no Arash5662 - فیس بوک ایران
IMG_20200203_195159.jpg images (1).jpeg IMG_20200126_234907.jpg images.jpeg
آرش

مشخصات

موارد دیگر
آرش
19 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(13 کاربر)
آرش
آرش
چه اندک هستند ڪسانے ڪه
با چشم خود مے بینند
و با عقل خود تفڪر میڪنند...
IMG_20200203_195159.jpg
دیدگاه · 1398/11/14 - 19:53 4 +
آرش
آرش

[لینک ضمیمه]
6 دیدگاه · 1398/11/8 - 23:25 4 +
آرش
آرش
همیشه هم مَرد ها،
توی خیابان و اتوبوس و مترو
از روی چشم چرانی به زنها زل نمیزنن...
شاید گمشده ای دارند ...
images (1).jpeg
آرش
آرش
قدرت فاسد نمی‌کند،
ترس است که فاسد می‌کند،
ترس از دست دادن قدرت...!
IMG_20200126_234907.jpg
آرش
آرش

از قاتل انور السادت میپرسد چرا او را کشتی؟
قاتل جواب میدهد: ایشان یک سکولار است.
قاضی میگوید: آيا معنی سکولار را میدانید؟
قاتل میگوید: نه نمیدانم!

ترور نافرجام نجیب محفوظ
[ برنده جایزه نوبل نویسنده مصری ]
قاضی از تروریست میپرسد: چرا نجیب را با خنجر زدید؟
جانی میگوید: بدلیل نوشته های آن
خصوصا کتاب بچه های کوی ما
قاضی میگوید: کتاب را خوانده ای؟
قاتل میگوید: خیر!

از قاتل فرج فوده شاعر و نویسنده مصری میپرسد چرا او را کشتی؟
قاتل میگوید: او کافراست
قاضی به قاتل میگوید: چطور به این نتیجه رسیدی؟
قاتل: از کتاب هایش
قاضی میگوید: آیا کتابهایش را خوانده ای؟
قاتل جواب میدهد: خیر من اصلا سواد ندارم!

جامعه ی بشری ما تاوان جهل عده ای
را داد و می دهد...

images.jpeg
آرش
آرش

#مظلومیت-دختران-سرزمین-من

با تجاوز اعراب به ایران آنها می دانستند که تازیان زنها
و دخترها با طلا و جواهراتشان را به غنیمت خواهند گرفت
زنها و دخترها برای تن ندادن به این پَستی کیلومترها
در دل کویر راه می روند تا به این چاه میرسند
و جسم و جان خود را به قعر چاه می سپارند.
امروزه مسلمین ایرانی به این مکان می آیند و دخیل میبندند و فاتحه میخوانند چون گمان میکنند آن تازیانی که به نیاکانشان تجاوز کردند در این مکان بدست ایرانیان شهید شدند....!!!!

IMG_20200123_194805.jpg
6 دیدگاه · 1398/11/3 - 19:59 7 +
آرش
آرش
باغی كه در آن آب هوا روشن نيست...

هرگز گل يكرنگ در آن گلشن نيست...

هر دوست كه راستگوی و يكرو نبود...

در عالم دوستی كم از دشمن نيست...
IMG_20190812_202222.jpg
آرش
آرش
پدرم همیشه می گفت: به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داشته باش.
اما من با این مردم به مرگ قبل از زندگی
اعتقاد پیدا کردم و هر روز میمیرم
بی آنکه زندگی کرده باشم.

IMG_20190807_204932.jpg
4 دیدگاه · 1398/05/16 - 20:56 13 +
آرش
آرش
برگذرم ز نُه فلک گر گذری به کوی من
پای نهم بر آسمان، گر به سرم امان دهی

در دو جهان بِنَنگرد آن كه بِدو تو بنگری
خسروِ خسروان شود گر به گدا تو نان دهى

عاشقانه-های-یک-زوج.jpg
دیدگاه · 1398/05/15 - 21:39 14 +
آرش
آرش
بیرون بودن زلف زنان ایل ،
جزیی از پوشش زیبایشان است ...!

و هیچ مرد اصیل قشقایی و بختیاری ،
به زلف زنان ایل توجهی نمی‌کند ...!

همان‌گونه که مردان شالیکار ؛
به ساق برهنه زنان شالیکار بی اعتنا اند !

گرگ اگر هوس گوشت کند ،
پوست شکار برایش مهم نیست ...!

حجاب باید باطنی باشد نه ظاهری ...!
از نسل آلوده‌ی من گذشت ؛
به فرزندان خود خوب دیدن را بیاموزید !
images (1).jpeg
4 دیدگاه · 1398/05/13 - 23:58 14 +
آرش
آرش

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

0.045780001401031372_taknaz.jpg
دیدگاه · 1398/05/10 - 01:12 توسط Mobile 16 +
آرش
آرش
ایــن پــرســش همــیــشــه بــراے مــنــ
وجــود دارد،
ڪه چــگــونــه انــســانــ‌ها
مــیــ‌تــوانــنــد
بــا تــحــقــیــر دیــگــرانــ
احــســاس بــزرگــے ڪــنــنــد!!!؟

69907_kIRk6wyq-480x330.jpg
2 دیدگاه · 1398/05/1 - 14:45 18 +
آرش
آرش

خدایا...

نزاشتی با عشقمون زندگی کنیم...!
دمتگرم...
حداقل بزار با زندگیمون عشق کنیم...
5 دیدگاه · 1398/04/30 - 23:20 13 +
آرش
آرش
⁩‍ گر باده حرامست، به فردوس چرا هست
آن ساغر کوثر به که گویند و کجا هست

گر وعده ی جنّت چو سراب است بگویید
آنجا که سرابست ، درآن زهر فنا هست
من باده به مسجد بخورم نی به خرابات
صد سجده به ساقی بزنم گرکه خطاهست

در مذهب ما باده حلال است ز جانان
مستی به مناجات همان مدح و ثنا هست

ما میکده خواهیم پر از باده ی دلدار
هرجا که غمی نیست درآن نور خدا هست

معشوقه همان است که جامی دهد ازعشق
چون عشق نباشد، می معشوقه بلا هست

آن جنّت ِ دل جوی که دادار در آن است
آنجا که در آن باده ی مستانه شفا هست...
بارگیری.jpeg
آرش
آرش
هرکه شد خام، به‌صد شعبده خوابش کردند
هر‌که در‌ خواب نشد، خانه خرابش کردند...

بازی اهل سیاست که فریب‌ست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...

اول کار بسی وعده‌ی‌ِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ بر ‌آبش کردند...

آنچه گفتند شود سرکه‌یِ نیکو و حلال
در نهانخانه‌یِ تزویر، شرابش کردند...

پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دل‌انگیز کبابش کردند...

سال‌ها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...

گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...

زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایه‌یِ ایجاد سرابش کردند...

لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...

صفحات: 1 2