no E-M - فیس بوک ایران
012.jpg ۲۰۲۰۰۵۱۳_۱۷۴۴۳۳.jpg ۲۰۲۰۰۵۰۱_۱۲۵۱۴۳.jpg ۲۰۱۸۰۵۱۷_۱۲۵۹۱۱.jpg
ابراهیم

مشخصات

موارد دیگر
ابراهیم
394 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(42 کاربر)
ابراهیم
ابراهیم

آخرین پست

... هرتقطه ی آغازی را یقیناً پایانی است

وهرکس در نقطه ای که باید به انتها برسد می رسد

روزی که شروع کردم بودنم رادر این فضای سرشار از صمیمیت

همواره نگران بودم که مبادا زمان رفتن برایم دلبستگی و وابستگی ایجاد شده باشد

وخداوند را سپاس می گویم که دراین مدت حضور واز سرِ لطف

دوستانی بی حد مهربان عنایتم کردواز نعمت همکلامی و آموختنشان متنعم

دست یکایک دوستان را می بوسم وتمامی را به خداوند می سپارم

امیدوارم لحظه لحظه ی زندگیتون سرشار از سرور و شادی

همراه با سلامتی وعاقبت بخیری باشد.

اگر رنجشی بود به بزرگواری ببخشید وحلالم فرمائید.

خداوند نگهدارتان.

دوستدار همیشگی شما = ابراهیم
3 دیدگاه · 1399/05/28 - 13:21 10 +
ابراهیم
ابراهیم

من همه ثاتیه ها را گذرا دانستم

غافل از آنکه گذشتم ز همه ثانیه ها

وه عجب دردِ غریبیست

گذر کردن و بُگذاشتنِ عمر

پسِ سایه ی خود

دیدگاه · 1399/05/28 - 07:59 7 +
ابراهیم
ابراهیم



... و تو معنای الفبای وجودی

یا که آرامگهِ پاکِ جبین وقت سجودی

وندراین خانقه وخرقه ی پشمینه قنودی

تو که صد بار مرا برقع ازآن چهره گشودی

جام را،باده چرا از دل دیوانه ربودی

تو که هستی،تو که بودی

دیدگاه · 1399/05/27 - 21:26 10 +
ابراهیم
ابراهیم

سلام برهمه

یک سؤال؟؟

تا چه حد به فضای مجازی اعتماد دارید؟

آیا مطمئن هستید با کسی که حرف می زنید واقعاً همونی باشه که می گه؟

آیا اصلاً لازمه که اعتماد داشته باشید؟؟
ابراهیم
ابراهیم



گه نگاه عاشقم رااز تو پنهان می کنم
گاه سررادرسرای خواجه مهمان می کنم


گاه شب راتاسحرخاموش میریزم سرشک
درد هجرِ خویش با یاد تو درمان می کنم


گاه صدهاعاشقانه می فرستم سوی تو

صد گله گاهی زِ اوضاعِ پریشان می کنم


گاه در بندِ توافق های ماضی مانده ام

ازسرِمستی زمانی نقض پیمان می کنم


گاه از یاران جدا، تنهای تنها می شوم

باده نوشان، رقص درجمع عزیزان می کنم


ساحلی آرام، روی ماسه ها افتاده گاه

گه سوارِ موج در دل عزمِ طوفان می کنم


گاه بالا می روم از قله تا اوجِ جنون

درمیانِ وادیه گه یادِ باران می کنم


من که وصفِ عاشقان رادرسفرها خوانده ام

بهرِ کشفِ خود سفر تا عمقِ جانان می کنم


در عجب ازاین همه اضداد می مانم گهی

کسریِ خود را میانِ خویش جبران می کنم


گاهگاهی با«دلارام» این غزل می خوانم و

ولوله برپای و شادی را دوچندان می کنم

ابراهیم مقصودی«دلارام»

6 دیدگاه · 1399/05/20 - 00:07 11 +
ابراهیم
ابراهیم

چشم انتظارِیارنشستم به سوی دوست

پرواز کرده مرغ دلم تا به کوی دوست

دارم به سر هوای دمی دیدنِ رُخَش

تا پروریده در دلِ خود آرزوی دوست
دیدگاه · 1399/05/19 - 17:50 8 +
ابراهیم
ابراهیم

دیوانه منم ، زار منم، یار شمایی
آن دلبرِ عاشق کشِ عیّار شمایی

در میکده ی عیش اگر باده و جامیست
هم ساغر و هم باده ی غمخوار شمایی

من دست به دامانِ تو آویزم و گویم
زخم است دلم، مرهم عطار شمایی

طی گشت همه عمر پیِ دیدنِ رویت
بنمای دمی چهره که دلدار شمایی

تا شانه کنم زلفِ پریشانِ سیه را
آیینه ی شاهانه ی لب دار شمایی

هرسوی که خواهی بکشی بندِ دلم را
فرمانده و فرمانبر و زُنّار شمایی

تا بوده «دلارام» تو در طالع و بختش
شاد است که یارش به همه کار شمایی

ابراهیم مقصودی«دلارام»

ابراهیم
ابراهیم

شبی مهتابی

وهوایی رؤیایی

همسفر با دل

به قایقی بادی

در دریایی آرام شدم

آنچنان محو گفتگو بودیم

دست های دلم از قایقِ سینه بیرون افتاد

کوسه ای سر رسید

دستهایش بلعید

ودلم با خود برد

تنها ماندم


ابراهیم
ابراهیم

یک سخن ، یک نکته

دقت کردید تازگی ها

تا می خوای با یکی دوکلمه اختلاط کنی

طرف بلافاصله تیپ فلاسفه و دانشمندا بخودش می گیره

و با یک قضاوتی عجولانه

اول تورو قضاوت کرده

و بعد وقیحانه برات تصمیم می گیره؟؟

دیدگاه · 1399/05/13 - 21:31 4 +
ابراهیم
ابراهیم


چنان پُرخواب چشمانم،تو راهم تار می بینم

که حتی سایه ات را آنسوی دیوار می بینم

گرفتم فال از حافظ به هنگام نماز امشب

خوشم زانروکه در طالع، زتو دیدار می بینم
دیدگاه · 1399/05/13 - 15:41 9 +
ابراهیم
ابراهیم

در باغچه ام گلی خواهم کاشت

که بوی من بدهد

نه مثل شب بو

که فقط فضای شب را عطرآگین کند

ونه مانند رازقی

که صبحها را باطراوت سازد

گلی خاص که تمام لحظه ها

فضای اطرافش سرشار از عطر من

تا تو هردم باعبورت مالامال از من گردی
ابراهیم
ابراهیم

امروز عیذ قربان است

ومن تمام گذشته ام را که به خود مشغول بوده و پرداخته ام

در مسلخ عشق قربانی می کنم

به امید آنکه

همه ی آینده ام تو باشی

ای دوست، ادرکنی !!


16 دیدگاه · 1399/05/10 - 16:15 14 +
ابراهیم
ابراهیم

این روزها دنیا پر از خط کشی های قرمز،زرد ،سفید و غیره شده

مثل بیمارستان ها

که وقتی وارد میشی اینجور خط کشیهایی داره.

و تو با هر قسمتی که کارداشته باشی بوسیله یک خط بارنگ خاصی مشخص شده.

سر خط راکه بگیری و بری خودش تو رو به مقصد می رسونه.

دلت رابه یکی ازاین سرخطهای دنیا که فکر می کنی

جایی که می خوای می رسه بسپر

و بدون اینکه به دوروبرت توجه کنی

بخداتوکل کن و برو جلو

حتماً به مقصد ایده آلت می رسی.

شرطش توکل به خدا و بی توجهی به اطرافه.
2 دیدگاه · 1399/05/9 - 12:05 12 +
ابراهیم
ابراهیم

نه عاشقانه می نویسم

ونه می توانم از عشق بگویم

اما آنچه حقیقت است

از روزی که خروسم را چون خلیل

به قربانگاهِ ذبح بردم

دو مرغ بیوه ساخته ام

که غروبها سرهایشان

جایی غیر از لای پرها

برای آسودن ندارد
دیدگاه · 1399/05/8 - 21:54 7 +
ابراهیم
ابراهیم

خواهی که جهان در کفِ اقبالِ تو باشد

خواهانِ کسی باش که خواهانِ تو باشد


6 دیدگاه · 1399/05/8 - 15:06 8 +
صفحات: 1 2 3 4 5