یافتن پست: #حوالی

majid
majid
صبح
در حوالی آغوشت
مریمی های نیاز عشق
عطر دوست داشتنت را
زمزمه می کنند
بر روزن آبی احساس....

دیدگاه · 1400/11/4 - 12:15 4 +
majid
majid
چه حالِ خوبی دارم با تو ،
همه چیز به طرزِ اغراق آمیزی
زیبا و با شکوه شده !
با تو ساده ترین اتفاقات هم شبیهِ
معجزه است و من خوشبخت ترین آدمِ
این حوالی ام،مگر می شود تو را داشت
تو را دید ،با تو حرف زد و بهشت را رویِ
زمین احساس نکرد ؟!
بخدا بهشت همین جاست ،
همین نقطه ای که من هستم ،
همین جا که تو می خندی ...
دیدگاه · 1400/10/29 - 13:50 4 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

فردی از کنار اردوگاه فیل ها عبور می کرد و متوجه شد که فیل ها در قفس نگهداری نمی شوند یا با استفاده از زنجیر آنها را نگه نمی دارند.

تنها چیزی که آنها را از فرار از اردوگاه باز می داشت ، یک تکه طناب کوچک بود که به یکی از پاهای آنها بسته شده بود. وقتی مرد به فیل ها خیره شد ، کاملاً گیج شد که چرا فیل ها از قدرت خود برای پاره کردن طناب و فرار از اردوگاه استفاده نکردند. آنها به راحتی می توانستند این کار را انجام دهند ، اما ، آنها هیچ تلاشی نکردند.

او که کنجکاو بود و می خواست جواب را بداند ، از یک مربی در همان حوالی پرسید که چرا فیلها فقط آنجا ایستاده اند و هرگز سعی در فرار نکردند.

مربی پاسخ داد؛

"وقتی آنها خیلی جوان و کوچکتر هستند ، از همان طناب برای بستن آنها استفاده می کنیم و در آن سن برای نگه داشتن آنها کافی است. وقتی بزرگ می شوند ، عادت می کنند و باور کنند نمی توانند جدا شوند. آنها معتقدند که طناب هنوز می تواند آنها را نگه دارد ، بنابراین هرگز سعی نمی کنند آزاد شوند. "

تنها دلیل آزاد نشدن فیلها و فرار از اردوگاه این بود که با گذشت زمان این عقیده را پذیرفتند که این کار امکان پذیر نیست.

هر چقدر هم که دنیا تلاش می کند شما را عقب نگه دارد ، همیشه با این باور ادامه دهید که به آنچه می خواهید دست پیدا می کنید. باور اینکه می توانید موفق شوید مهمترین مرحله دستیابی به آن است.

مریم
مریم

دقیقه‌های من با تو
غرق خوشحالیست
کنار چشم تو بودن
چه خوب احوالیست... ❤️

IMG_۲۰۲۲۰۱۱۴_۲۰۲۶۰۵.jpg
5 دیدگاه · 1400/10/24 - 20:26 11 +
داتام
داتام
چرا مرا بند نمیکنی به خودت؟ من بند شدن میخواهم، من مال کسی شدن میخواهم، تو میدانی مال کسی شدن یعنی چه؟ یعنی کسی هست که همیشه نگران از دست دادنت است،
یعنی تو تعلق داری به کسی، یعنی نشانی داری و هر وقت که گم شوی کسی هست که بگردد به دنبالت، حوالی آن نشانی... چرا مرا مال خودت نمیکنی؟ دست‌هایم منتظر است، چشم‌هایم دو دو میزند، شانه‌هایم سردش می‌شود، دلم هی شور میزند و پاهایم بیقرار و خاطراتت در پی هم، قطار... بیا این بند مرا بند کن به خودت، دلم بند شدن می‌خواهد ...

photo_2021-12-11_20-25-53.jpg
دیدگاه · 1400/09/20 - 20:24 در اریا 4 +
داتام
داتام
حرامم باشد اگر با داشتن عشقی چون تو
اگر بعد از دل بستن به تو چشمانم جای دیگر چرخیده باشد
دلم حوالی دلی دیگر دل دل کرده باشد
قلبم تپش‌هایش برای غیر تو بوده باشد
ذهنم کسی غیر تو را مرور کرده باشد
حرامم باشد
یادت نرود من از سر عشق با توام
آخر تو نمیدانی آدم یکی مانند تو را داشته باشد
دیگر حواسش جای دیگری نمیرود

photo_2021-12-08_21-07-49.jpg
دیدگاه · 1400/09/17 - 21:06 در اریا 7 +
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
بزن، در من
تنهایی من بی" "
به کدام عاشقانه هایش را ...

IMG_20211122_110458_547.jpg
علی
علی
میان تمام پرسه زدن‌ های عالم چه صفایی
میان تمام پرسه زدن‌ های عالم

چه صفایی دارد

در حوالی تو

در هوای تو

در آغوش تو
دیدگاه · 1400/09/1 - 10:48 7 +
علی
علی
در دنیای من یک تو کافی ست تا بهشت را
در دنیای من یک تو کافی ست
تا بهشت را همین حوالی خودم
شانه به شانه ی دوست داشتن تو
تجربه کنم
دیدگاه · 1400/08/30 - 21:49 2 +
zohreh
zohreh

...

حوالی
دوست داشتنت
نفس می کشم !
عشق بازی می کنم !
اینجا حوالی داشتن تو
چقدر هوا
برای زندگی خوب است . . .
بهانه ام که
دیدگاه · 1400/08/12 - 09:23 9 +
♡عطی♡
♡عطی♡
باز امشب

پرسہ میزنم در این حوالی

بوے عطرت پیچیده

ڪاش شبی بیایی بی بهانہ

عاشق‌تر بدون مرز

تا دیوان ، دیوان بسرایمت ..!!
♡عطی♡
♡عطی♡
در دنیای من یک تو کافی ست
تا بهشت را همین حوالی خودم
شانه به شانه ی دوست داشتن تو
تجربه کنم …
♡عطی♡
♡عطی♡
باز امشب

پرسہ می زنم دراین حوالی

بوے عطرت پیچیده

ڪاش شبی بیایی بی بهانہ

عاشق‌تر بدون مرز

تا دیوان ؛ دیوان بسرایمت ..!!
دیدگاه · 1400/07/6 - 07:51 در عشق اول 6 +
majid
majid
حوالی کدام کرانه قدم میزنی؟
کدام دریا را در آغوش گرفته ای؟
پاهای عریانت زیارتگاه کدام موج است؟
ترنم صدای کدام پری دریایی در گوشت پیچیده؟
گم شده یِ افقهای دور
پیدایت خواهم کرد
دیدگاه · 1400/06/31 - 12:04 3 +
mohammad
mohammad
من نشانی از تو ندارم ولی نشانیم را برای تو مینویسم : در عصر های انتظار به حوالی بی کسی قدم گذار خیابان غربت را پیدا کن وارد کوچه تنهایی شو کلبه غریبی ام را پیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوی رنگی ام در کلبه را باز کن به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر غمش را کنار بزن مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق اشک پشت دیوار تنهایی ام نشسته امــــ...؟؟؟

دیدگاه · 1400/06/18 - 11:36 9 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ