Shine bright like a diamond

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

الماس

گروه عمومی · 18 کاربر · 223 پست
Pari
Pari
پسرکی بود که می خواست خدا را ملاقات کند، او می دانست تا رسیدن به خدا باید راه دور و درازی بپیماید. به همین دلیل چمدانی برداشت و درون آن را پر از ساندویچ و نوشابه کرد و بی آنکه به کسی چیزی بگوید، سفر را شروع کرد. چند کوچه آنطرف‏ تر به یک پارک رسید، پیرمردی را دید که در حال دانه دادن به پرندگان بود. پیش او رفت و روی نیمکت نشست. پیرمرد گرسنه به نظر می رسید، پسرک هم احساس گرسنگی می کرد. پس چمدانش را باز کرد و یک ساندویچ و یک نوشابه به پیرمرد تعارف کرد. پیرمرد غذا را گرفت و لبخندی به کودک زد. پسرک شاد شد و با هم شروع به خوردن کردند. آن ها تمام بعد از ظهر را به پرندگان غذا دادند و شادی کردند، بی آنکه کلمه‏ ای با هم حرف بزنند. وقتی هوا تاریک شد، پسرک فهمید که باید به خانه بازگردد، چند قدمی دور نشده بود که برگشت و خود را در آغوش پیرمرد انداخت، پیرمرد با محبت او را بوسید و لبخندی به او هدیه داد. وقتی پسرک به خانه برگشت، مادرش با نگرانی از او پرسید: تا این وقت شب کجا بودی؟ پسرک در حالی که خیلی خوشحال به نظر می رسید، جواب داد: پیش خدا! پیرمرد هم به خانه اش رفت. همسر پیرش با تعجب پرسید: چرا اینقدر خوشحالی؟ پیرمرد جواب داد: امروز بهترین روز عمرم بود، من امروز در پارک با خدا غذا خوردم!
دیدگاه · 1399/01/27 - 00:58 در الماس 8 +
Pari
Pari

موضوع:
*دلم یک حال خوب می خواهد..*
*#نوشته_خودم*
پنجره اتاقم رو باز کردم و دستامو تا هرجا که جا داشت به بیرون بردم
قطره های بارون آروم آروم روی دستام خونه میکردن و سرازیر می شدند...
هوای ابری و بارونی رو خیلی دوست دارم...
مخصوصا روزایی که هوا بارونی باشه و ماسوله باشم و از روی پله هاش پایین و بالا بپرم!
چشمامو بستم..
یادم افتاد به روزهای بارونی و ابری شمال..
چقدر حیف که امسال نمیتونم در کنارشون باشم
هرسال یک ماهی می شد که هوای بارونی رشت رو نفس می کشیدم
اما امسال حیف که هیچ عبور و مروری ممکن نیست و نمیتونم زیر بارون های گاه و بی گاه رشت و ماسوله برقصم...
آه عمیقی کشیدم و به صدای نم نم بارون بهاری گوش دادم
بارون هم انگار دلش غرق آرامش بود آروم آروم....
اما دل من طوفانی از دریا...
به بیرون نگاهی انداختم و سرم رو بالا کردم و زیر لب گفتم خدایا خودت میدونی!....
ازت میخـوام دل منــم مثــل این بارون نم نم آروم شه...
جوری آروم که دیگه مجبور نباشم ادای اون دختر شاد ها رو بازی کنم...
الان میفهمم دو رو دو رنگی یعنی چی
یعنی از درون داغون و از بیرون عالی عالی..
یعنی مجبوری روحیتو حفظ کنی...
ولی خدایا من به تو ایمان دارم میدونم که قراره به زودی زود حال دلم رو خوب کنی..
بارون تند تر شد اونقدر تند که مجبور شدم پنجره رو ببندم..
فکر کنم خدا گفت حواسش بهم هست
یا شاید اصلا آسمونم به حال من گریش گرفته بود
2 دیدگاه · 1399/01/25 - 15:20 در الماس 9 +
Pari
Pari
ساده منم،باده منم،از همه جا رانده منم
از نفس افتاده منم،خنده ی افسرده منم

نور منم،شور منم،بنده ی مجبور منم
نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم

ساز منم،راز منم،قافیه پرداز منم
پشت هم انداز منم،عارف طنّاز منم

گشنه منم،تشنه منم،زخمی هر دشنه منم
بر لجن آغشته منم،سوی تو برگشته منم

پیر منم،شیر منم،از همه دلگیر منم
آیه ی تطهیر منم،سوره ی تکویر منم

راه منم،چاه منم،در دلِ گِل کاه منم
گرچه گدا شاه منم،فرصت کوتاه منم

هوش منم،گوش منم،عاقل مدهوش منم
یادِ فراموش منم،آتش خاموش منم

هست منم،مست منم،آیِنه در دست منم
گفت مرا پست منم،لایق این شست منم
4 دیدگاه · 1399/01/24 - 09:00 در الماس 9 +
علی
علی
بعضی نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جرئتم می بخشد
روشنم می دارد ...
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:51 در الماس 5 +
علی
علی
چگونه می توانی این همه در من باشی
و
امّا در برم نباشی .......
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:50 در الماس 5 +
علی
علی
نبض عاشقانه هایم را بگیر....!
ببین چقدر تو تو تو میزند....!
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:49 در الماس 4 +
علی
علی
اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم
برای یکدفعه حرف از ته دلم بزنم

اجازه هست بگویم که دوستت دارم
و پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:48 در الماس 5 +
علی
علی
دل می ستاند از من
و جان می دهد به من..
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:46 در الماس 5 +
علی
علی
بهترین حس دنیاست
دوست داشتن کسی که
تنها تو را میبیند
و
تنها سلیقه اش تویی ..
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:45 در الماس 5 +
علی
علی
کم نه!
زیاد می خواهمت!
آنقدر که در تمام خاطره هایم، تو باشی...
قدم بزنی، بدوی، بخندی، بخوانی، برقصی، ببوسی، بمانی
و بدانی که من چقدر عاشق این فعل ماندنم
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:38 در الماس 6 +
علی
علی
برای خنده هایت "وان یکاد"خوانده ام؛
ودرمیان گیسوانت" صدقول هو الله"بافته ام؛
تابدانی من با" تو "
به "احسن الخالقین"
رسیده ام...
دیدگاه · 1399/01/19 - 12:34 در الماس 5 +
علی
علی
رقص کن در عشق جانم،
ای حریف مهربان

مُـــطربا دف را بکوب و نیست
بختت غیر از این...
دیدگاه · 1399/01/19 - 11:55 در الماس 4 +
علی
علی
زندگی چیست به جز لحظه ی خندیدن تو ؟
دیدگاه · 1399/01/19 - 11:51 در الماس 4 +
علی
علی

گاهے
یڪے میشہ ٺمام زندگیٺ
ٺمام هسٺےٺ
بهتریڹ حس دنیاس
مثل بودڹ ٺـــ❤️ ــو
براے مڹ

دیدگاه · 1399/01/7 - 08:33 در الماس 3 +
علی
علی

همیشه
مشاعره با چشمانت را
دوست داشتم
پلک که می زدی
بیت بعدی را
با خمار چشمانت می گفتم ...

دیدگاه · 1399/01/7 - 01:33 در الماس 6 +
صفحات: 2 3 4 5 6