no E-M - فیس بوک ایران
012.jpg ۲۰۲۰۰۵۱۳_۱۷۴۴۳۳.jpg ۲۰۲۰۰۵۰۱_۱۲۵۱۴۳.jpg ۲۰۱۸۰۵۱۷_۱۲۵۹۱۱.jpg
ابراهیم

مشخصات

موارد دیگر
ابراهیم
349 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(38 کاربر)
ابراهیم
ابراهیم

آخرین شعرِ مرا خوب بخاطر بسپار

لحظه ای سخت مرا بین دو بازو بفشار

بوسه ای از لب لعلت بنه برسینه ی من

شاید این خاطره هرگزبِنَگردد تکرار

ماکه رفتیم خدارا به سلامت دارَش

آنکه انگیخت میانِ دل و دلبر، دیدار




دیدگاه · 1399/04/22 - 20:14 9 +
ابراهیم
ابراهیم

من با سحر غریبم و با صبحدم رفیق

نورش بسوخت خانه و کاشانه ام، دریغ




ابراهیم
ابراهیم

تو را با همه ی بی مزّه گی

یکباره سر کشیدم

هرچند که مستان

شراب راهم با مزّه

وجرعه جرعه می نوشند
دیدگاه · 1399/04/22 - 19:51 6 +
ابراهیم
ابراهیم

از الف تا یاء را خواندم، همه نام تو بود

باده ای مردافکن اندر ساغروجامِ تو بود
ابراهیم
ابراهیم

یه چیزی شتیدم

نمی دونم درسته یا اشتباه

میگن اگه نسبت به کسی احساس پیداکردی

جوریکه هروقت دیدیش سیستم طبیعی بدنت

و روحت یه حالت غیرعادی پیداکرد.

آب دهنت خشک شد و حرفات یادت رفت

یعنی اینکه عاشق شدی.

اونوقت اگه طرفت نسبت بهت سردی نشون داد

واکنش مثبتی نداشت

ازت دوری کرد و مواقعی که باید باشه، نبود

اون حس تو هم کم کم به تنفر تبدیل میشه نسبت به همه

روحت منجمد میشه و جسمت رنجور

دیگه نه به عشق اعتقادی داری و نه حرف کسی برات مهم میشه

حتی هرعملی هم که انجام بده ،نه بدت میاد و نه خوش

اونوقت دیگه جزو فنارفتگانی.
ابراهیم
ابراهیم

ای خوش آن جهلی که لیلایی شویم

مرغ اما مرغ دریایی شویم

مرغ دریایی به دریا می رود

موج برخیزد به بالا می رود

آسمان را نور باران می کند

باغ را غرق بهاران می کند

لیک مرغ خانگی درخانه است

روز و شب در بندِ مشتی دانه است

تا به کی در بند آب ودانه ایم؟

غافل از قصابِ صاحبخانه ایم؟؟
دیدگاه · 1399/04/12 - 22:37 9 +
ابراهیم
ابراهیم

عذر می خوام

از همه عذر می خوام

بخاطر اینکه هیچوقت نمی تونم عاشقانه بنویسم

یا از عشق بگم

چون هیچ وقت چیزی از عشق و عاشقی نشنیدم

عاشقانه ترین جمله ای که در اوج دوران جوانی

به گوشم رسیده این بود:

« از عشق تو من مُرغم ... باور نداری، قُد قُد»

حالا فکر کنین ازاین همه عشق و احساس چی به عمل میاد؟؟؟!!!
9 دیدگاه · 1399/04/12 - 18:21 10 +
ابراهیم
ابراهیم

یک خاطره:

یادمه 12 سالم بود نزدیکای غروب ماه رمضاون با دونفراز دوستام که هرسه نفر هم روزه بودیم تصمیم گرفتیم بریم طرف باغ ما که درختای زردآلو و شلیل های خیلی خوشمزه و خوبی داشت افطار اونجا باشیم و یه شکم سیر شلیل و زردآلو بخوریم.وقتی رسیدیم باغ هنوز آفتاب کامل غروب نکرده بود.
یه نگاهی به باغ همسایه کردیم دیدم آلوچه های زرد رنگ و هوسناکی داشت
شیطون رفت تو جلدمون و تصمیم گرفتیم ازاون آلوچه ها هم بخوریم.
ازدیوار باغ بالا رفتیم و همچنین از درخت.
هنوز ازان نداده بودند که یکی از دوستام گفت
من دیگه طاقت ندارم صبرکنم ازان بگند
شروع به خوردن کرد و ماهم به دنبالش.
نمی دونم چرا هنوز مزه ی اون افطاری که از باغ همسایه سرقت کردیم زیر دندونام مونده.
خیلی خوش مزه بود
کارهای حرام فکر می کنم کلاً اینجوری باشه.
خداکنه هیشگی مرتکب نشه والّا خیلی به کامش مزه میده و سعی می کنه بازم بره دنبالش.
12 دیدگاه · 1399/04/11 - 22:01 12 +
ابراهیم
ابراهیم

آقایون وخانمهای محترم و محترمه

اونایی که آشپزیشون عالیه

لطفاً بفرمایین

دال عدس برای چه غذایی مناسبه

وچجوری می پزند؟؟
ابراهیم
ابراهیم

در این درگَه که گَه گَه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه

به امروزت مَشو غَره، زِ فردایت نِه ای اگه
12 دیدگاه · 1399/04/11 - 16:10 10 +
ابراهیم
ابراهیم

مگه من حرف بدی زدم؟؟
ابراهیم
ابراهیم

نجابت

نه خریدنی است

ونه یادگرفتنی

بعضی ها آنقدر نجیبند که انگار نجابت از جنس اونا ساخته شده.
4 دیدگاه · 1399/04/10 - 19:56 12 +
ابراهیم
ابراهیم

واله و درمانده افتادم شبی در کوی تو

وه عجب شلاق سردی بر تنم زد بوی تو

یار با نامحرمان چرخید، اشکم خون چکید

گونه ام رنگین ودل غمگین وچشمم سوی تو

باده ی رندانه ات دادی به دستم نازنین

جام بر لب، دست آویز از کمندِ موی تو

ساقی و میخانه بودو رقص و جام و لعلِ لب

تیرِ مُژگان، بوسه ای مستانه بر ابروی تو

شد نفس در سینه ام محبوس،افتادم زِپا

بازوانت چون حمایل،شد عصا گیسوی تو

ابراهیم
ابراهیم

به نظر شما

آیا همیشه

جواب همه ی ( سلامها )

علیک است؟؟
9 دیدگاه · 1399/04/9 - 18:47 11 +
ابراهیم
ابراهیم

بهاران که می آیند

همه می دانیم

گُذرِ زمان ،

خزان را در پی یش خواهد آورد

و او را با خود خواهد برد !!!

چه زیباست بهاری که خزان در دلِ او جای گرفته

و هیچگاه شُدنی نباشد

بهارِ من

همیشه بمان هرچند با خزان.
2 دیدگاه · 1399/04/8 - 08:29 9 +
صفحات: 1 2 3 4 5