no mahtab - فیس بوک ایران
0ce711672e572017a5ab468d5726dd6a_500.jpg 500x500_1450029191419693.jpg 0.556026001316272880_irannaz_com.jpg 1569865611232556_large.jpg

خوشبخت کسی است که در برابر درون خویش ، شرمنده نباشد . حکیم ارد بزرگ [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
3474 پست
زن

دنبال‌کنندگان

(148 کاربر)



بیـــــــــاد دوســـــــت

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من ...
غصه هایت برای من ...
همه بغضها و اشکهایت برای من ...
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده

جان-جـــــانانم؛ تا ابد و یک روز سلامت بمان هر جای این جهانی....

═══‌‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️═══




کودکان دیوانه‌ام خوانند و پیران ساحرم
من تفــــرجگاه ارواح پریشــان خاطـرم


بــــــــیاد دوســـــــــــت

نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمی کند
و آدم هایی هستند که
هرگز تکرار نمی شوند
و تو آنگونه ای
چه استراحت خوبیست در جوار خودم

خودم برای خودم با خودم کنار خودم

خوشبخت ترین
مخلوق خواهی بود
اگرامروزت را
آنچنان زندگی کنی
که گویی نه فردایی
وجود داردبرای دلهره
ونه گذشته ای برای حسرت...
شجاعت یعنی بترس،
بلرز ،
اما قدم اول را بردار …
تمام موفقیت های زندگی،
پشت همین قدم اول است …
در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید.

اعتماد، قول، ارتباط و قلب.

شکسته شدن آنها صدائی ندارد ولی دردناک است.
کاش علت حالِ خوب
هم باشیم

باور کنید دنیا خودش
به اندازه ی
کافی مهارت دارد

که دل آدمی را بدرد بیاورد...
کاش علت حالِ
خوب یکدیگر باشیم...
تو را از تو ربوده‌اند
و این تنهایی ژرف است...

سهراب _ سپهری
قمار عشق شیرین است و من هر گز نمی بازم
..............................................تو از آسِ دلت مغرور و من ، دلخوش بـه سربازم
چـه حکم است اینکه می دانی ، که حکماً دست من خالی ست
.............................................دل و دستم که می لرزد، خودم را پاک می بازم
ورق برگشتـه است امروز و تو حاکم ، منم محکوم
.............................................چـه باید کرد با این بخت؟ می سوزم و می سازم
تو بازی می کنی از رو و من، آنقدر گیجم که
.............................................نمی دانم کدامین برگ را، باید بیندازم
اگر حاکم تویی ای عشق ، من تسلیمِ تسلیمم
............................................همـه از بُرد مغرورند و من، بر باخت می نازم
مبادا امشب دیر کنی،
تمام جانِ من
به همین دیدارهای شبانه است
رویاهایی که هر شب
می‌بینم
تا زنده بمانم ...

همیشه یک جای دل تنگ است، غمی گوشه‌ی خنده‌ات کمین کرده مثل ابر سیاه دارد از یک سوی آسمان پیش می‌آید که ویرانت کند.
نم اشکی گوشه‌ی چشم می‌ماند،
برای روز مبادا، یا می‌ماند،
که همیشه باشد...
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهائیم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد
ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﻭﺭﺩﺳﺖﻫﺎ

ﮐﻪ همه عزیزانی آنجا داریم
خوشی با خوبی فرق دارد؛

به خاطر خوبی ها؛

از خیلی خوشی ها؛

باید گذشت ...
من تورا
والاتر از تن
برتر از من
دوست دارم
صفحات: 12 13 14 15 16