no 57davood - فیس بوک ایران
images-1.jpeg images-5.jpeg images-1.bin images-16.jpeg
davood

دستانم را جا گذاشتہ ام ،جائے، درجیب هاے پالتوے روزهـــــاے ڪودڪے .... [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
davood
1346 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(65 کاربر)
davood
davood
گفت ڪ گرگۍ خیره سر،،هست در نهاد هر بشر
لاجرم جاریست سترگ ، روز و شب مابین این انسان وگرگ
چاره این ڪار نیست ، صاحب داند چاره چیست
اۍ بسا انسان وپریش ، سخت پیچیده گلوۍ خویش
وۍ بسا زور آفرین ، هست در چنگال گرگ خود
هرڪه گرگش را دراندازد به ، رفته رفته مۍشود انسان پاڪ
آنڪه با گرگش مۍڪند ، خلق وخوۍ گرگ پیدا مۍڪند
وآنڪه از گرگش خورد هردم ، گرچه مۍنماید گرگ هست!
در جان گرگت رابگیر،واۍ اگر این گرگ گردد باتو پیر
روز گرڪه باشۍ همچو شیر،ناتوانۍ در گرگ پیر
گر یڪدگر را مۍدرند ، گرگ هاشان ورهبرند
اینڪه انسان است ابنسان ، گرگها مۍڪنند
وآن ڪه باهم محرمند،،،،،
4 دیدگاه · 1400/04/5 - 14:32 در A-D-M 4 +
davood
davood

در من کوهی به

می‌کند
گدازه اش
و من تر از همیشه در
می‌جوشم .
دیدگاه · 1401/05/14 - 00:51 در A-D-M 7 +
davood
davood

هر صبح و شام

رو به یاد تو
نماز می‌گذارم .
دیدگاه · 1401/05/12 - 01:25 در A-D-M 13 +
davood
davood
برگ های چهارنعل می‌تازند
در که می‌وزد
از دوردست‌های !
دیدگاه · 1401/05/10 - 01:10 در A-D-M 6 +
davood
davood
ای گل آلود از
روی نعش دراز کشیده
تابستان به پیوست!
دیدگاه · 1401/05/10 - 01:06 در A-D-M 5 +
davood
davood
ایمیلم
پر است از نرسیده
آن قدر که
فرصت نمی‌کنم شان کنم!
دیدگاه · 1401/05/10 - 00:59 در A-D-M 4 +
davood
davood
از اول تو بی پرده با من نگفتی..که بی پرده حالا من از خود بگویم
بگویم که پشتم به گرم است..زمانی که گل می‌کنی
من ازهای خود با تو گفتم..واز مخزن ها در گلویم
جواب تو تکرار عطش بود..وسنگی که لغزید سوی
گل لحظه ها را به#مفهوم مطلق.. اجازه ندادی ببویم
اجازه ندادی که#چشمت بیافتد..به چشم منو و.!

دیدگاه · 1401/05/10 - 00:51 در A-D-M 4 +
davood
davood
خوش نشستی بر دلم
می‌خواهی چکار !
دیدگاه · 1401/05/7 - 01:21 در A-D-M 8 +
davood
davood
با می‌روم
و از پهلویم ... تازیانه‌ای می‌روید
که را کبود خواهد کرد
و در قشرهای
خواهد برافروخت
معبدی هستم .. از های خام
و هیچ کتیبه ای نامم را نمی‌کند
و هیچ در من...
بر اریکه ازلی ... نیست !!!
دیدگاه · 1401/05/3 - 00:40 در A-D-M 15 +
davood
davood
در من مپیچ ... که واز هیچ.. ژنده پوش تر
دارم .. تهی از افق های
و گرده ای که زیر بارهیچ .. شانه تهی نکرد
و پیشانی را بوسید
ای پرسش ...
در من مپیچ و بوسه به من مزن!

2 دیدگاه · 1401/05/3 - 00:32 در A-D-M 13 +
davood
davood

! ! !

بچه‌های و بچه‌های غار
هردو اما این کجا و آن کجا
خال مه رویان و فلفل هندی سیاه
هردو جان سوزند. اما این کجا و آن کجا
چکمه پای و چکمه لئین
هردو از چرمند اما این کجا و آن کجا
دامن و صورت مردان
هردو پرچینند اما این کجا و آن کجا!!!

دیدگاه · 1401/05/3 - 00:18 در A-D-M 14 +
davood
davood
گریزی ندارم که بگویم..دل نازکت را به نحوی بجویم بگویم که پشتم به گرم است..زمانی که گل می‌کنی روبرویم
وحالا در این قحطی و احساس.. دلم را کجا مثل دستم بشویم؟
از اول تو بی با من نگفتنی..که بی پرده حالا من از خود بگویم
من ازهای خود بانو گفتم..واز مخزن ها در گلویم
جواب تو تکرار عطش بود..وسنگی که لغزید سوی
گل لحظه ها را به مفهوم مطلق..اجازه ندادی کنارت
اجازه ندادی که چشمت بیافتد..به چشم من و های و هویم
وحالا ..........
نوبت برق چشمتclick کن
دیدگاه · 1401/05/2 - 01:48 در A-D-M 17 +
davood
davood
این روزا تو راسته عشق‌‌. حرف عاشقی دروغه
خلوته محله دل سر عاشقا شلوغه
سینه سوخته های اینجا با لب بسته می‌خونن
آبروی عاشقی رفته.. عاشقا توفکر نونن
کهنه عاشق تو ادراه مثل توی سایه س
مرخصی. گرفته از ..تو نخ گروه و پایه س
دیگه جز به دنیا ..نمی شه دلی
خیلی از حسنای.. نمیاد به چشم
تلخی و نداری..مشکل جهاز شیرین
شما که به پای عشقین..دست رو بگیرین
چی بگم؟ نگفتنی ها..تو دلم یه کوه
فرصت کوتاه..سر این درازه !!!
دیدگاه · 1401/05/2 - 01:21 در A-D-M 16 +
davood
davood
پشت سر قرنی که طی شد
پیش رو صد برگ تازه
انتخاب چیست؟
یا تازه؟
قرن توفان تباهی
قرن سیاهی
گریه های از ته
خنده های
قرن غم های حقیقی
دلخوشی های
لحظه لحظه در ترقی
تابوت سازی!
قرن محبت
موسم پژمردن
تکثیر تقلب
قرن خوردن دل ـ ـ ـ
دیدگاه · 1401/03/28 - 00:43 در A-D-M 14 +
davood
davood
عاشقی در نمی گنجد
در قفس نمی گنجد
باده خواریم و رند و شیوه
در خیال نمی گنجد
عشق یعنی عقاب خاطر ما
زیر بال نمی گنجد
منم و عشق و که در آن
هیچ کس نمۍگنجدـ
دیدگاه · 1401/03/21 - 01:53 در A-D-M 13 +
davood
davood
اندازه یک حبه قند است !
گاهی می افتد توۍ فنجان ما
حل میشود آرام آرام
بی آنکه اصلا بفهمیم
ما سر می کشیم آن را
چای شیرین را
آنوقت
می چرخد و می گردد و می ماند
آن میشود ما !
دیدگاه · 1401/03/19 - 00:41 در A-D-M 9 +
صفحات: 1 2 3 4 5