یافتن پست: #آتشین

hamedasrafi
hamedasrafi
می‌روم تا در غبار غم فراموشت کنم

سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین، با گریه خاموشت کنم
دیدگاه · 1401/01/24 - 22:57 5 +
majid
majid
چون به‌کام دل نشد دستی در آغوشت کنم
می‌روم تا در غبار غم فراموشت کنم

سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین، با گریه خاموشت کنم
29cbcfbb995d6fe7b710df7cc93ab912_425.jpg
♡❤♛ IRAJ ♛❤♡
♡❤♛ IRAJ ♛❤♡

❤️ جان بی جمـــــــال جانان ؛ میل ندارد ❤️
besme-allah25-2-1.jpg
majid
majid
عشٖق جمال جانان
دریای آتشین است
گر عاشقی بسوزی
زیرا که راه این است
majid
majid
چون به‌کام دل نشد دستی در آغوشت کنم
می‌روم تا در غبار غم فراموشت کنم

سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین، با گریه خاموشت کنم
majid
majid
چون به‌کام دل نشد دستی در آغوشت کنم
می‌روم تا در غبار غم فراموشت کنم

سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین، با گریه خاموشت کنم
29cbcfbb995d6fe7b710df7cc93ab912_425.jpg
majid
majid
چون به‌کام دل نشد دستی در آغوشت کنم
می‌روم تا در غبار غم فراموشت کنم

سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را
ای امید آتشین، با گریه خاموشت کنم
eryt
eryt
امید به زندگی فقط تو گیلان، از بس آب و هواش مساعده جاروی خشک شده هم از نو جوونه زده
photo_2021-11-09_08-26-44.jpg
majid
majid
"دوستت دارم"در زبان مردان شکلهای مختلفی دارد.
بعضی ها با یک شاخه گل، بعضی ها با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ، برخی با بوسه ای آتشین در نیمه های شب.
عده ای با گفتن:"خانم، آستینم را تا میزنی؟"
اما فقط تعداد اندکی از آنها بجای گفتن دوستت دارم، برای معشوقه شان شعر میسرایند...
با این تفاوت که میخواهند تمام دنیا از این دوست داشتن باخبر شوند.
علیرضا
علیرضا
ممد آقا ♤
ممد آقا ♤

پر کن پیاله را کین جام آتشین

دیری است ره به حال خرابم نمی برد!

این جامها که در پی هم می شود تهی

دریای آتش است که ریزم به کام خویش

رها
رها

لب بر لبم بگذار و سرد کن احساس آتشینم را //


#مخاطب
بارگیری (1).jpeg · 5KB
davood
davood
گنه ڪردم پر زلذت،ڪنار لرزان ومدهوش
خداوندا چه میدانم چڪردم،،درآن تاریڪ وخاموش
نگه ڪردم بچشم پر ز ،،پریشان درڪناراونشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت.زاندوه دل رستم
فروخواندم بگوشش عشق;تورا میخواهم اے من
تورامیخواهم اے جانخش،،تورا ای عاشق دیوانه من
در دیدگانش افروخت،،شراب درپیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم ،،بروی ـ ـ ـ ش لرزید
گنه ڪردم پر ز لذت ،، در آغوشی ڪه و بود
گنه ڪردم میان دیدگانی ،، ڪه و ڪینه جوی و پرطنین بود
davood
davood

در انتظار خوابم وصد ،خوابم به ‌#چشم بازنمےآید

اندوهگین وغم زده مےگویم،شایدزروے نمےآید
چون سایه گشته خواب ونمےافتد،دردامهاے چشمانم
میخواندآن نهفته نامعلوم،درضربه هاے پریشانم
مغرو ٍاین جوانی ،مغروق لحظه هاےفراموشے
میخواهمش دراین تنهائی،بادیدگان گمشده در
بادرد،درساکت زیبایی،سرشارازتمامی خود
مخواهمش که بفشرمش برخویش،برخویش بفشردمن را
درآسمان روشن چشمانش ،ببینم های تمنارا
دربوسه های پرشرش بینم،لذت هوسهارا
مبخواهمش دریغا مبخواهم،میخواهمش به دردوبیتابی
میخواهمش به تبره به تنهایی،میخواهمش به صبرو
لب میدودنگهم هر دم،درحفره های شب شب بی پایان
او،آن شاید میگرید،بر یک سرگردان
دیدگاه · 1399/10/10 - 00:30 در A-D-M
davood
davood
به لبهایم مزن مهر ،ڪه در قصه اےناگفته دارم
زپایم بازڪن گران را،ڪزین دلےآشفته دارم
بیا اے اےموجود !بیابگشاےدرهاے را
اگرعمرےبه م ڪشیدے، دیگرم این یڪ نفس را
منم آن آنمرغےڪه دیریست،بهسر پروازدارم
به مزن مهرخموشے،ڪه من بایدبگویم خودرا
بگوش مردم رسانم، طنین آوازخودرا
بیابگشاےدرتا ،بسوےآسمان شعر
اگربگذاریم ڪردن،گلی خواهم شدن در شعر
چه غم گردر ره ندارم،،،،،،
1 دیدگاه · 1399/10/3 - 01:14 در A-D-M
صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ