no aylar - فیس بوک ایران
IMG_20220725_031404_850.jpg ۲۰۲۲۰۷۲۱_۰۰۲۷۲۶.png VID_20220708_170748_801_1.gif ۲۰۲۲۰۶۲۵_۱۵۲۲۳۵.png
آیلار دختری در مزرعه

مدیر گروه دوستان قدیمی نایس فان :) [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
آیلار دختری در مزرعه
25158 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(234 کاربر)

برچسب ‌های شخصی

آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
دیروز جشن نجاتم بود ...
امروز عزای نابودیم ...
چه شیرینی تلخی!!!
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
حضرت خیام به زیبایی چرخه زندگی رو توی دو بیت توضیح دادند:

یک چند به کودکی باستاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم ...

IMG_20220725_031404_850.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
اگر به هوا پری مگسی باشی، اگر بر روی آب روی خسی باشی، دل به دست آر تا کسی باشی.
بایزید بسطامی
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

**

جملات کوتاه زیبا و پر معنا

آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
روزی سقراط با یکی از بزرگ زادگان روبرو گشت، بزرگ زاده نام پدران خود را بر سقراط شمرد و به آنان افتخار کرد و سقراط را تحقیر نمود و به او گفت:
تو از خاندان بی قدر و پستی هستی ! سقراط در جواب گفت: ای فلان! پدران تو همه اشخاص بزرگ و عالی قدر و صاحب مقامات و درجات بسیار بوده اند،

ولی تو خود نتوانستی مقام و منزلتی برای خود بسازی. و اما نسب من از خودم شروع میشود. من در راس خانواده ای هستم که از من آغاز شده است، ولی خانواده تو، به تو ختم میشود! پس تو ننگ خاندان خویش هستی و من شرف و افتخار خاندان خود میباشم.
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
من با کسانی که به تقدیر معتقدند هم‌نظر نیستم. آن‌ها آه‌و‌ناله سر می‌دهند و مسئولیت همه چیز را از شانه‌های خود برمی‌دارند و منتظر ترحم دیگران می‌مانند. من معتقدم آدم خودش مسیر زندگی‌اش را تعیین می‌کند. من خودم مسیر زندگی‌ام را تعیین کرده‌ام و همین است که به آن ارزش می‌بخشد. و مسئولیت همه‌چیز را هم بر عهده می‌گیرم.

کتاب : به هوای دزدیدن اسب ها
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
پادشاهی خدمتکاری داشت که بسیار شاد بود، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم...

پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است. پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟! وزیر گفت قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید. پادشاه چنین کرد...

خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد. ۹۹ سکه ؟! و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد، و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانیند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.

خوشبختی در سه جمله است:
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
دوستان پیج اینستاگرامم اینجور شده
کسی میدونه چطو میشه درستش کرد؟؟؟
خواهشا کسی میدونه بگه خیلی برام مهمه
۲۰۲۲۰۷۲۱_۰۰۲۷۲۶.png
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
امروز به آدم‌هایِ خوبِ زندگی‌تان فکر كنيد
به هر چیز یا هر کسی که دنیایِ تان را
زیبا و حالِ تان را خوب می‌کند
به تمام لحظه هاي خوبی که در راهند
به اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد
لبخند بزنيد ❤️
VID_20220708_170748_801_1.gif
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
هر ݪحظہ مرا بیم فرو ریختن است ...
همچو شـہرے ڪـہ بر روے
گسل زݪزݪــہ هاست ...
∂ғάяί
∂ғάяί
IMG_20220625_152310_411.jpg
باز نشر توسط aylar
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

از دروازه ی سپیده

تا دریچه ی شب
میخواهم با بیداریِطُـ♥
رویا ببینم
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

پر نقش تر از فرش دݪم بافتہ اے نیست

از بس ڪـــہ گره زد بــہ گره ؛ حوصݪہ ها را
یڪ بار هم اے عـݜق من از عقݪ میندیش
بگذار ڪـــہ دݪ حݪ بڪند مسئلـہ را . . .
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

من بے طُـ♥ شـعر خواهم شد

خواهم چڪید از سر واژه ها
↩طُـ در ڪدامین آغــوش
بـہ خواب رفته اے،
ڪہ بـے خیاݪ شده اے…
صفحات: 1 2 3 4 5