یافتن پست: #خزان

علیرضا
علیرضا
او شراب بوسه می‌ خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را
علیرضا
علیرضا

نهال عمر تو ای دوست همیشه رعنا باد

بهار حسن تو بی آفت از خزان ها باد

همواره شمع وجود تو روشنایی بخش

همیشه روشنیت گرم و محفل آرا باد

دیدگاه · 1401/02/10 - 16:49 6 +
Amir
Amir

یارب دولت به خزان دادی ثروت به خران دادی پس ما به تماشای جهان آمده ایم

hamedasrafi
hamedasrafi

منم آن برگ زرد زیر پاهایی که میداند
نباید دل سپردن فصل صدرنگ خزانها را

نمیدانم چه کرده خاطراتم با دلت اما
خبردارم که شبها میکنی یاد آن زمانها را

چنان‌ در کلبه ی احزان خود غم نامه میخوانم
که پیر از بهر یوسف میکشید آه و فغانها را

چوپرسندعلت بیخوابی و درماندگی ازچیست میگویم
نفس چون میرود جا میگذارد این نشانها را

دیدگاه · 1401/02/3 - 22:22 7 +
hamedasrafi
hamedasrafi
لاف عشق و عاشقی را وه چه آسان میزنیم
خود خزانیم و دم از شوقِ بهاران میزنیم

بر زبان جاری همه مهر است و عهد است و وفا
لیک جمله در عمل خنجر به یاران میزنیم

دیدگاه · 1401/01/26 - 15:52 6 +
علیرضا
علیرضا
نهال عمر تو ای دوست همیشه رعنا باد بهار حسن تو بی آفت از خزان ها باد همواره شمع وجود تو روشنایی بخش همیشه روشنیت گرم و محفل آرا باد
شبنم
شبنم

روی دیوارم


نوبهار من یکی است




2fb082befadd419b90dfcd749eb5279d.jpg
علیرضا
علیرضا
با عرض سلام و ادب ????حلول سال نو و بهار پر طراوت که نشانه‌ای از قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت است را به شما تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت و توأم با موفقیت و سلامتی و سعادت را از درگاه خداوند سبحان برای شما عزیزانم مسئلت دارم.....???? بهار و عیدِ تو ای دوست، جاودان بادا درختِ زندگی ‌ات فارغ از خزان بادا دعا کنم زِ برایت همایِ خوشبختی همیشه بهرِ تو مست و ترانه خوان بادا

[لینک پیوستی]
davood
davood
چرا غصه های پوچ را
ز تار و پود خود نمی‌کنی
چرا تو را نمی‌کند
چرا بهار را نمی‌کنی ؟
majid
majid

ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ می گیرد، ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ.

نازنینم ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ هاست،

به ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦکوتاهی

azar
azar

اندر سر ما همت کاری دگر است

معشوقه خوب ما نگار دگر است
والله که به عشق نیز قانع نشویم
ما را پس از این خزان بهار دگر است
azar
azar

باید راهی یافت

برای زندگی را زندگی کردن
نه فقط زندگی را گذراندن
باید راهی یافت
برای صبح ها با امید چشم گشودن
برای شبها با ارامش خوابیدن
اینطور که نمیشود
نمیشود که فقط زندگی را گذراندن
نمیشود که فقط تمام شدن فصلی
و وارد شدن به فصل جدید را با خنکای هوا به یاد تو بیاورد
نمیشود تا نوک دماغت یخ نکرده
حواست به رسیدن پاییز نباشد
اینطور که پیش بروی
یک دفعه میبینی که
به خزان زندگیت رسیدی




علیرضا
علیرضا

خزان که مال ما شد بهار مال شما

صاف و ساده بگویم، سلام. حال شما؟

علیرضا
علیرضا

اندر سر ما همت کاری دگر است

معشوقه خوب ما نگاری دگر است

والله که به عشق نیز قانع نشویم

ما را پس از این خزان بهاری دگر است

مولانا

مهرسا
مهرسا
ای پرنده ی گم شده ام
تک درختی تنها ، سرمازده
و در مسیر غروبی سوزان
طاقت این همه سلاخی های باد را ندارد
به خزان ریشه هایش سوگند
هیچ صبر و طاقتی ندارد 〰❤️
IMG_20220204_142957_019.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ