یافتن پست: #حمید-حسینی

tina
tina

می شد آغوشت برایم آشیان باشد نشد
طاق ابرویت برایم آسمان باشد نشد

می شد از نو بشکفم مانند گل در دامنت
بوسه هایت را لب من میزبان باشد نشد

می شد آرامم کند هرشب نوازش های تو
دست هایت بر سر من سایبان باشد نشد

می شد از لبخند تو دنیای من شیرین شود
رازهای عاشقی در بینمان باشد نشد

می شد از من تا تو را با حرف عین آغاز کرد
می شد آن قلب درونت مهربان باشد نشد

می شد از دلدادگی گفت و شنید و شاد بود
آخر این قصه غیر از دیگران باشد نشد

می شد آری می شد اما اینکه می گویم نشد
می شد از چشمان تو رودی روان باشد نشد

هیچ کس معنای این بیت مرا باور نکرد

می شد آغوشت برایم آشیان باشد نشد

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ