یافتن پست: #بوسید

Mehdi
Mehdi

@hosseinhaerian

اولین حرفم به تو این بود. « برای هر تولد، یه مرگ تعریف شده »
یادت میاد چشمات رو درشت کردی و گفتی از مرگ نگو. مگه چند سالته. نمی‌دونستی من دارم از تولد حرف می‌زنم. چون تو تولد من بودی.بازگشت به زندگی بعد از یه مرگ طولانی. فراموش کردن خاک. دور انداختن کفن. پوشیدن لباس نو. شنیدن ضربان قلب.
یادت میاد دستت رو گرفتم و گذاشتم رو قلبم. گفتی چه خبره؟ چرا انقدر تند می‌زنه؟ گفتم تو اونجایی. از خودت بپرس. خندیدی و گفتی خونه‌ی خودمه. دوست دارم بالا و پایین بپرم. حرف حق جواب نداشت. بلند شدی. قلبت رو گذاشتی روی گوشم. محکم فشار دادی. گفتم به‌به چه صدایی... گفتی آدم خوب نیست از صدای خودش تعریف کنه.
یادت میاد سرت رو گذاشته بودی رو شونه‌م... من داشتم یه قصه تعریف می‌کردم. رسیده بود به اونجایی که مرد می‌گفت «من خوشبخت نیستم ، چون چهل سال زندگی کردم و معشوقه‌م رو نبوسیدم» رفته بودی تو قصه... اشک و ریمل ، مهمون لباس سفیدم شده بود. گفتم برای امروز کافیه. ادامه‌ش باشه برای بعد... گفتی جان من قصه رو خوب تموم کن. اگه خوب تموم بشه، جایزه داری. من عاشق جایزه‌هات بودم. پس معشوقه‌ی مُرده رو از زیر خاک بیرون آوردم، حموم بردم، آرایش کردم و مرد رو فرستادم سراغش... گفتم به‌درک یه قصه منطق نداشته باشه. جایزه مهم‌تر بود.
بعد خندیدی و خندیدی و خندیدی...
یادت میاد گفتی چشمات رو ببند. با چشم بسته می‌دیدمت.‌ چون من سلول به سلول تو رو حفظ بودم. کنارم دراز کشیدی. دستت رو انداختی دور گردنم. بوی بهشت می‌اومد. در گوشم گفتی « دیگه وقتشه خوشبخت بشیم »
بعد بوسیدمت. یه‌ بار. دو‌ بار. شاید هزار بار. انگار تو قلب‌مون یه بچه سوار چرخ‌و‌فلک شده بود. مدام تکرار می‌کرد دوباره، دوباره،دوباره... آره درسته.هزار بار فایده نداره. بوسیدمت. با همون لب‌هایی که قبل از تو سال‌ها فقط برای حرف زدن بود.
جاده‌ی تنت رو قدم زدم. با هر قدم خس
extraordinary
extraordinary
آرام دلــی،دفــع غمی،مرهــم دردی....
----------------------------------------------

[لینک ضمیمه]

_گوگوش


highlights_17952116317754185.jpg
1 دیدگاه · 1401/05/8 - 15:24 11 +
davood
davood
در من مپیچ ... که واز هیچ.. ژنده پوش تر
دارم .. تهی از افق های
و گرده ای که زیر بارهیچ .. شانه تهی نکرد
و پیشانی را بوسید
ای پرسش ...
در من مپیچ و بوسه به من مزن!

2 دیدگاه · 1401/05/3 - 00:32 در A-D-M 13 +
extraordinary
extraordinary

میشود پیشانی ات بوسیدو از لب ها گذشت؟
مومن از قم بگذرد تا جمکران هم میرود...( :

4 دیدگاه · 1401/04/23 - 00:23 17 +
M-R
M-R
فواید بوسیدن :

۱- باعث بهداشت دهان و دندان میشه.
۲- باعث کاهش استرس و آرامش خاطر میشه.
۳- باعث کم شدن فشار روانی میشه.
۴- باعث شادی میشه چون بوسیدن باعث ترشح هورمون های در بدن هست که شادی آورن.
۵- باعث تقویت عضلات صورت میشه چون هنگام بوسیدن 30 عضله صورت حرکت می‌کنه.
۶- بوسیدن باعث افزایش گردش خون میشه و در نتیجه این روند در بهبود سر درد و گرفتگی و ... نقش موثری داره.
۷- باعث افزایش اعتماد به نفس میشه.
۸- بوسیدن باعث میشه ضربان قلب شما بالا بره و پمپاژ خون شما بیشتر بشه و در نتیجه بوسیدن باعث باز شدن رگ های شما میشه.
۹- باعث میشه تنفس ما بیشتر بشه که تنفس بیشتر از تعداد معمول باعث جلوگیری از بیماری های ریوی میشه.
خلاصه که خیلی زیاد همو‌ ببوسید=))
دیدگاه · 1401/04/19 - 08:05 6 +
Mehdi
Mehdi

گفتم دلم میخواد یه دختر داشته‌باشم با تو. از توی تراس گفت چی؟ گفتم دلم میخواد یه دختر داشته‌باشم با تو. باز گفت چی میگی؟ بلند بگو. گفتم بیا تو، سرما میخورم وقتی دوری. نیومد.



صبح با دخترم رفتیم ساحل. خودمون دوتا. با هم رقصیدیم. شن‌بازی کردیم. آفتاب گرفتیم خوشرنگ شدیم. اسب شدیم و یورتمه رفتیم، ماهی شدیم و شنا کردیم. غروب شد. به دخترم گفتم باید بریم دیگه. نشست پشت به من، موهاش رو بافتم. گفت چرا ما رو دوست نداره؟ گفتم دوستمون داره. گفت خواب ما رو نمی‌بینه هیچ‌وقت. گفتم خر کوچولو، اون اصلا نمی‌دونه ما اینجاییم، تو خواب من. بعد خم شدم، بوسیدمش. گفت یعنی اصلا نمی‌دونه تو دوستش داری؟ گفتم نه. گفت اگه بدونه عصبانی میشه؟ گفتم اگه بدونه غصه می‌خوره. دخترم هیچی نگفت دیگه. دویید رفت وسط آب.

نشستم توی ساحل تا شب شد. یه مرد و یه زن و یه دختربچه اومدن توی ساحل. مرد به زن گفت یادم میدی موهاتون رو ببافم؟ زن خندید. دختربچه اومد طرف من، به مامانش گفت این چیه؟ مامانش گفت ریشه‌ی یه درخت پیره که خشک شده. دختربچه نوازشم کرد. بعد دویید رفت کنار باباش.

بلند گفتم من دلم میخواد یه دختر داشته‌باشم با تو. جواب نداد. خیالم راحت شد. دیدم زن و‌ مرد و دختربچه دارن میرقصن تو نور مهتاب. تماشا کردم. واسه آدم تماشا، نگاه‌کردن به عشق سهمی از عشقه.

????حمیدسلیمی



shamim
shamim
نه اشتباه نکن...
نه زیبایی تو...
نه محبوبیت تو...
مرا مجذوب خود نکرد....
تو روح زخمی مرا بوسیدی...
و من عاشقت شدم....
үάşίღ
үάşίღ
‏دوش در خواب
لب نوش ترا بوسیدم
خواب ما به بود
از عالم بیداری ما...


caffc6748e6c4c6a204110af58af7716.jpg
Mehdi
Mehdi
پنجشنبه را باید چای دم کرد
تلفن را کشید
پرده را بست
خاموش و کم نور و مست......
باید از تو نوشت
باید آرام گونه ات را بوسید
علی سلطانی
Screenshot_۲۰۲۲-۰۶-۲۴-۰۰-۰۱-۴۸-۳۴۹_com.instagram.android.jpg
دیدگاه · 1401/04/2 - 23:56 11 +
علیرضا
علیرضا
دلم، دریا به دریا، از تماشای تو می‌گیرد دلم دریاست اما از تماشای تو می‌گیرد جهان زیباست اما مثل مردابی که با مهتاب جهان رنگ تماشا از تماشای تو می‌گیرد نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید طبیعت سهم خو درا از تماشای تو می‌گیرد مگو سیاره‌ها بیهوده بر گرد تو می‌گردند که این تکرار معنا از تماشای تو می‌گیرد تو تنها با تماشای خود از آیینه خشنودی دل آیینه تنها از تماشای تو می‌گیرد
دیدگاه · 1401/04/1 - 08:37 6 +
علیرضا
علیرضا
وٓ
من بوسیدم
جای خالی ت را
به تکرار
دیدگاه · 1401/03/31 - 18:04 1 +
علیرضا
علیرضا
بروید لای زندگی
غلت بزنید خوشی را
ببوسید همان را که باید
بیرون خبری نیست.. .
دیدگاه · 1401/03/31 - 08:56 5 +
Mehdi
Mehdi

مرد نوشت: گلوت حساسه به گرد و خاک، اگر درد گرفت لیموترش و لیموشیرین رو قاطی کن با عسل، اول صبح یه لیوان بزن به بدن روبراه میشی. لباس گرمم ببر، اونجا شباش سرده باز نری سرما بخوری تحفه. شارژر اصلیت رو نبر، جا میذاری دوباره حرص میخوری. شال روشن بهت خیلی میاد رنگی رنگی ببر، اما دو تا تیره هم بردار اگه خواستین محله های قدیمی شهرو بگردین اونجا هنوز بافتش سنتیه. بهش بگو حتما قبل از این که بخوابی ماچت کنه، لوس نکبت. بگو گردنتو بوس کنه، چهار بند انگشت زیر گوش چپت رو. قبل از توئم نخوابه، بیخواب میشی تو. صبحونه سرشیر نخور با اون معده ضعیفت، جوگیر نشی؟ لوسیون بدن ببر، ضدآفتابت جا نمونه تو کشوی دراور. اگه شب راهی شدین تو رانندگی نکن، زرتی خوابت میبری دور از جون یه طوریتون میشه خوابالوی خوشمزه.

بعد، انگار از خواب بیدار شده باشه، همه چی یادش اومد. همه رو پاک کرد. به جاش نوشت: حرفی نمونده دخترک، گفتنی ها رو گفتیم، حرف عقلت درست تر بود خوب کردی گوش کردی. سفر خوش بگذره. من شمارتو پاک کردم، توام پاک کن. ببخش که بلاکت میکنم.

بعد موبایلشو خاموش کرد. راه افتاد بره شب گردی، روح سرگردون کوچه های خلوت بی عابر بشه. و سعی کرد همونطور که مشاور یادش داده به یه دلفین حامله فکر کنه، نه به زنی ظریف، که روی صندلی کنار راننده خوابش برده، و نور آفتاب از همیشه زیباترش کرده. زیبا و بوسیدنی. در انتظار تماس لبهای گرم کسی که....


extraordinary
extraordinary
‏مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را

-------------------------------------

[لینک ضمیمه]
mavaye_man_280647337_482582246996487_7222890063046739480_n.jpg
35 دیدگاه · 1401/02/29 - 18:17 13 +
nazanina
nazanina

از صورتت نقاشی کشیده ام
همان طورکه دلم می خواست باشی

حالا چشم هایت فقط مرا می بیند
و لبخندهمیشگی ات

لحظه های نبودنت را
می پوشاند فقط مانده ام

هوس بوسیدنت راچه کنم؟؟

IMG_20220515_002254_314.jpg
4 دیدگاه · 1401/02/25 - 00:21 12 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ