یافتن پست: #آرش

محسن
محسن

هوا اینقدر گرمه که اونی که می گفت آرش بی تو سردمه هم عرق سوز شده

[لینک ضمیمه]

35 دیدگاه · 1401/04/11 - 20:02 13 +
رها
رها

تا قوت صبر بود کردیم

دیگر چه کنیم اگر نباشد ؟


پروفایل-بدون-متن-غمگین-دل-شکسته-9.jpg
مریم
مریم

دوستـت دارم
عمیـق
زیبـا
خیــلــــی
بـی نهـایـت... ❤️

IMG_۲۰۲۲۰۵۱۵_۱۷۱۳۰۳.jpg
7 دیدگاه · 1401/02/25 - 17:11 24 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥


اول خوـבت رو בوست בاشتـہ باش چون،
باقے عمرت رو اول بایـב با خوـבت بگذرونی...


IMG_20220416_214943_332.jpg
17 دیدگاه · 1401/02/24 - 21:22 15 +
محسن
محسن

کیا با این اهنگ خاطره دارن ؟
2 دیدگاه · 1401/02/19 - 20:56 14 +
shamim
shamim
***شاخه نبات __________***مسیح و آرش


[لینک ضمیمه]
үάşίღ
үάşίღ
درين مهتاب شبهای ِ خيال انگيز ،
مرا با خويش،
تماشايى و گلگشتى ست بى تشويش.
خيالم مى برد شايد،
و شايد خواب با تصويرهايش گيج
و سيل ِ سايه اش آسيمه سر، گردان چنان چون طعمه ى گرداب
دلم گويى چو موج از خود گريزان است....


20220507_201331.jpg
sahar
sahar
منتظرم
شبیه ِ یک آهنگ قدیمی
در آرشیو رادیو
زنگ بزن
بگو که می خواهی مرا بشنوی



IMG_20220428_220544_777.jpg
دیدگاه · 1401/02/13 - 23:03 11 +
maryam72
maryam72

تو را دوست می‌دارم بی آنکه بدانم تو ضرورتِ منی
آب را که می‌نوشی ،هوا را که می‌بلعی
نمی‌فهمی جیره‌بندی چه مکافاتی‌ست
تنها در نبودِ تو بود که فهمیدم
دوست داشتنِ تو مایه‌ی حیات من است.

8 دیدگاه · 1401/02/10 - 11:27 17 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥


هیچ
"مـבرسـہ ای"
بالاتر از "تجربه" نیست،
اـ؋ـسوس که،
"شهریه" آن بـہ گرانی"عمر" است!


IMG_20220427_005816_430.jpg
7 دیدگاه · 1401/02/7 - 00:57 13 +
لیلی تورڪ
لیلی تورڪ
~|آدما نه به قشنگیه ،

لیلی تورڪ
لیلی تورڪ
تو رمان ربه کا میگه:
‏«روزی با خود فكر می كردم اگر او را با ای ببينم، دنيا را به آتش می كشم!
اما، امروز حاضر نيستم تا ببينم او كجاست و چه میكند..!»
[خلاصه که همینقدر عجیبه..!]


۲۰۲۲۰۴۱۹_۰۵۴۶۴۲.jpg
ارش
ارش

همیشه کسانی هستندکه درنهایت دلتنگی نمی توانیم انهارا دراغوش بگیریم بدترین اتفاق شایدهمین باشد..

❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥

کاش حسرت نشوـב
خواسته‌هاے בلمان…


iranbanou20020925-4.jpg
sahar
sahar
عشق ...
گاه چون ماری در دل می‌خزدو زهر خود را آرام در آن می‌ریزد
گاه یک روز تمام چون کبوتری بر هر پنجره‌ات کز می‌کندو خرده نان بر‌می‌چیند
گاه از درون گلی خواب آلود بیرون می‌جهدو چون شبنمی بر گلبرگ آن می‌درخشد
و گاه حیله‌گرانه تو را از آنچه شاد است و آرام دور می‌کند
گاه در آرشه‌ی ویولونی می‌نشیندو در نغمه‌ی غمگین آن هق هق می‌کند
و گاه زمانی که حت
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ