no E-M - فیس بوک ایران
IMG_20190518_221856_352.jpg ۲۰۱۸۰۵۱۷_۱۲۵۹۱۱.jpg ۲۰۱۷۰۵۱۲_۰۶۳۹۳۴-1.jpg ۲۰۱۹۱۱۱۸_۱۰۵۰۵۶.jpg
ebrahim

مشخصات

موارد دیگر
ebrahim
111 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(15 کاربر)
ebrahim
ebrahim
یه دوست باید اینقد دوستت باشه که اگه یه وقت یه اشتباهی ازت دید

خیلی راحت بهت تذکر بده

واگر تکرار کردی

به خودش اجازه بده بایه سیلی تنبیهت کنه.

نه اینکه رو اشتباهاتت سرپوش بذاره.

من اگه دوست بشم اینجوری میشم.
دیدگاه · 7 ساعت قبل 5 +
ebrahim
ebrahim
امروز پستهای من به عدد 110 رسید که براساس حروف ابجد نام حضرت علی ع است.

انشاالله بتونم به تعداد یاران خاص امام مهدی عج برسونمشون

یعنی هموم 313 پست.
ebrahim
ebrahim
صبح است و ساقی است ومِی است و کنارِ جوی
من هستم و تو هستی و دل پُر زِ آرزوی

ساقی بیار باده و پُر کن پیاله را
بهرِ نمازِ عشق بسازم بدان وضوی

سجاده پهنِ قبله ی رویت کنم، سپس
در رکعتینِ صبح بنوشم سبو سبوی

مست از شرابِ حُسنَت و رویت شوم دمی
وانگه نشسته در برِ تو گرمِ گفتگوی

گویم تمامِ دردِ دل و راز های خویش
با این زبانِ ساده و سنجیده مو به موی

بشنو حدیث عاشقی ام را به گوشِ جان
ای آنکه نیست جز تو کسی لایقِ مگوی

آرام می شود چو« دلارام»این دلم
پرواز می کند به خیالِ تو کو به کوی
ابراهیم مقصودی«دلارام»


ebrahim
ebrahim
آهن گداخته و پرحرارتی را بردارید

در برف فرو کنید

یادر ظرفی آب سرد بذارید

فوراً سردمیشه

اونم سردِ سرد

روابط آدما هم همینطوره

اگر یکی سردی کنه

اونطرف هرچی هم پرحرارت و گرم باشه

فوراً سرد میشه و میره دنبال کوره ای که گرمابخشه

فرقی هم بین زن و مرد و پیرو جوون و دختر و پسر نیست.

پس مراقب باشین نسبت به طرفتون سردی نکنین که زیانش به خودتون برمی گرده.
ebrahim
ebrahim
خداوند همه ی حکمتش را بکارگرفت

وعقلانیّتش را خرج کرد

تا بتواند قوی ترین و زیباترین حالت احساسی را در وجود زن قرار دهد

سرانجام به حس خودخواهی رسید و آن راحسادت نامید.

حسادتی شایسته و دوست داشتنی

که می تونه مرد را در اعلی درجه ی شیفتگی نسبت به خودش قرار بده.

اونقدر این احساس حسادت و خودخواهی قدرت ونیرو دارد که

حتی در فضای مجازی نیز به طور کامل کارائی خود را نشان می دهد

بطوریکه مرد را فقط برای خود و باخود می خواهد.
ebrahim
ebrahim
سلام

وجداناً حاضرین چقد حق مشاوره بگیرین ویکی بشینه روبروتون .

وقتی می خواد حرف بزنه

اولاً بلند بلند حرف بزنه و با صدای نکره ش مغزتونو خسته کنه

ثانیا همراه با حرفاش هی آب دهنش بپاچه بیرون و گاهی هم به صورت و دستاتون؟؟

واقعاً که بعضیا ؟؟؟
ebrahim
ebrahim
به او قول داده بودم

وقت خداحافظی خواهمش بوسید

واو بجای سلام هم می گفت:« خدا حافظ »
ebrahim
ebrahim
سلام
امروز جای همگیتون خالی

صبح زود ساعت 6تو یه هوای برفی حرکت کردم به طرف کاشان

وقت رفتن استرس دیررسیدن یا نرسیدن به جلسه ی دادگاه مانع ازاین شد که از زیبائی های برف و جاده بتونم لذت ببرم

ولی وقت برگشت

از یه مسیر کوهستانی برگشتم.

بعداز اینکه قمصرکاشان رو رد کردم به حایی در دل کوه به اسم گلستانه رسیدم

همونجایی که بوی علفش سهراب راهم از خود بیخود ووادار نمود که بگوید:

« در گلستانه چه بوی علفی می آید»

اما آنچه مست کننده و عشق آفرین بود نه بوی علف بلکه برف سپیدی بود که تمام پهنه ی کوه و دامنه را فراگرفته بود

وایضاً تمامی مسیر.

فکر و مغز را به عاشقی و دوست داشتن می کشاند

وچقدر زیبا بود اگر تو هم درکنارم بودی ای دوست.
ebrahim
ebrahim
می دانم حرف دلت

بر روی زبانت

وپشت لبهای بسته ات

زندانی شده

وهرلحظه دنبال فرصتی می گردد

تا رها شده و فریاد بزند که

« دوستت دارم »

با تمام وجودم ای دوست.
ebrahim
ebrahim
خواستم در قلب تو مسکون شوم،اما نشد
هم نوا با لیلی و مجنون شوم،اما نشد

خواستم روحت به تسخیرآورم تا روز حشر
قصه گوی لاله ای محزون، شوم اما نشد


ebrahim
ebrahim
ومن آشفته ام امروز !!!

از دیروز واز هرروز

ذهن آشفته

فکر آشفته

و درگیر عقل و

چشم جیران است

ازآنها که باید دید و می بیند دراین دنیا

دراین دنیای دون

دورازهمه انسان و انسانها

نمی دانم دیَم یا فرودین

اما

یقیناً نیک می دانم

ازان تقدیرخود

تقدیرِ انسان بودن و ماندن

وآنکو دفترش درصفحه های سبز و زیبایش

به نون و والقلم سوگندها خورده

بسی فرسنگها دورم

نمی دانم

نمی دانم کدامین دست ابلیسی

برون آمد ازان شاخ درخت سیب

ومن از خویش و از تقدیر خود

از تو

واز هر روشنی

نوری

جداگشتم

وآندم دور از اصل خدا گشتم

هزاران مرسَل و پیغمبر و مرشد فرستادی

که بازآردمرا در نقطه ی اول

همان بی نقطه ی آدم

ولی من باز دورم

دورتر

هرلحظه دوراز خویش

وهردم دور تر از پیش

شاید ناکجا آباد باید رفتن و رفتن

نمی دانم

ولی آنقدر می دانم

پریشانم، پریشانم

و بی حد توان درخویش حیرانم

وحالم را تو میدانی

نگاهم را تو می خوانی

تویی آنکس که هرناگفته می دانی

مرادریاب ای آوای ربّانی

ابراهیم مقصودی= دیماه 96
ebrahim
ebrahim

IMG_20190518_221856_352.jpg
ebrahim
ebrahim
سلام برحضرت دوست

که هرچه داریم و نداریم از اوست

صبح شنبه ی همه به شادی وسرور

دلهاتون به سپیدی برف

وقلبها به درخشندگی نورخورشیدصبحگاهی

بهترینهای عالم درتقدیرتون باشه انشاالله.
ebrahim
ebrahim
سلام
نمی دونم !!!!!!!

بعضی ازاین پستهای تصویری برا من اینقدر گنگ و مبهم هستند که هرچند دقایقی روشون متمرکز میشم ولی چیزی متوجه نمیشم.

یا عیب از منه

یاز تصاویر !!!
دیدگاه · 1398/10/20 - 18:36 8 +
ebrahim
ebrahim
امروز عصر مراسم هفتم مادر یکی از دوستام بود

رفتم مسجد

یه آخوندی آورده بودند که سخنرانی کنه

فقط دوجمله شو میگم خودتون قضاوت کنیدآیا رفتن به اینجور مراسمات غیراز وقت تلف کردنه؟؟

می گفت: یه چوپانی بود که لابلای گوسفنداش پر از گرگ بود ولی هیچکدوم از گرگها گوسفندا رو نمی خوردند
وقتی تحقیق کردند دیدند این چوپان چون خمس اموالشو میداده گرگها گوسفنداشو نمی خوردند!!!

مطلب دوم هم یه بیت شعراز سعدی خوند ولی بجای سعدی می گفت:
حافظا گرچه سخن دان و مصالح گویی

به عمل کار برآید به سخن دانی نیست
نمی دونم روح سعدی اون لحظه چکار می کرد...
صفحات: 1 2 3 4 5