no alone01 - فیس بوک ایران
mom-4-e1539101622585.jpg 46945708_268484160509175_9208579324945366369_n.jpg 46965678_797183393964097_5477471318504517506_n.jpg 1053500x499_1421704497492021.jpg
alone01

مشخصات

موارد دیگر
alone01
25 پست

دنبال‌کنندگان

alone01
alone01

فدایت...

mom-4-e1539101622585.jpg
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:53 3 +
alone01
alone01

نفسام به نفسات بنده{-41-}

46945708_268484160509175_9208579324945366369_n.jpg
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:48 2 +
alone01
alone01
{-41-}
46965678_797183393964097_5477471318504517506_n.jpg
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:46 1 +
alone01
alone01

عاشقشم{-41-}

1053500x499_1421704497492021.jpg
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:45 1 +
alone01
alone01
مد شده ای در شهر … به همه می آیی جز من !!! شاید مقصر منم که قدیمی ام ؟!
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:44 1 +
alone01
alone01
ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ …
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:43 1 +
alone01
alone01
آدم حسابی نیستم
اشتباه زیاد دارم
کامل هم نیستم
حتی غیرمعمولی هم نیستم
بعضی وقتا دیوونم
شایدم همیشه ولی حداقل خودمم و خودم رو شبیه کسه دیگه ای نکردم …
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:43 2 +
alone01
alone01
زندگی سزای کسی ست که به شکم مادرش لگد میزند !!!
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:42 2 +
alone01
alone01
به یاد همه اونایی که از پیش ما رفتند …
چه اونایی که مرگ اونارو برده …
چه اونایی که باد اونارو برده …
ولی ما هنوز به خدا سفارششون میکنیم !
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:42 2 +
alone01
alone01
قطار باید اسیر ریل بماند چون نتیجه آزادیش فاجعه است !
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:41 2 +
alone01
alone01
آدمهای شکسته دو دسته اند :
آنهایی که یکباره از دست یک نفر افتاده اند و آنهایی ک یواش یواش از دست همه ترک برداشته اند …
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:41 2 +
alone01
alone01
میان مرغان مهاجر ، آنکه در انتهاست شاید ضعیف ترین باشد اما او دلبسته ترین است !
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:40 2 +
alone01
alone01
دلم به حالی پسری سوخت که وفتی گفتم کفش هایم را خوب رنگ کن ، گفت خاطرت جمع باشد مثل سرنوشتم برایت سیاه میکنم …
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:40 1 +
alone01
alone01
تند رفت کودکی های من با آن دوچرخه ی قراضه اش که همیشه ی خدا پنچر بود …
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:38 1 +
alone01
alone01
باران میبارید …
از درزهای کفش کهنه کودکی سردی باران را … وقتی که از کنار نانوایی رد میشد …
از نگاه ناتوان برای خرید نان داغ ، عشق را دیدم که در چشمانش به مروارید شبیه تر بود !!!
خدایا به آسمانت چیزی بگو !
دیدگاه · 1398/05/13 - 19:37 1 +
صفحات: 1 2