no reza25 - فیس بوک ایران
رضا

مشخصات

موارد دیگر
رضا
19 پست

دنبال‌کنندگان

رضا
رضا

باز “جمعه” با همان منوی همیشگی اش!
چشمانی که ولگرد خیابانهای بی تو شده اند
خاطراتی که بهانه های تنهاییم را دست به ڪمر زده اند
شاید جمعه منم!
که زماڹ روی دستم باد ڪرده
و تا ابد تاریخ انقضا خورده
که صبح تا شب جای خالیت را دوره ڪنم
و در آزمون هر شب نبودنت
چناڹ بیفتم ڪه
بمیرم!
جمعه منم!
که ملودی خنده هایت در دلم تاب می خورد
دردت به جانم:
تو هم که نیستی
اصلا بگذار ساده اش ڪنم
عجب زهر ماری ست جمــــــــــعه .

رضا
رضا

هرگز نبايد بخشيد

كسی را كه به دروغ تو را كنارِ دلش نگه می دارد

و با تو عاشقانه رفتار می كند

تنها به اين خاطر كه

اين روزهايش خالی از آدم است …

رضا
رضا

برای نابودی ام

هیچ سلاحی نیاز نیست

فقط

اگر دلت می آید

برو …

رضا
رضا

بى معرفت شدى
رو معمولا از آدمایى میشنوى که :
فقط وقتى باهات کار دارن پیداشون میشه

رضا
رضا

هر آدمی تو زندگیش یه بی معرفت داره که اون بی معرفت یکی از دوست داشتنی ترین آدمای روزگارشه

رضا
رضا

انقدر مرا از رفتنت نترسان
قرار نیست تا ابد با هم بمانیم
روزی همه رفتنی اند
ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه

رضا
رضا

به سلامتی دلمون که مثل جیبمون هیچی توش نیست/به سلامتی مورچه ها که هر چی پیدا کنن رفیقاشون خبر میکنن/به سلامتی جوجه رنگی ها که وقتی بزرگ میشن همشون۱ رنگ میشن/
 به سلامتی اونایی که هم دل دارن و هم معرفت….

رضا
رضا

هنوز قلبم به عشق کسانی میتپد که روزی با آنها بر سر سفره روزگار “نان وفاداری” و “نمک معرفت” خوردم، پس یاد میکنم از “دوستانم” تابدانند گر “نان ونمک” نیست.., ما هنوز “وفاداریم”؟

رضا
رضا

کس نمی داند در این بحر عمیق،سنگ ریزه قرب دارد یا عقیق

من همین دانم که در این کوی و بر، هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیق

رضا
رضا

خیلی ها دلـمو شکستن؛
ولی تو با همه فـــرق داری
آخـه ی ضرب المثلی هست ک میگه :
کــــار را آن کرد ک تمــــام کرد

رضا
رضا

خیلی وقت است که “بی تابم”
دلم تاب میخواهد
و یک هل محکم
که دلم هـــــری بریزد پایین
هرچه در خودش تلنبار کرده!

رضا
رضا

از وقتی که از کنار تو رفته‌ام
رفته‌ام
و هنوز به خود نیامده‌ام …

رضا
رضا

من یاد تو را تا کردم و لای آن کتاب حافظ روی طاقچه
که تو به من هدیه کرده بودی پنهان کردم …
آری خوب می دانم که دیگر نیستی
ولی چه کنم که همه ی فال هایم تا ابد بوی تو را خواهند داد ؟!

رضا
رضا

دارم از تــو حــرف می زنــم
امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد
ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو
به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد
شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــن پریشــــانش…

رضا
رضا

من
تصوراتم از تو
با ” کــــــــاش ” گره خورده
تـــو ،
توقعاتت از من
با ” بایـــــــــد”

صفحات: 1 2