no E-M - فیس بوک ایران
012.jpg ۲۰۲۰۰۵۱۳_۱۷۴۴۳۳.jpg ۲۰۲۰۰۵۰۱_۱۲۵۱۴۳.jpg ۲۰۱۸۰۵۱۷_۱۲۵۹۱۱.jpg
ابراهیم

مشخصات

موارد دیگر
ابراهیم
394 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(42 کاربر)
ابراهیم
ابراهیم

من به تاء تو گرفتارم و تو تاء منی

من به یاء تو که بیمارم و تو یاء منی

گرچه آغازِ تو را با زِ نوشتند ولی

باء و تاء و الف ودالِ الفبای منی
3 دیدگاه · 1399/04/7 - 18:16 9 +
ابراهیم
ابراهیم

غروب جمعه که میشه

هرچی هم که خودمو سرگرم می کنم

به این و اون سر می زنم

خودمو به کتاب مشغول می کنم

میرم باغ یا باغچه و به گل ها و درختا ور میرم

ولی بازم یه جورایی دلم گرفته و اونیکه باید باشه نیست

نمی دونم چی کم داره که اینقد دلگیره.

کاش می شد غروبای جمعه آدم بخوابه که شاهد این وضعیت نباشه/
5 دیدگاه · 1399/04/6 - 20:55 8 +
ابراهیم
ابراهیم

مگس ها هم زیبایند

بیائید دوستشان بداریم

وبا آنان هم مهربان باشیم
ابراهیم
ابراهیم

آن عزیزِ دلِ من

به کوی تو در پرواز است

ای ضامن آهو

ضامن سلامتی اش

و هوادارش باش.
2 دیدگاه · 1399/04/5 - 22:02 14 +
ابراهیم
ابراهیم


اي همه آرامشم از تو پريشانت نبينم
چون شب خاکستري سر در گريبانت نبينم
اي تو در چشمان من يک پنجره لبخند شادي
همچو ابر سوگوار اين گونه گريانت نبينم
اي پر از شوق رهايي رفته تا اوج ستاره
در ميان کوچه ها افتان و خيزانت نبينم
مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت
در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبينم
قصه دلتنگيت را خوب من بگذار و بگذر
گريه درياچه ها را تا به دامانت نبينم
کاشکي قسمت کني غمهاي خود را با دل من
تا که سيل اشک را زين بيش مهمانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبینم
♫♫♫
6 دیدگاه · 1399/04/4 - 19:14 8 +
ابراهیم
ابراهیم

گلوگاه چشمه ای در دل کویر می مانم

که در تقدیرش

سیراب کردن دشتی نوشته اند

وخود از تشنگی

بیابان را سراب می بیند.
2 دیدگاه · 1399/04/4 - 18:22 10 +
ابراهیم
ابراهیم

هر کسی تو این دنیا

حتماً یک دل داره

که این دل

یا دلی را با خودش همراه می کنه و می بَره

یا با دلی همراه و بُرده میشه

این بدیهی ترین کاریه که دل می تونه بکنه

اما

هنر دراینه که دلی راکه باخودش برده

بتونه برای همیشه نگهداره

یا بادلی که همراهش شده

برای همیشه بمونه

اگر دلت هرروز دنبال یکیه

یا دلی را که بُردی نتونستی نگهش داری

بشین فکراتو بکن ببین

ضعفت در کجاست !!!
8 دیدگاه · 1399/04/3 - 20:03 14 +
ابراهیم
ابراهیم

آنکه خود را دوست خوانَد

اول خصلتش آن است که :

برایت وقت بگذارد

پای درد دلت نشیند

غم ها و غصه ها ازسینه ات براند

شادی و سرور جایگزین کرده

وبا ملایمت عیوبت را گوشزد

و تو را آگاه سازد

نه آنکه اوقات بی کاری اش

و آنگاه که بی حوصله می شود

تو را برای سرگرم کردنش مشغول دارد

وبعد از شنیدن حرفهای صادقانه ات

یا شماتت کرده

ویا در دل نیشخندت کند.

امیدوارم چنانچه دوستی داری

در معنای واقعی اش باشد.
2 دیدگاه · 1399/04/3 - 16:31 16 +
ابراهیم
ابراهیم

بارخدایا:

تو می دانی که دل متاعی است بسیار باارزش.

توفیقمان ده که آن را به هرکسی نسپاریم

وچون دُرّی گرانبها مراقبتش کنیم

زیرا

بسیاری ار ناکسان در لباس کسان

جلوه کرده و دلربایی می کنند.


6 دیدگاه · 1399/04/2 - 21:03 14 +
ابراهیم
ابراهیم

بیش از نیم قرن عمری بابرکت از خداوند گرفته ام

بابت لحظه لحظه اش هزاران بار شاکرم

شاید بسیاری از مسائل را که در باورت هم نمی گنجد به تجربه آورده و به چشم دیده ام

درد را به عینه چشیده ام و درمان را نیز هم

غم را با همه ی وجود لمس کرده ام و شادی را نیز هم

وصل را در اعماق قلبم حس کرده و هجران را نیز هم

امّا

تنها موضوعی که نتوانسته مرا متقاعد به بودنش و وجودش کند

« عشق » است و بس.


7 دیدگاه · 1399/04/1 - 19:21 10 +
ابراهیم
ابراهیم

وقتی می بینی بعضیا همیشه از خوبی ها حرف می زنند

همیشه شادند

ودائم خدارا شکر می کنند

فکر نکن که اینا هیچ مشکلی تو مسیرشون نیست

یا تا حالا مشکلی نداشتند

از بس اینا با مشکلات دست و پنجه نرم کردند و مبارزه

دیگه سنسورهای حساسیت نسبت به مشکلاتشون از کار افتاده

وتشخیص مشکل براشون غیرممکن شده.
1 دیدگاه · 1399/04/1 - 07:02 14 +
ابراهیم
ابراهیم

چادرنماز گل گلی ، پشت بومای کاهگلی

آی حوضا آی فواره ها ، آی باغا آی پروانه ها

سرکوچه تابستونا ، این پا و اون پا کردنا

با بچه ها گپ زدنا ، به انتظار ایستادنا

تا تو بیای و ردّ بشی

بلای جونِ من بشی
دیدگاه · 1399/03/29 - 18:30 14 +
ابراهیم
ابراهیم

ای زلفِ تو هر خَمی، کمندی

چشمت به کرشمه، چشم بندی

مَخرام بدین صفت، مبادا

کز چشمِ بَدَت رسد گَزندی
حضرت سعدی
دیدگاه · 1399/03/28 - 23:03 14 +
ابراهیم
ابراهیم

آی روزگار

و آی زندگی

اگر سرِ جنگ داشته

ومی دوی تا مرا خسته کنی

باید باصدای بلند فریاد بزنم که:

راه را اشتباه می روی

من خسته شدنی نیستم

نمی بُرم

واز پای در نمی آیم.
دیدگاه · 1399/03/28 - 09:21 14 +
ابراهیم
ابراهیم

هر صبح که از خواب برمی خیزی

وچشمانت را به این جهان زیبا می گشائی

دست های زیادی برای دستگیری به سویت دراز شده

ومنتظرند که دستت را در دستانشان گذاشته وازآنان مدد بخواهی از هر طیف و هر نوعی

اما همواره دستی بالاتراز همه ی دستها وجود دارد

بی شیله پیله بسویش دعوتت می کند

تو را می خواند وانتظار دارد او را بخوانی

بااین عبارت که: « اُدعونی ،اَستَجِب لَکُم »

اگر عاقل باشی از میان همه ی دستها،

دستت را درمیان دستانش می گذاری

واز او کمک می خواهی که بهترین یاریگر ودوستت می باشد.

نه رهایت کرده ونه از تو چیزی می خواهد

که او بی نیاز از همه ی خواستن هاست...

آی تو !!!

دستم را بگیر که باقی دست ها فانی و گذرایند...
2 دیدگاه · 1399/03/26 - 08:00 18 +
صفحات: 3 4 5 6 7