یافتن پست: #ادم

علیرضا
علیرضا

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است

بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است

توی قر آن خوانده ام… یعقوب یادم داده است:

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است

دیدگاه · 6 ساعت قبل 4 +
سماسرمد
سماسرمد
تویی ک داری اینو می‌خونی:
برات آرزو می‌کنم که بهترین شغل ممکن، یه رابطه ی پایدار، خونه‌ی رویاهات، ماشینی که همیشه ذوقشو داشتی، خبرهای خوب و چیزهایی که داشتی براشون تلاش می‌کردی رو به دست بیاری.
باور کن تو لیاقتش رو داری♥️

مریم
مریم

سُخن این است که
ما بی تو
نخواهیم حَیات...
.
.
تو دلیل همه‌دلخوشی‌های منی ❤️
IMG_۲۰۲۲۰۱۱۶_۱۴۰۲۱۸.jpg
1 دیدگاه · 1400/10/26 - 14:03 10 +
majid
majid
امـان از داستـان عشـق و فـرجـام غـم آلـودش
نمی‌دانستم این آتش به چشمم می‌رود دودش

تـو را با دیڪَری می‌بینـم و با ڪَریه می‌پرسم
از این دیڪَرنوازی‌ها خدایا چیست مقصودش

چه دنیایی که وقتی در دلِ من خانه می‌کردی
نمی‌گفتی که بی‌رحمانه خواهی‌ساخت‌نابودش

درختی ازدرون پوسیده‌ام کِی روز ویرانی‌ست
چه فـرقی می‌کند وقتی نبـاشی دیـر یا زودش

جهـان را دادم و حسـرت خـریدم ای دل غـافل
ضرردرعاشقی کم دیده‌ بودم این‌هم ازسودش
دیدگاه · 1400/10/26 - 11:53 2 +
azar
azar

سن هیچوقت نمیتونه

ادم رو از حادثه عشق
محافظت کنه ولی
میتونه آدمی رو از
افزایش سن محافظت کنه
دیدگاه · 1400/10/26 - 10:20 1 +
majid
majid
آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم

تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهد منهم غزلگو میشوم

پیش من باشی به دستان تو عادت میکنم
گر تو از پیشم روی بسیار ترسو می شوم

هر کجا باشی تو آنجا را بهشتم می کنی
تونباشی پیش من هرلحظه اخمو میشوم

تا قیامت پیش من باش و مرا ترکم نکن
photo_2020-08-03_16-04-11.jpg
دیدگاه · 1400/10/26 - 10:02 1 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ . ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻣﺎﺩﻩﻧﯿﺴﺘﻢ !
ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ:ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻟﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ..
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺏ،ﭘﺲ ﺑﯿﺎ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ .
ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ :” ﺣﺘﻤﺎ .”
ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻭ ﭼﻨﺪ ﻗﺮﺹ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﯾﺨﺖ….
مرگ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ ..
ﻣﺮﺩ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺳﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﻟﯿﺴﺖ ﺣﺬﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻟﯿﺴﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﻟﯿﺴﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ .
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ،ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯽ ،ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ …
ﮐﻼﻍ ﻭﻃﻮﻃﯽ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺯﺷﺖ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ . ﻃﻮﻃﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩ ﻭﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﮐﻼﻍ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ، ﺍﻣﺮﻭﺯ طﻮﻃﯽ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﺍﺳﺖ ﻭﮐﻼﻍ ﺁﺯﺍﺩ …
ﭘﺸﺖ ﻫﺮ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﻮﯼ!
ﭘﺲ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍ

☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
سلام ب همگی اول هفته خوبی رو داشته باشین حال دلتون خوب خوب


[لینک ضمیمه]



56 دیدگاه · 1400/10/25 - 11:45 13 +
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
IMG_20220115_102513_200.jpg
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
IMG_20220115_002922_673.jpg
extraordinary
extraordinary
اینجاهم دیگه مث قبل نیس......
همه رفتن...:/
azar
azar

برای ادم بهتره که هرگز به دنیا نیاد

تا اینکه به دنیا بیاد و
هیچ اثری از خودش به جا نزاره
دیدگاه · 1400/10/24 - 09:40 2 +
علیرضا
علیرضا

زمانی که به مدرسه رفتم از من پرسیدند: که وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره بشوی. من

پاسخ دادم خوشحال

آنها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشدم و من به آنها گفتم این شما هستید که مفهوم

زندگی را متوجه نشدید.

دیدگاه · 1400/10/23 - 18:46 3 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

پیرمرد روستایی

پیرمردی در یک روستا زندگی می کرد. او یکی از بدشانس ترین آدم های دنیا بود. کل روستا از دست او خشمگین و عصبانی بودند. او همیشه افسرده بود و درباره هر چیزی اعتراض می کرد و در یک کلام همیشه حالش بد بود!

هرچه سنش بالاتر می رفت بداخلاق تر و بد دهن تر می‌شد. مردم از او دوری می‌کردند، چرا که بدشانسی او مسری بود. او حال بدش را به بقیه نیز منتقل می‌کرد.

اما یک روز، وقتی به هشتاد سالگی رسیده بود، یک اتفاق عجیب افتاد.

شایعه ای فورا در میان مردم پخش شد:

پیرمرد امروز خوشحال است؛ او درباره هیچ چیز شکایت نمی‌کند، لبخند می‌زند و حتی چهره اش باز شده است.

اهالی روستا دور هم جمع شدند. از پیرمرد پرسیده شد: چه اتفاقی برای تو افتاده است؟

گفت: اتفاق خاصی نیفتاده. هشتاد سال من به دنبال شادی بودم و این کار بی فایده بود. حالا تصمیم گرفتم بدون شادی زندگی کنم و فقط از زندگی لذت ببرم. به همین دلیل الان شادم!

رها
رها

سر ونم و ری زمی اومایی و خووم /

سرم ورداشتم تونه نیم،هونه خروعم /
ای دله تنها منی د جا مالگه یامو /روز خلوتی بیلت سیش بزنم زار //
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ