no fanos_66 - فیس بوک ایران
IMG_۲۰۲۱۰۸۲۷_۱۶۴۰۰۷.jpg dltangi-music.jpg 1378134752583248.jpg Romantic-photo-Doubles-24.jpg

مشخصات

موارد دیگر
207 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(105 کاربر)
سلام دوستان
از قدیمیا کسی هست ؟
{-۱۵- }
:)
این جمله رو دیگه نگو
که دل تورو زدم
فکرشو کی میکرد اصلا
که بری یک درصدم
هرکی که پشتت حرفی زد پشت تو در اومدم
سپردی که سمتت نیام مگه دشمنت شدم تو عاشقم بودی ولی بوده تقصیر خودم
خیلی پیگیرت شدم

[لینک ضمیمه]
Romantic-photo-Doubles-24.jpg
داتام
داتام
زندگی را تمام و کمال زندگی کن،
و سپس
و فقط پس از آن،
چشم از دنیا بپوش
هیچ جایی از زندگی را
بدون زیستن پشت سر نگذار ...

✍️اروین دیالوم
باز نشر توسط fanos_66
Saeed1
Saeed1
میدونے چرا؟
دوستت دارم...
چون تنها ڪسے هستے ڪہ
میتونے بعد اینڪہ قشنگ داغونم ڪردے
با یہ جملہ دلمو زیرو ڪنےقربونت برم...

باز نشر توسط fanos_66


‏یه سری حرف ها هست که تو ظاهر حرفه، اما در حقیقت یه لکه ی سیاهه که تا اخر عمرت میچسبه کف ذهن و دلت و هیچوقت از یادت پاک نمیشه


ترسناكترين مرحله تو زندگی رسيدن به بی تفاوتيه
همه آدم هایی که شمارو ترک کردن یه روزی بر میگردن دقیقا فردای روزی که شما دیگه منتظرشون نیستی.
:)



ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ ؛
ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻛﻦ...!
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﺪ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﻛﻠﺖ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻓﯽ ﻛﻨﻨﺪ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻣﻴﺪﺕ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪﺕ ﻛﻨﻨﺪ...
ﻭﻗﺘﯽ ﻳﺎﺭﺕ ﺧﺪﺍﺳﺖ،
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﻧﺎﺭﻓﻴﻖ ﺷﻮﻧﺪ...
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﻤﺎﻥ.
ﭼﺘﺮِ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﭼﺘﺮِ ﺩﻧﻴﺎست
مدتی ست که میخواهم
از حسِ سی و چند سالگیِ یک زن بنویسم..
اما آنقدر عجیب و غریب است، که نوشتن از آن را برایم مشکل کرده..
این حس را تو که به این سن نرسیده ای نمیدانی..
اما من هنوز به حسی که تو اکنون در بیست و چند سالگی داری، دچار هستم..
دچارِ دوگانگی
معلق بینِ جوانی و نزدیک به میانسالی..
نه آنقدر سنم کم است که در سرزمینِ ممنوعه ها به راحتی در جمع بخندم و هر نوع رنگی را به تن کنم
و نه آنقدر سنم زیاد که از این دلخوشی ها بگذرم..
سی و چند سالگی به اصطلاحِ عامیانه یعنی جاافتادگی..
این اصطلاح دو معنا دارد
یعنی اوجِ دلربائیِ زن در این سن
و چکیده ای از تمامِ دلبری های زنانه..
و معنای دوم اینکه
به سنی رسیده ای
از خامی و بی تجربگی در آمده ای
و ذهنت سرشار از ناکامی و شکست هاست..
اما دلت می خواهد دوباره همان حس ها را که در آن شکست خورده ای تجربه کنی
و اینبار بهتر بسازی اش..
افسوس که دیگر سِنَت اجازهء تکرارِ آن حس ها را نمیدهد..



زنها پيچيده نيستند
خود واقعيشان را
از همان اول نشانت مى دهند
اگر فهميديشان كه فبها
اگر نه چمدانى برايت مى پيچند
كه تا عمر دارى
ياد بگيرى براى وارد شدن
به دريچه قلب يك زن
بايد اول
فهميده شدنش را ياد گرفت و بس


دلم از تمامِ دنیا یک "کلبه ی چوبی" می خواهد ،
میانِ جنگلی دور افتاده و سر سبز !
کلبه ای قدیمی و دِنج ، که درهایِ ایوانش به سمتِ رودخانه ای خروشان باز شود ...
کنارِ پنجره اش که نشستم ، یک کوهستانِ مه گرفته و با شکوه را ببینم و روح و جانم تازه شود ...
شب هایِ تابستان ، رویِ پشتِ بامش دراز بکشم ، از زیباییِ بکرِ آسمانِ پر ستاره اش ، جان بگیرم و به رویایِ شبانه ای شیرین و لذت بخش ، سفر کنم ...
و شب هایِ زمستان هم ، با نورِ چراغ هایِ بادی و گرد سوز ، کنارِ آتشِ شومینه ، روی یک صندلیِ چوبیِ دست ساز بنشینم ، کتاب بخوانم و چای بنوشم ...
هر سپیده دم با صدایِ چهچهِ پرندگانِ سر خوش و بی غم ، چشم باز کنم ،
نفسی آسوده و عمیق بکشم و از هوایِ تازه و جانانه ی طبیعتِ جنگل ، لذت ببرم ...
من برایِ دلخوشی ام ، یک کلبه ی دنج و آرام می خواهم ...
جایی که هیچ کس مسیرش را بلد نباشد ...
جایی که بشود به دور از نگاهِ آدم ها ؛
از زیباییِ بکر و دست نخورده ی طبیعتش ، لذت برد ...
جایی که بتوان ، بدونِ هیچ دلهره و تشویشی ؛
برایِ مدتی هم که شده ؛
به معنایِ واقعی "زندگی کرد" !



:)
وقتی میگویم "ها "
منظورم واقعاً زنهاست !

همانهایی که بینی و ابرو و لب و چانه و ...
همه اش مال خودشان بوده از ابتدا

همانهایی که مغرور و
خود شیفته نیستند
اما
به خلقتشان، هرچه هست
میبالند
و خود را
همانطور ساده و زیبا دوست میدارند

همانهایی که میخواهند
فقط شبیه خودشان " زن "باشند
و نه شبیه هیچ زن دیگری

وقتی میگویم " زن ها "

منظور همانهاییست که
بوی عطر نگاه پراز مهرشان
از " کریستین دیور " و " کوکو شانل "
هم ماندگار تراست !
و
لطافت دست یاری گرشان را
هیچ لوسیون گران قیمتی
یاد آور نمیشود

زنهایی که آراسته اند
اما
بعد از شستن صورت هم
هنوز میشود آنها را شناخت !!

زنهایی که زیبا میپوشند
اما
در خیابان که راه میروند
آب دهان شهوت پرستان به راه نمی افتد !

زنهایی که در پی لوندی و دلبری نیستند
اما
جذابیت درونشان
هر اهل دلی را به راه می آورد

بعضی هاشان
خانه می مانند و آب میشوند

بعضی هاشان
بیرون میروند و نان میشوند

و من
وقتی میگویم " زنها "
منظورم واقعاً همین زنهاست




من یک "زنم"...
که کودک درونش
هنوز هم شیطنت میکند..!

هنوز هم دلش غش میرود برای نوازشِ مادرش...
که هدیه گرفتن را
به رسم دخترانگی اش،
هنوز هم دوست دارد...!

خیالت راحت
هم مردانگی بلدم
هم عرضه اش را دارم!

فقط نمیدانم چرا
هرکار هم که می کنم
آخرش......محتاجِ آغوشِ مردانه ی توام؟!

لطفاً..... خیلی شیک و مردانه
بغلم کن...!!!


اینقدرشلوغش نکنید
اینقدر در ذهن مردم، از عشق و عاشقی، بهشتِ واهی نسازید..
این عشقِ لعنتی کجایش قشنگ است؟
همه مان تجربه اش کرده ایم..
بعضیهایمان چندبار ..و بعضی هایمان هم ، همان یک بار...!
من و شما خوب میدانیم چه حال و هوای مزخرف و حقیرانه ای دارد..
اینکه مچاله میشوی و زیر پا لهت می کنند کجایش قشنگ است؟؟
به این بیچاره هایی که هنوز اول راهند ، چه بهشتی را وعده می دهید؟؟؟
جان عزیزتان اینقدر خودتان را شرمنده ی این و آن نکنید..
اصلا شاید یک بنده خدایی حرف شما را باور کرد و به امیدِ بهشتی که نیست، درچاهِ بی رحمِ عشق افتاد...
جواب غرورش را شما می دهید؟؟
دست بردارید....
کم تظاهر کنید...
کم خودتان و این و آن را گول بزنید..
این عشقی که ما دیدیم ،،،هیچ جایش قشنگ نیست...
این برزخِ لعنتی ، جز عذاب و بیچارگی چیزی ندارد!
اینقدر تعریف و تمجیدهای صد مَن یک غاز ، بارش نکنید...
کسی نداند ، باور می کند خُب...
کافی است دیگر....!
شما را به خدا..... بس کنید!!



اینقَد بَدي دیدَم که
مِهربوني زیادٓي عَصبیٓم میکنِه:)
:)
صفحات: 1 2 3 4 5