئی
لبــــان یارت را ز
بر آن لبت ترســـــایی امشب ـ

دیدگاه · 1400/10/3 - 00:36 در A-D-M 12 +
davood
davood
دیدار ما هرچند زیباست!
دیگر پذیرفتم ڪه از دور زیباست
هر چند یت نخواهم شد ولے باز
از تو چه پنهان درد دل با زیباست
همیشه دل بخواه نبوده
باور بڪن بعضۍ گرهه هااا زیباست
بس ڪن عزیزم طاقت ندارم
این ها ،،، این چشم ها زیباست
هرچند با نور ماه اجور است !
اما شب چشمان تو ناجورر
وقتۍ ڪه تنگ ماهۍ هاے خسته ست
مردن میان تاروپود زیباست ـ
دیدگاه · 1400/09/23 - 00:06 در A-D-M 11 +
davood
davood
را چه دیدی !
شاید چند دقیقه اے برگشت !
به ما رسید
بیایند و بگویند این تو و این
تا مےتوانۍ برآورده ڪن !
فقط ڪند آن لحظه نباشد !
دیدگاه · 1400/09/22 - 23:47 در A-D-M 11 +
davood
davood
تــــــــــــــــو را بر نشــــاند او به
ڪــــــــه می آیــــــد !
ڪــــــــــــه ایــن دو در دارد ـ
سلام به دوستان عزیز
9 دیدگاه · 1400/09/22 - 23:08 در A-D-M 11 +
davood
davood
پشت پیدایش یک پنهان شده ام
ابر خاموشم و آماده شده ام
ریشه در خاک ندار دل من
توفانی ام و راهی توفان شده ام
با غزالان پریشیده به زده ام
کولۍ ایل پریشان شده ام
مدتی در تب شوریده سرۍ ام
ناگهان چرخ زنان وارد شده ام
دامنم دایره در دایره گرفت
در زمین یکسره چرخان شده ام
گردنده من زائر بۍ دغدغه شد
آنچه مۍخواستم از حضرت آن شده ام
قصرآئینه نشان شد باطل من ،مثل فلق پنجره باران شده ام
درد انسانۍ به دلم پنجه ڪشید ، باور شد ڪه مسلمان شده ام ـ
10 دیدگاه · 1400/06/19 - 19:01 در A-D-M 14 +
davood
davood
امیدوار ز من مباش اۍ
ڪه چشمهاۍ من از ڪلام گویاتر
و صورت من در پر معنا
خوشا فراموشۍ ،،،
خوشا نگفتن و !
3 دیدگاه · 1400/06/19 - 18:44 در A-D-M 12 +
davood
davood

نیست بر دلم

جز قامت یار

چه ڪنم حرف دگر یاد نداد ـ
3 دیدگاه · 1400/06/19 - 18:22 در A-D-M 11 +
davood
davood
تا شدم حلقه بگوش در عشق
هردم آید از
به مبــــــــارڪ بادم ـ ـ ـ ـ
3 دیدگاه · 1400/06/19 - 18:20 در A-D-M 11 +
davood
davood
ڪه هستۍ اۍ ؟
ڪه به من بخشیدۍ
و مرا در قهوه اۍ چشمانم فهمیدۍ
نیست ۍ باشۍ !
دیدگاه · 1400/06/17 - 01:50 در A-D-M 14 +
davood
davood
تو ڪه هستۍ اۍ من ؟
بودم تو م ڪردۍ
گل شدم تا نگاهم ڪردۍ
من بودم ، مۍرفتم
روۍ دیوار حڪ شده بود
تو مرا خواندۍ تا ها !
دیدگاه · 1400/06/17 - 01:45 در A-D-M 15 +
صفحات: 1 2 3 4 5