no Zahra073 - فیس بوک ایران
Screenshot_20220507-190215_Samsung Notes.jpg download.jpeg Profile-photo-artistic-27.jpg Screenshot_2019-10-02-22-04-50-1.png
Zahra

زمانی پخته می شی که می فهمی نیازی نیست به هر چیزی واکنش نشون بدی یا به هر حرفی جواب بدی ... [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
Zahra
22 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(44 کاربر)
Zahra
Zahra

بالا رفتن سن حتمی است ... اما اینکه روح تو پیر شود ، بستگی به خودت دارد ... ! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...

ﻫﺮ ﻓﺼﻠﺶ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﺍﻥ : ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﮐﺎﺷﺖ ﺑﺎ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﺮﻗﺺ،

ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﭽﺮﺥ،

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ....... ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻨﺸﯿﻦ،

ﺑﺎ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺮﺳﯽ ﺑﻨﺸﯿﻦ . ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﺑﺨﻮﺍﻥ ....... ﻭ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ ...

ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ... ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ !!!

دیدگاه · 1401/04/5 - 17:20 5 +
Zahra
Zahra

آدمها مثل گل اند . بعضی را اگر بینی درون گلبرگهاشان فرو كنی ، به عطسه ای مهمانت می كنند . بعضی را اگر دست به حریمشان دراز كنی ، دستت را با خارشان زخمی می کنند . خار لازمه زیستنشان است . بعضی آن قدر در هم پیچیده اند كه عمقشان پیدا نیست . بعضی زود می میرند و بعضی حتی اگر از ریشه جداشان كنی ، مدتها زنده می مانند . بعضی مثل كاكتوس استوار و سخت اند یا مثل شقایق ، احساساتی ، زود رنج و زود مرگ . بعضی را باید نشست و فقط تماشا كرد . بعضی را می برند سر مزار ، بعضی را وقتی می خواهند بروند عیادت بیمار می برند و بعضی را عشاق به هم می دهند . بعضی گل آپارتمان اند ، نور غیر مستقیم ! بعضی را باید زیر آفتاب كاشت تا رشد كند . اصلا گل آفتاب اند . بعضی مال دوره خاصی از زمان اند . بعضی را در همه فصول می توان یافت . ممكن است گاهی شاداب تر شوند و گاهی پژمرده اما می مانند ، زندگی می كنند ، مبارزه می كنند . نبود هركدام از اینها نقص در هستی است . باید باشند و هستند . حالا تو از كدام دسته گلهایی ؟

Zahra
Zahra

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺍﺳـت ﮐﻪ

ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺗــــــــــﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫــد ﻭ

ﺑﯿﺸـــﺘﺮ ﺍﺯ ﺗــــــــﻮ ﻫﯿـــــــــــﭻ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ

ﺗــــــــــﻮ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗـــــــﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﺷﯽ...


دیدگاه · 1401/02/22 - 15:10 9 +
Zahra
Zahra

...

Screenshot_20220507-190215_Samsung Notes.jpg
2 دیدگاه · 1401/02/17 - 19:07 11 +
Zahra
Zahra

یه روز یه کفش دیدم ک خیلی ازش خوشم امد, با اینک برام تنگ بود وپامومیزد خریدمش!! فروشنده میگفت:نگران نباش جا باز میکنه...!! مدتها گذشت اما اون کفش جا باز نکرد!! با خودم میگفتم تو مسیرای کوتاه میپوشمش اما بازم اذیتم میکنه و پامو زخم میکنه...!! ولی من خیلی دوسش داشتم...!! تا بالاخره یه روز,اون کفش و کنارگذاشتم!! امید من واسه جاباز کردن اون کفش بی موردبود.. اون کفش سایز پای من نبود... درسته ک خیلی می خواستمش,ولی ب درد من نمیخورد!! خلاصه از اون کفش هیچی واسم نموندجز زخمهایی ک روی پاهام گذاشته بود...!! بعضی از ادمها هم درست همین طورند!! بایدکنار گذاشتشون چون ب سایز قلبمون نمیخورن, حالا هرچقدهم ک دوسش داشته باشیم...

2 دیدگاه · 1401/02/17 - 18:47 10 +
Zahra
Zahra

مهـم نیسـت کـه آخریــن زلزلـه زنـدگـی ات چنــــد ریشتــر بــود مهــم نیسـت کـه در آن زلزلـه چه چیـزهــــایی از دســت دادی مهــم ایـن اسـت کــه دوبـــــاره از نــــو بســــازی جهـــــانـت را … زنــــــدگی ات را … بــــــــاورت را … “مهـــم شـــروع دوبــــاره اسـت” . . . چه لطيف است حس آغازي دوباره . . . . . . چه زيباست رسيدن دوباره . . . . . . به روز زيباي آغاز نفس كشيدن . . . من کوچ می کنم... از بین آدمهایی که فقط چشمهایشان خیره به خود خواهی خودشان است آدم های سنگ... آدم های آهن... آدم های كاغذ... یكی بی پاسخت می گذارد! یكی به التماسهایت نیشخند می زند! یكی به بهانه یك پرسش عذابت می دهد! یكی غرورت را به خاك می كشد! یكی هم ... می شود و دلت را هزار بار میشکند! لعنت به همه ی خوبی های عالم وقتی كسی قدرش را نمیداند

دیدگاه · 1401/01/13 - 06:34 2 +
Zahra
Zahra

در طی بعضی طوفان های زندگی کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی ، مگر از خودت

متوجه میشی بعضی را " هرچند نزدیک " نباید باور کرد …

میفهمی بعضی را " هرچند صمیمی " نباید حساب کرد …

میفهمی بعضی را " هرچند آشنا " نمی توان شناخت …

چرا که گاهی انسان ها از آنچه دوست داشتند باشند سخن می گویند، نه از آنچه هستند !!!!

و این اصـلا تلخ نیست ،شکست نیست ، " آگاه شدن " نام دارد ؛

ممکن است در حین اگاه شدن درد بکشی …

این آگاهی دردناک است اما … تلخ هرگز..

1 دیدگاه · 1401/01/5 - 23:40 2 +
Zahra
Zahra

میدانی رفیق . . . زندگی ات را منوط به بودن و نبودن آدمها نکن . . . روی پاهای خودت بایست تا تنهایی را بیهوده نیابی . . .

هیچ کس را بهترین زندگی ات خطاب نکن. . .

یادت باشد آدمها که بهترین خطاب شوند خیالاتی میشوند . . .

هوا برشان میدارد . .

تغییرت میدهند . . .

آنوقت تو میمانی و یک دوگانگی شخصیت . . .

همیشه یادت باشد رفیق . . .

کسی بهترین زندگی تو میشود که خودش بخواهد. . .

دیدگاه · 1401/01/4 - 20:00 2 +
Zahra
Zahra

زن بودن ، مهارت می خواهد ...
باید بلد باشی پایِ اجاق گاز ، حینِ سرخ کردنِ کتلت ، با خودت فکر و خیال هایِ عاشقانه کنی و شعرهایِ دلبرانه بگویی ، در حالی که غذایت نه ذره ای بسوزد ، نه بی نمک باشد ...
باید بتوانی هنگامِ شستنِ ظرف ها ، موسیقیِ دلخواهت را زمزمه کنی ، چشمهایت را ببندی و با همان حالتِ ژولیده و دستهایِ کف آلود ، تصور کنی رویِ صحنه ای و هزاران نفر تو را تشویق می کنند ...
زن که باشی ، باید بتوانی در حالی که لباس می شویی و جارو می کشی ، به همه چیز فکر کنی ... فکر کردنی که انتهایش بشود تصمیم های مهم و سنجیده گرفت ...
زن هایِ خانه دار ، استعدادهایِ کشف نشده ای هستند که به حرمتِ زن بودن ،
متواضعانه در مقامِ یک همسر و یک مادر ، کنجِ خانه مانده اند و بی هیچ توقعی برایِ دنیایمان زنانگی می کنند ...
زن بودن ، ساده نیست ...
پیچیده ترین فرمولِ آفرینش است ...


download.jpeg
3 دیدگاه · 1398/08/3 - 21:43 2 +
Zahra
Zahra
من بهترین آدم هایِ زندگی ام را در بهترین زمان ها شناختم .
هر بار که در کاری موفق می شدم ، کسانی بودند که پا به پایِ من ، شاد می شدند ، کسانی که مرا از خودشان می دانستند و شادیِ من ، عمیقاً خوشحالشان می کرد .
و من بدونِ درنگ این آدم هایِ ناب را برایِ ابدِ بودنم و برایِ همنشینی ذخیره می کردم .
شاید آدم هایِ کمی اطرافِ خودم نگه داشتم ، اما بهترین هایِ جهان را دارم . و دور تر ایستاده ام ؛ از دیگرانی که هم سویِ باورهایم نیستند ، که بودنم ، عقایدم و لبخندم ، آزارشان می دهد !
دلیلی ندارد با کسانی معاشرت کنم که شادی و خوشبختی ام غمگینِ شان می کند ، دلیلی ندارد بمانم و آرامشِ خودم و آن ها را خراب کنم !
ترجیح می دهم همه را دوست داشته باشم ، پس دور تر می ایستم تا آدم ها فرصت نکنند تصوراتِ من از خودشان را خراب کنند .
آموخته ام از آدم هایی که هم فرکانسِ من نیستند فاصله بگیرم ، قبل از اینکه از دوست داشتنشان پشیمانم کنند ،
قبل از اینکه کار را به جاهایِ باریک بکشانند !


Profile-photo-artistic-27.jpg
Zahra
Zahra
تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟!
راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟
چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟
چرا اینهمه لاغر شده ای؟
رنگت چرا این همه پریده؟!
اینها سئوال های تلخ خالی کننده ای هستند...
و بدتر از اینها اینکه بپرسی
فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟ چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است؟ خانهء قدیمت بهتر نبود؟
چرا از یکدیگر سئوال هایی می کنیم که ممکن است هم را مجروح کنیم؟!
چرا از هم نمی پرسیم که این روسری چه قدر به تو می آید از کجا خریدی اش...
یا چرا به هم نمی گوییم چه قدر چشمانت برق می زند...
چه قدر این رنگ مو به تو می آید...
چه قدر در کنارت از گذشته آرام ترم....
چه قدر دلتنگ بوده ام و چه خوب که بعد از این همه وقت دوباره دیدمت...
به موهای سفیدی که از حاشیه روسری دوستمان بیرون آمده چه کار داریم...
اگر بخواهد خودش درباره اش با ما حرف می زند...
به لایه های چربی ای که ممکن است بر بدنش افزوده شده باشد...
یا به چین و چروک های صورتش....

این عبارت، چه قدر عبارت بی رحمانه ست و بی رحمانه تر اینکه از زبان یک دوست شنیده شود:
چه قدر داغون شد ی!!!
داغون شدی یعنی چه؟!

یعنی اتفاقی ناگواري خستگی هایی بیشمار بر پشت و شانه های دوستمان، آشنایمان یا عزیزمان وارد آمده است و حالا که ما بعد مدت ها او را دیده ایم با گفتن این عبارت باید حتما به او بفهمانیم که تو داغون شدی و من این را از پوستت، از صورتت، از لاغری ات و از گودی پای چشمانت فهمیده ام!!

و من پتک محکم تری بر سرت فرو خواهم آورد تا تو خراب تر ازین که هستی شوی...
اصلا چرا از هم سئوال می کنیم.... چرا می پرسیم : این مدت که نبودی کجا بودی؟

چرا کلمات و جملاتمان را نمی سنجیم!
ممکن است واقعا کسی با یک جمله ی سادهء ما زخمی تر از آنچه هست شود.
کمی صبور باشیم...
کمی صبور در ابتدای دیدارها، وهمدیگر را با سئوالهای تاریک و غمگین کننده نیازاریم!


Screenshot_2019-10-02-22-04-50-1.png
Zahra
Zahra

اشکالی ندارد!
بگذار تمام دنیا پشتت را خالی کنند
بگذار هیچ کس هوایت را نداشته باشد
بگذار بی پناه و بی پشتوانه رهایت کنند
شانه هایت را بالا بینداز
باخودت تکرارکن؛
فدای سرم...
فدای سرم اگر برایشان خوب خواستم و خوبِ مرا نمی خواستند..
فدای سرم که دنیایشان با دنیای من فرق داشت..
نفسی عمیق بکش
به اهدافت خیره شو..
خودت را گول نزن!
تو تا همین جایش هم کسی را نداشتی
اما توانستی..
ادامه اش برای تو؛
هیچ کاری ندارد..
دیگران را بیخیال...
باز هم روی پاهای خودت بایست..
هرگاه باور کنی "هیچ شانه ای امن تر از شانه های خودت نیست" ؛
به قله خواهی رسید
همه چیز به خودت بستگی دارد
خودت را باور کن!

1 دیدگاه · 1398/07/8 - 22:31 1 +
Zahra
Zahra
فقط مثبت‌ها را اطراف خود نگه دار! آدم منفی‌ها چاه انرژی‌اند . آن‌ها مانند افراد مریض و بیماری هستند که مرضشان به شدت واگیردار است .
ممکن است بعضی‌ از این به شدت منفی‌ها افراد فامیل و حتی دوستان صمیمی‌ات باشند ، فرقی نمی‌کند .
به عنوان یک اصل بپذیر که منفی نگاه کردن به دنیا ، بزرگترین ضربه‌ای است که یک فرد می‌تواند به خودش و آدم‌های اطرافش بزند .
قانونی که باید رعایت کنی حذف یا نهایتا محدود کردن روابط خود با این افراد است قانون نشست و برخاست فقط با مثبت‌ها می‌گوید : با آدم‌هایی رفت و آمد و نشست و برخاست کن که : تو را واقعا دوست دارند . تشویقت می‌کنند . به تو انگیزه می‌بخشد .
دلگرمت می‌کنند .
به تو غنایی می‌بخشند .
و از همه مهم‌تر تو را خوشحال می‌سازند .

Screenshot_2019-09-06-01-46-57-1.png
Zahra
Zahra
برای خودت زندگی کن ؛
نه برای نظرات دیگران ،
نه برای خواستِ آدم ها ،
و نه برای دوست داشته شدن ...
بی توجه به حرف ها ، نگاه ها و دغدغه های بی فایده ؛ هدف های خودت را دنبال کن و موفق شو ...
زندگی ات را آنقدر زیبا بساز که برای شاد بودنت نیاز به هیچ واسطه ای نداشته باشی !
کسی باش که حضورش ؛ آرزوی آدم هاست ،
نه کسی که حقیرانه منتظر می مانَد تا لابه لای هوس های بیشمارِ آدم ها ، انتخاب شود !



Screenshot_2019-09-06-01-47-26-1.png
Zahra
Zahra
ﺗﻮﻯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ!
ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻡ،
ﺍﺻﻼً ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ
ﻧﻤﯿﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺵ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ...
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ، ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ،
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ، ﺍﻭﻧﻢ ﻧﻪ ﯾﮑﯽ، ﻧﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ! ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﺮﻡ، ﺁﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ!!!

ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺧﻢﮐﺮﺩﻥ ﻫﻢ
ﻧﺪﺍﺷﺖ..!!
ﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ، ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ، ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺁﻭﺭ
ﻫﻢ ﺑﻮﺩ...!
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﮔﺬﺭ...
ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﺳﭙﺮﯼ...
ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ،
ﺍﻣﺎ...
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ:
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
ﭘﺲ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ، ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ؛
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﯼ...
ﭘﺲ ﻓﻘﻂ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺵ
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ...

Screenshot_2019-09-04-00-16-49-1.png
صفحات: 1 2