یافتن پست: #بنگ

علیرضا
علیرضا
تا در ره عشق آشنای تو شدم با سد غم و درد مبتلای تو شدم لیلی‌وش من به حال زارم بنگر مجنون زمانه از برای تو شدم

دیدگاه · 1401/06/12 - 10:14 2 +
مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
آدم‌ها نیازدارندبه‌صبوری‌کردن‌های هم،
دوست‌داشتن‌هاومهربانی‌های هم،
به‌گذشت‌ها
وقضاوت‌نکردن‌های هم.
به‌دلخوشی‌های کوچك
ولبخندهایِ ازته دل هم ،
حتی‌به‌دستی‌ برای‌ محبت‌کردن نیازمندند.
زندگی ماآدم‌هاخواسته‌یاناخواسته‌درتعامل‌ باهم‌شکل‌میگیرد،قدمیکشدرنگ‌میگیرد.
آدم‌هانیازدارندبه‌اینکه‌کسی‌،بی‌ منت،بی‌غَرَض حرف‌هاودردو دل‌هایشان‌راگوش‌کند،
آدم‌هابه احساس‌هابه پاك،و حضوری‌ آرامش‌بخش‌ نیازدارند.
حال‌وقتی‌این‌نیازرا ازهم‌سلب‌ میکنیم‌ ، غصِه‌می‌اندازیم به‌جان هم، تنهایی‌رنگ دلگیری‌به‌خودمیگیرد،گذشت معنای انتقام‌ودوری‌بهترین‌و سخت‌ترین‌واژه‌میشود.
مابرای زندگی‌کردن،
برای ادامه‌دادن‌درکنارِآب‌و آسمان‌به‌امید، عشق،گذشت‌و انسانیت‌ نیازمندیم.

علیرضا
علیرضا

هوشنگ ابتهاج

گفتمش
شیرین ترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه
افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش
آنگه که از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت
آرزویی دلکش است اما دریغ
بخت شورم ره برین امید بست
و آن طلایی زورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست
من بخود لرزیدم
از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست
گفتمش
بنگر د راین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست
سر به سوی آسمان برداش

علیرضا
علیرضا
آدمی را معرفت باید نه جامه از حریر در صدف بنگر که او را سینهٔ پُرگوهر است... بدرود دوستان
دیدگاه · 1401/05/18 - 11:20 6 +
رها
رها

هیچ تغییری نکرده ام

فقط برای خودم سنگری ساخته ام
بدون پنجره
بدون ماه
که نه من پای بلاتکلیفی ام خوب است و
نه تو پای آمدنت
من از خاطره شدن فراریم و
تو در خاطره ساختن مبتحر.....



1655651160723560_large.jpg
علیرضا
علیرضا
” اين متن طلاست “ تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن!! بنگر در این فاصله چه کردی؟؟!! گرما بخشیدی….؟؟!! یا “سوزاندی….”

دیدگاه · 1401/04/25 - 09:14 3 +
مریم
مریم

« هفت آسمان را بردرم
وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری
در جان سرگردان من » ❤️
IMG_۲۰۲۲۰۵۰۷_۱۶۵۸۵۶.jpg
4 دیدگاه · 1401/03/15 - 18:53 18 +
علیرضا
علیرضا

با هر كه سخن گفتم در خود گره ای گم بود، چون كرم شبان تابان می تابی و می تابم

بر هر كه نظر كردم گریان و پریشان بود، چون ابر سبک باران میباری و میبارم

1 دیدگاه · 1401/03/4 - 10:23 5 +
علیرضا
علیرضا

ای بی وفای سنگدل قدرناشناس! از من همین که دست کشیدی تو را سپاس

با من که آسمان تو بودم روا نبود چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس

hamedasrafi
hamedasrafi
کی شود حر بشوم توبه کنم مردانه

بنگرم حجت حق ،تاج سرم بخشیده

بدتر از من نبود در دو جهان اما حق

گنهم را به همین چشم ترم بخشیده
دیدگاه · 1401/02/4 - 21:39 4 +
farhad
farhad

بنگر و بشنو، بگذر و به شو...

علیرضا
علیرضا
خوشا آنان که الله یارشان بی بحمد و قل هو الله کارشان بی خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی دلم میل گل باغ ته دیره درون سینه‌ام داغ ته دیره بشم آلاله زاران لاله چینم بوینم آلاله هم داغ ته دیره به صحرا بنگرم صحرا ته وینم به دریا بنگرم دریا ته وینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان روی زیبای ته وینم
eryt
eryt
ﻣُﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.

گفت :
ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!

ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺸﯽ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ...
photo_2022-03-12_08-12-41.jpg
علیرضا
علیرضا
امروز روز قشنگی میشود اگر هنر اینو داشته باشیم که قشنگ زندگی کنیم زیبا بنگریم و نفس بکشم و جز زیبایی نبینیم چون، اعتقاد به خدا زندگی را زیباتر میکند
farhad
farhad

لازم نیست یکدیگر را تحمل کنیم،
کافی است همدیگر را قضاوت نکنیم
لازم نیست برای شاد کردن یکدیگر، تلاش کنیم
کافی است به هم آزار نرسانیم
لازم نیست دیگران را اصلاح کنیم
کافی است به عیوب خود بنگریم!

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ