no Shinashah_77 - فیس بوک ایران
Shina

Geologist [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
Shina
7 پست
زن

دنبال‌کنندگان

Shina
Shina

خدا یکاری بکن بال پرنده نشکنه

بیا یکاری بکن قایق من بی مقصده
تو بگو کجا برم دردمو به کی بگم
نمیدونــــــــــــــــــــــــــمـــــ....
Shina
Shina

چی میشه آدمای مهم زندگیمونم مثل ما فکر میکردن و به جای مدام سنگ انداختن جلوپای آرزوهامون یه قدم برای براورده کردن اونا برمیداشتن....

Shina
Shina

عاشـــــقمـ هنوز امــــــــا داغونمـ...

Shina
Shina

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای ز امروز ها ‚ دیروزها

دیدگانم همچو دالانهای تار

گونه هایم همچو مرمرهای سرد

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد درد

می خزند آرام روی دفترم

دستهایم فارغ از افسون شعر

یاد می آرم که در دستان من

روزگاری شعله میزد خون شعر

خاک میخواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل به روی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یکسو می روند

شعر زیبای مرگ من از فروغ فرخزاد

پرده های تیره دنیای من چشمهای ناشناسی می خزند

روی کاغذها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد

بعد من، با یاد من بیگانه ای

در بر آینه می ماند به جای

تار مویی نقش دستی شانه ای

می رهم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جا مانده ویران می شود

روح من چون بادبان قایقی

در افقها دور و پنهان میشود

می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها و ماهها

چشم تو در انتظار نامه ای

خیره میماند به چشم راهها

لیک دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد خاک دامنگیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بعد ها نام مرا باران و باد

نرم میشویند از رخسار سنگ

گور من گمنام می ماند به راه

فارغ از افسانه های نام و ننگ

Shina
Shina

انتظار خبری نیست مراقاصدک

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟

از كجا وز كه خبر آوردی؟

خوش خبر باشی، اما، ‌اما

گرد بام و در من

بی ثمر می‌گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری

برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس

برو آنجا كه تو را منتظرند

قاصدک!

در دل من همه كورند و كرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه‌های همه تلخ

با دلم می‌گوید

كه دروغی تو، دروغ

كه فریبی تو، فریب

قاصدک! هان، ولی… آخر… ای وای

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام، آی! كجا رفتی؟ آی

Shina
Shina

خانه‌ام ابریست

یکسره روی زمین ابری ست با آن

از فراز گردنه خرد و خراب و مست

باد می‌پیچد

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من!

آی نی زن که تو

را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟

خانه‌ام ابریست اما

ابر بارانش گرفته ست

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،

من به روی آفتابم

می برم در ساحت دریا نظاره

و همه دنیا خراب و خرد از باد است

و به ره، نی زن که دائم می‌نوازد نی، در این دنیای ابراندود

راه

خود را دارد اندر پیش

Shina
Shina

جز من را که چاره نیست

بایدم تا زنده ام با درد زیست
عاشقم من،عاشقم من ،عاشقم
عاشقی را لازم آید درد و غم
راست گویند این که من دیوانه ام
درپی اوهام یا افسانه ام
زان که برضد جهان گویم سخن
یا جهان دیوانه باشد،یاکه من...