یافتن پست: #احسان_

♡عطی♡
♡عطی♡

ے

گفتند ڪجاست یارت
گفتم درون سینہ ام
گفتند نـامش
گفتـم درد ...

‌‌

ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
از حباب نفسم می‌فهمم
چیزی از من ته دریا مانده
مثل جا ماندنِ قلاب در آب؛
بدنم
در بدنت
جا مانده...!
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
از حباب نفسم می‌فهمم
چیزی از من ته دریا مانده
مثل جا ماندنِ قلاب در آب؛
بدنم
در بدنت
جا مانده...!
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
دلتنگم، نه براي تو...
دلم براي خودم تنگ شده
براي منِ كنار تو...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
جز زندگی در
مرگ
راهی نیست
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
من تو را میبرم از یاد
ولی بعد از مرگ...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
به من چه عید، به من چه بهار می آید
خوش آن دمی که بگویند: یار می آید





ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
چه استراحت خوبی‌ست در جوار خودم
خودم برای خودم، با خودم، کنار خودم..!






ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
درد می‌داند چگونه وارد قلبم شود
می‌زند در، بعد با لحنِ تو می‌گوید: منم!




ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
از حباب نفسم می‌فهمم
چیزی از من ته دریا مانده
مثل جا ماندنِ قلاب در آب؛
بدنم
در بدنت
جا مانده...!
︶‿︶
︶‿︶
از حباب نفسم می‌فهمم
چیزی از من ته دریا مانده
مثل جا ماندنِ قلاب در آب؛
بدنم
در بدنت
جا مانده...!
︶‿︶
︶‿︶
دلتنگم، نه براي تو...
دلم براي خودم تنگ شده
براي منِ كنار تو...
︶‿︶
︶‿︶
دلتنگم، نه براي تو...
دلم براي خودم تنگ شده
براي منِ كنار تو...
دیدگاه · 1399/04/12 - 18:44 در D O C H A R 1 +
︶‿︶
︶‿︶
سبز که می‌پوشی، جنگل می‌شود !!!
عآقبت را هم تو عـــــآشق می‌کنی...{-a168-}

‌پرسا




دیدگاه · 1399/04/11 - 18:07 در D O C H A R 16 +
︶‿︶
︶‿︶
از حباب نفسم می‌فهمم
چیزی از من ته دریا مانده
مثل جا ماندنِ قلاب در آب؛
بدنم
در بدنت
جا مانده...!
دیدگاه · 1399/03/29 - 06:35 در D O C H A R 1 +
صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ