no behrooz_naeej - فیس بوک ایران
1452246137989470_large.jpg 1462688456881717_large.jpg 1455896979376828_large.jpg 1460299498771592_large.jpg
بهروز نائیج

انسانیت بهترین دین دنیاست من پیرو این دینم [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
بهروز نائیج
16 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(13 کاربر)
بهروز نائیج
بهروز نائیج
قصه مرگ قناری
...........
یکی بود یکی نبود
توی دنیای بزرگ
سرزمین عاشقا
کشوری که عشقمه
کنج شهرهای شمال
همجوار جنگلا
باغی بود خیلی قشنگ
با درختهایی بلند
قداشون تا آسمون
برگاشونم رنگارنگ
.........
جای دنج باغ ما
نوک بالای درخت
لابلای شاخه ها
دوقناری عاشق
با غم و رنج زیاد
لونه ای ساخته بودن
لونه ای پر از صفا
تو وجود هر دوتا
پر بود از مهر و وفا
نه وفای آدما!!!
...........
چندتا سال اومد و رفت
تا یه روز گرم سال
قناری قصه مون
رفته بود گشت و گذار
بالای باغ قشنگ
غوطه در خیال خود
پر زد و پر زد و رفت
به یاد روزهای دور
روزی که اون باغ دید
یا که دوستت دارم
وقتی از یارش شنید
یاد بوسه های داغ
قرارای توی باغ
یا که لحظه فراغ
غرق یاد اون روزها
هی میرفت و هی میرفت
حواسش اصلا نبود
از باغش دور شده بود
تا به جایی که رسید
باغشو اونجا ندید
..............
یهویی تو آسمون
خطهای موازی دید
قناری قصمون
لیلی تو آسمون
پر زد و پر زد و رفت
تا به اون خطها رسید
پر و بال قناری
درگیر اون خطها شد
خطهایی که جون گرفت
دامی بود تو آسمون
توری که پهن شده بود
لیلی از مجنون گرفت
بعد هر تقلایی
رمقی نموند براش
تسلیم تله ها شد
جون میداد یواش یواش
بعد از اون جون کندناش
باز نشد دیگه چشاش
.....
قناری توی لونه
انتظار یاری بود
که بیاد از آسمون
بشینه تو لونشون
نمی دونست سرنوشت
قصه ای براش نوشت
قصه ای که اولش
یکی بود یکی نبود
وقتی که سر میرسه
یکی موند یکی نموند
یکی رفت یکی نرفت

بهروز نائیج

هممون قصه داریم دل پر غصه داریم

تقدیم به همه اونایی که عزیزی از دست دادن و تنهایی دیگه بخشی از وجودشونه...


Negar_04032019_105953.png
8 دیدگاه · 1399/03/3 - 03:08 18 +
صفحات: 1 2