یافتن پست: #بینم

azar
azar

هیچ شمشیری نمیتونه جلوی محبت رو بگیره

طناز
طناز
اولا : دوستت دارم..
ثانیا : «هر آن چه رخ داد، اولا را از یاد نبر.. »
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆

.

20220117_172820.jpg
علیرضا
علیرضا

من عاشق زمستانم

عاشق این که ببینمت در زمستان آرام راه میروی که

روی برفها زمین نخوری …

گونه هایت از سرما سرخ شده

شال گردن را محکم دور گردنت پیچاندی

دستهایت در جیبت مچاله شده

معصومانه به زمین خیره شده ای

رها
رها

بر ما گذشت

آنچه نباید میگذشت
باقی عمر هرچه باداباد //
// ꪑꪖડꪮꪮᦔ //
// ꪑꪖડꪮꪮᦔ //

❤❤

Kalamjm.jpg
مهرسا
مهرسا


آدم دوس داره رو بعضیا بنویسه:
″این مال منه″
IMG_20220116_024257_200.jpg
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

پیرمرد بازنشسته

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد.

در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سر و صداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملا مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می کردم.
حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا و همین کارها را بکنید. بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند.

تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟
بچه ها گفتند: 100 تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم. از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.


٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
و دورت،
چند؟!{-29-}



IMG_20220115_155819_052.jpg
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
سلام ب همگی اول هفته خوبی رو داشته باشین حال دلتون خوب خوب


[لینک ضمیمه]



59 دیدگاه · 1400/10/25 - 11:45 13 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)
شکرخدای مهربان از
دیروز بارون داشتیم
اونم عالی عالی
داتام
داتام
دیگر حوصله‌ای برای غصه خوردن و بغض کردن و درد کشیدن ندارم. وقتی ببینم چیزی یا کسی عذابم میدهد؛ نمی‌سوزم! یا می‌سازمش، یا کاملاً رهایش می‌کنم. اسمش منطقی شدن نیست، آدم از یک جایی به بعد، خسته می‌شود ... همین!

photo_2022-01-14_16-15-51.jpg
2 دیدگاه · 1400/10/24 - 16:14 در اریا 9 +
extraordinary
extraordinary

[لینک ضمیمه]

❤❤
persian.astrology_270858077_1062865157778822_66817541351742857_n.jpg
// ꪑꪖડꪮꪮᦔ //
// ꪑꪖડꪮꪮᦔ //

❤❤

898900089890002.jpg
majid
majid
شکفته بادا لبان من،
که نیمه‌ماهِ نیمرخانِ تو را،
شبانه می‌بوسند.
فدای تو،
دو چشم من،
که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند.
ببینمت!
تو کجایی که چهره‌ات باغی‌ست،
که از هزار پنجره نور می‌وزد هر صبح...!
دیدگاه · 1400/10/20 - 11:42 3 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ