خاطرات چت روم ققنوس
#ققنوس_چت
#جت_روم_ققنوس
#فیس_ققنوس

کاربران گروه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

چت روم ققنوس

گروه عمومی · 3 کاربر · 11 پست
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
سلام ببخشید وقت نشد بیام باقیه خاطراتو براتون تعریف کنم
یه چی بگم بخندید

امروز تو آیینه داشتم نگاه می کردم دیدم خیلی موهام و ریشام سفید شده گفتم چقدر زود پیر شدیم بعد اومدم اینجا عکس@farid-ritterفرید و دیدم خندم گرفت این ها برا خودشون نوزاد بودند تو اینترنت حالا ماشالله چه بزرگ شدند خلاصه ما هم سنی ازمون گذشته واسه خنده بود به هر حال بگذریم

فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
با سلام
داشتم عرض می کردم خیلی حریص بودم البته حریص نه دوست داشتم به هدفی که گذاشته بودم برسیم اومدیم در کنار و دو تا سایت دیگه هم تاسیس کردیم و جونم براتون بگه که این دو تا سایتم تو کلمه و رسوندمشون لینک اولبرا خودمون ابر قدرتی بودیما البته امین سایت درست می کرد من میاوردم بالا نباید از حق بگذریم خلاصه دوران خوبی بود ولی متاسفانه اون زمان ها به اینترنت که مثل الان اهمیت میدهند اون زمان ها اهمیت داده نمی شد قربونهم شب می خوابیدیم صبح بیدار میشدیمفیلتر کرده بودند ما هم از درامدی که
ققنوس چت.PNG
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی

ادامه دارد ...
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
اومدیم با تلاش و کوشش و هزینه ای که کردیم سایت و اوردیم صفحه اول و در عرض یک ماه رتبه سایت و رسوندیم به رتبه سومتو کلمهاون زمان اگه اشتباه نکنم سایترتبه دوم بود ازش سبقت گرفتیم و جایگاه دوم ازآن خودمون کردیم که سایت روز به روز بیشتر رشد می کرد و سرور سایت و هر ماه بزرگتر و بزرگتر می کردیم با تلاش هایی که کردیم و امین روی داخل سایت کار می کرد و من بیرون سایت داشتم فعالیت میکردم حتی از خوداصلی هم زدیم بالاتر و به مدت هفت ماه رتبه 1 گوگل بودیم اون زمان دوران شگفت انگیزی بود دو تا سایت تو رتبه 1 گوگل اونم تو کلمات پربازدید واقعا اسطوره بودیم ما من بازم حریص بودم میدونستم با این روند نمیتونیم رتبه جهانی بگیریم
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
که مدیرحسین بود برخلاف سن کمش ولی ادم باهوش و با اخلاقی بود از این رقیب خیلی خوشم میومد چون پسر باادب و رقیب باهوشی بود البته ما اون زمان اومدیم یه جایزه گذاشتیم هر کسی که بهترین اسم و برایپیشنهاد بده بهش جایزه بدیم که این موفقیت نصیب@Pariخانم شد و ایشون دامنه nicefun.ir پیشنهاد دادند که اومدیم دامنه را خریدیم و به محمد امین گفتیم از اسکریپتاستفاده کنه محمد امین مرتضی قلی اون زمان حرف گوش کن بود منم خیلی دوستش داشتم هنوز با اینکه بهم خیانت کرد دوستش دارم چون نون و نمک هم خوردیم خلاصه جونم براتون بگهدو ماه ازش گذشته بود و کاربراناوردیم توو دیدم تو کلمهخیلی رقیب هست ولی تو کلمهرقیبی نیست
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
سال 90 بود کاربران چت روم 15 نفر میشد 20 نفر همه ذوق میکردیم تا داشتم تو اینترنت جستجو میکردم و میدیدم که کسانی که تو گوگل جایگاه بالاتری دارند نسبت به بقیه کاربران بیشتری را دارا هستند یه روز نشستم تحقیق کردم امتحان آمار و احتمالاتم داشتم بعد امتحان اومدم نشستم خوندم و هزینه ای کردیم و رتبه سایت رسوندیم به صفحه اول دیگه برای خودم تو زمینهو بهینه سازی قدری شده بودم و هر سایتی را که می خواستم تو هر کلمه ای که می خواستم میاوردم بالا اون زمان اینقدر رقابت نبود البته تو زمینه چت روم یه عالمه بچه پولدار بودند که خیلی هزینه میکردند ولیهمیشه رتبه 1 و دوم گوگل بود اون زمان رقیبیک سایت بود اونمبود
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی

ادامه دارد ...
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
سال 90 بود که مادربزرگم به رحمت ایزدی پیوست
اون سال خیلی داغون بودم تا چند روز هم نیومدم چت روم اون زمان@Pariخانم به من خیلی لطف داشتند و وقتی میومدم همه کاربرا اطلاع داشتند که مادربزرگم فوت کرده همه بهم تسلیت میگفتند بعد که جویا میشدم متوجه میشدم پری خانم بهشون گفتند
اواسط برج 90 بود من دانشجو مهندسی مخابرات بودم ولی علاقه ای به این رشته نداشتم به این نتیجه رسیدم که من باید در کنار دانشجوییم یه فعالیت گسترده کنم هدف را مشخص کردم به همه هم گفتم می خواهم ققنوس و جهانی کنم اون زمان 22 یا 23 سالم بود
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
اون زمان مثل الان تبلیغات نبود و خیلی سخت میشد کاربر آورد تا من با یه نرم افزار تبلیغ درها آشنا شدم شب ها تا صبح پای سیستم تبلیغ میکردم تا کاربرا بیشتر بشوند اسکریپت چت هم ایتی چت بود که مزخرفترین اسکریپت بود همش باگ و مسخره بازی هر آزمایشی که می خواستند بکنند روی این اسکریپت هکرها میکردند
خلاصه تو این تبلیغ ها به دو نفر ادم خوب خیلی خوب آشنا شدم یکیخانم بود و اون یکیخانم که جفتشون مدیر کردم و امین مرتضی قلی هم اون زمان ناظر بود تا هشت ماه میومد تو سایت تا یه روز الهام خانم گفت یه خواهش ازت بکنم گفتم بله گفت میشه امین مدیر کنی منم به خاطر اینکه ایشون معلم بود و دختر بسیار خوبی بود مدیرش کردم خلاصه من و امین و پری و الهام
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
خاطرات به یاد ماندنی
کجا بودیم داشتم دنبال اسم می گشتم اون زمان دامنه مثل الان نبود که همه دامنه ای بود خلاصه ما به خاطر کلمات کلیدیمی خواستم اسم چت هم توش باشه هر چی میگشتیم اسم خوب پیدا نکردیم درگیر اسم بودم که یه شب خوابیدم تو خواب اسم ققنوس به ذهنم رسید صحبت هایی که دارم مینویسم همش عین واقعیت هست و بدون هیچ دروغی گفته میشه تا شاید از تجربه های من برای شما در اینده انگیزه ای بشه برای فعالیت و کار افرینی
بعد از اون شب اومدیم دامنه را ثبت کنیم اون زمان من با سایت نیک دات آی آر آشنایتی نداشتم به یکی از دوستان داداشم گفتیم دامنه را برامون ثبت کنه ثبت شد چت روم اوردیم بالا و یه چند تا از کاربران چت پارسی را اوردیم تویه مشت اراجیف میگفتیما می خندیدیم
فیس بوک ایران
فیس بوک ایران
سلام خدمت کارابران خسته نباشید دوستان خوب در خدمت شما هستم تا خاطرات بزرگترین چت روم بزرگ ایران که سال ها هست بسته شده و هنوز خیلی از کاربران دارند سر این کلمه رقابت شگفت انگیزی می کنند را بازگو کنم
سال 89 بود بنده و داداشم و وحید همون (شبگرد) داشتیم تو چت پارسی صحبت میکردیم اونجا بنده ناظر بودم و خیلی روزهای خوبی بود می گفتیما می خندیدیم تا یه روز مدیر چت پارسی بهم گفت بیا شیراز ببینمت رفتم اونجا خلاصه با ماشین اومد دنبالم و رفتیم جاتون خالی یه گلخونه که خودش ساخته بود منا که دید گفت فکر نمیکردم که شما اینقدر بزرگ باشی اخه من یکمی درشت هیکل هستم اون زمان هم کیک بکس کار میکردم خلاصه برا خودمون غولی بودیم خخخ خلاصه از شیراز برگشتم روز خوبی بود اومدیم مثل سابق نظارت کردیم و تا یه شب مسعود مدیر چت پارسی وحید شبگرد و اخراج کرد بنده هم خیلی بهم برخورد اون زمان وحید دوست جون جونیم بود خلاصه تصمیم گرفتمبزنم اقا هی دنبال اسم گشتیم