یافتن پست: #خانه

علیرضا
علیرضا

اگرخدابجای عربستان قلب انسانهاروبرای محل ساخت خانه اش برمیگزیدبدون شک دنیاخیلی زیباترمیشد

☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
داستان من و چشمان تو، داستان پسرکی‌ست که هر روز غروب پشت شیشه دوچرخه فروشی می‌نشیند و از پشت شیشه دوچرخه ای را می‌بیند که سال‌ها برای خودش بود ...!
با آن دوچرخه تمام کوچه‌های شهر را می‌گشت، از کنار رودخانه آواز کنان عبور می‌کرد، سربالایی‌ها را با همه ی قدرت رکاب میزد و در سرپایینی‌ها، دستانش را باز می‌کرد، از میان سروها و کاج‌ها می‌گذشت و بلند بلند می‌خندید ...
داستان من و چشمان تو ، داستان آن پسرک و دوچرخه است ... پسرکی که حالا پشت شیشه دوچرخه فروشی در خیالش رکاب می‌زند !
می‌خندد ، رکاب می‌زند
می‌گرید ، رکاب می‌زند
رکاب می‌زند ...


???? عطر چشمان او


5 دیدگاه · 1401/04/9 - 23:40 9 +
صبا
صبا

:(
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
:(

8c0295d0-845f-11e9-9b80-45099c9dbfee.jpg
14 دیدگاه · 1401/04/9 - 00:02 10 +
Saeed
Saeed

سوالاتی که حرص آدمو درمیاره


1- از حموم اومدی حوله دورته ، میپرسن : حموم بودی ؟
نه حوله پیچیدم دورم برم مکه لبیک بگم


2- صبح از خواب بیدار شدی ، میپرسن : بیدار شدی ؟!
نه مشکل روحی دارم توخواب راه میرم

3-دارم تاریخ انقضای روی تن ماهی رونگاه میکنم ، فروشنده میگه : داری تاریخ انقضاشو میبینی ؟!
گفتم نه میخوام ببینم تولد ماهیه کیه واسش اکواریوم بخرم
.
4-یارو معتاده کنارخیابون نشسته کله اش چسبیده کف اسفالت ، دوستم میگه معتاده ؟!
میگم نه ژیمناستیک کاره داره انعطاف بدنیشو به رخ ملت میکشه...

5-به دوستم میگم تب کردم... ! میگه : مریض شدی ؟!!!
میگم نه دمای بدنمو بردم بالا ببینم فَنش کارمیکنه یا نه

6- صف نونوایی بودم یارو اومد، گفت: ببخشید صفه؟ منم گفتم: نه دیوار دفاعی بستیم شاطر میخواد کاشته بزنه

7- رفتم داروخانه عصا بگیرم
میگه عصا برای راه رفتن میخوای ؟
گفتم نه ،
حضرت موسی کلاسای تبدیل اژدها گذاشته دارم میرم سرکلاس...


8- امروز ۵۰ متر دنبال تاکسی دویدم
بعد راننده نگه داشت گفت میخوای سوار بشی ؟؟
گفتم نه داداش فقط میخواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم

۹- بچه تازه به دنیا اومده، ازبیمارستان اوردیم خونه خوابیده
فامیلمون اومده میگه اخیییی خوابه؟؟
میگم نه زدیمش تو شارژ، دکتر گفته ۷، ۸ ساعت اول خوب بذارین شارژ بشه
دیدگاه · 1401/04/8 - 09:32 2 +
صبا
صبا

:(

Funn.jpg
26 دیدگاه · 1401/04/7 - 18:57 12 +
علیرضا
علیرضا
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
من از این دیدار بی هیچ خاطره برگشتم

قصه ام تلخ شد کهنه شد شراب شد
قصه ی تازه ی خویش با مستی داستانت سرشتم

1 دیدگاه · 1401/04/6 - 08:44 1 +
Saeed
Saeed

بلمی به روی اب ,خانه ارزوهایش نقش سراب ,زیر نور سفید مهتاب ,مادری به انتظار خسته رفته بخواب ,دعای بابا سپرده مهتاب به موج دریا,من چشم به راهش به عمق دریا

..


دیدگاه · 1401/04/6 - 00:13 2 +
علیرضا
علیرضا
متولدین تیر ماه تولدتون مبارک

مشخصات کلی افراد متولد تیر ماه: حساس، سریع الانتقال، رویایی، عاشق خانه و خانواده، منزوی، عاشق مهتاب، عاشق فرزند، علاقه‌مند به کشاورزی، گاهی آرام و گاهی طوفانی، خجالتی، بسیار باسلیقه و شیک پوش، پشتیبان اقوام، احساسات قوی، بهترین آشپز، علاقه‎‌مند به گل و گیاه، دارای حس پدرانه یا مادرانه، باوفا، رفیق باز، صرفه‌جو و اقتصادی و گاهی خسیس، محتاج به کمک دیگران، بامحبت، مطیع همسر، متنفر از انتقاد، با هوش، اهل قهر و آشتی، در آشتی پیش‌قدم نمی‌شود، همسری با وفا، در روزهای ابری غمگین، گاهی خوب و گاهی بد، خیالاتی، عاشق عتیقه و اشیا کهنه، مادی‌گرا و پول پرست، رک گو، خودخواه ومغرور، تا حدودی سطحی نگر، صبور و آرام، حافظ اسرار، علاقه‌مند به مادر، عاشق تعریف و تمجید، مهمان نواز عالی، خیلی ظریف، شکیبا، صمیمی، محافظه‌کار، اهل ریسک نیست، میهن پرست، انتقام‌جو، وسواسی، مهربان.

1708795.jpg
دیدگاه · 1401/04/1 - 08:54 8 +
مــــآه
مــــآه


برای اولین بار است که در طول زندگی‌ام
میبینم مـــاه در خانه‌ام پا برهنه راه می‌رود...

-نزار قبانی


علیرضا
علیرضا
سلام به دوستان عزیز
طلوع صبحی دیگر از زندگی بر شما مبارک دلتان شاد از غم ها آزاد خانه امیدتان آباد زندگی تان بر وفق مراد. سلام صبح بخیر…
1633234690927.jpg
دیدگاه · 1401/03/29 - 07:39 6 +
علیرضا
علیرضا

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو روی دل بود به سوی آستانه ی تو

تا آید شب ، در میان تیرگی ها ، گشاید تن ، روح من به شور و غوغا رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

دیدگاه · 1401/03/23 - 09:47 4 +
Mehdi
Mehdi

می آید روزی که در تراس خانه ات، روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی


آن روز دیگر نه باران خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد،

سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!

کنار روزمرگی هایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند

لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی،

اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند!

شباهت اسمی بود...

تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری، لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی،

من به همان لبخند زنده ام
دیدگاه · 1401/03/18 - 17:26 5 +
علیرضا
علیرضا

بی ساغر و پیمانه و دلدار نشاید پیمانه بباید زد‌‌ و تردید نباید.

بر دلبر دیوانه بگوئید بیاید دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.

shamim
shamim
رودها هرگز برعکس نمی شوند
پس مانند رودخانه زندگی کن
گذشته ات را فراموش کن و روی آینده ات تمرکز کن
همیشه مثبت فکر کن
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆

خدا نکند آدم چیزی یا کسی را گم کند،
مثل سوزن میشود که اگر تمام خانه را زیر و رو کنی پیداش نمیکنی،
فرش را وجب به وجب دست میمالی،
اما نیست...



IMG_20220604_230213_905.jpg
دیدگاه · 1401/03/14 - 22:59 10 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ