یافتن پست: #خیره

♡♡
♡♡

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه،

بی‌دلیل کسی رو دوست نداره،
بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه. بعضی از آدما، بدون اینکه خودشون بدونن خوبن، بدون اینکه حرف بزنی، حالت رو می‌فهمن، بدون اینکه لمسشون کنی، حست می‌کنن. بعضیا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن، واسه همینه که ابدی می‌شن.
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم، به خودم. به اينكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره. بعضی وقتا که دلم می‌گیره، پشت پنجره می‌شینم، بغض می‌کنم، به آسمون خیره می‌شم، شاید اونجا دوباره پیدات کنم. می‌گن خدا بزرگه؟
نه!؟
هروقت بی‌هوا یه یادت می‌افتم،
به این فکر می کنم که شاید... شايد دلت برام تنگ شده باشه. بعضی از آدما همیشه هستن، حتی اگه رفته باشن.


IMG_20220611_122607_107.jpg
Nivad - Raftani (128).mp3 · 2.2MB
3 دیدگاه · 1401/03/21 - 12:25 10 +
Mehdi
Mehdi

چرا‌غ‌های خیابان را روشن کرده‌اند

ماشین‌ها پشت سر هم به سمت سرپل می‌روند، جلوی بستنی فروشی ویلا، سرپلِ تجریش پر از آدم است
خیابان سعدآباد چشم‌های گل مریم را خیره کرده است؛
خانم‌ها با لباسهای رنگی و کفش‌های پاشنه بلند به ماشین‌ها تکیه داده اند و بلال و گردو می‌خورند
مردها با کت‌های چهار دکمه سربالایی سعدآباد را پیاده می‌روند و برمی‌گردند ...
سر پل به دو دسته تقسیم می‌شود؛
آن طرف، نزدیک به دهانه بازار و سربالایی دربند، نیمه تاریک و خلوت‌تر است، کباب و دل جیگر و راننده های تاکسی و اتوبوس و زن‌های چادری ...
و طرف دیگر که پاتوق جوان‌ها و دوستان من، جلوی بستنی فروشی ویلاست.
بستنی میوه ای پدیده ای جدید که از فرنگ آمده و بوی دنیای دیگر را می‌دهد، دنیایی آن طرف مرزها ...
اولین بار است که بستنی آلبالویی به تهران و سرپل رسیده و مزه‌اش با تمام مزه‌هایی که تاکنون چشیده‌ام فرق دارد ...
مثل مزه اولین عشق
اولین نمره بیست
اولین سیگار یواشکی ...


???? دو دنیا
???? گلی ترقی


دیدگاه · 1401/03/14 - 22:48 8 +
علیرضا
علیرضا
سلام صبح چهارشنبه بخیر
امیدوارم در این روز زیبا کلبه دلتون گرم باشه چراغ امیدتون روشن وجودتون سبزوسلامت لبتون همیشه خندون ودعای خیرهمراه زندگیتون روز تون بخیر قلبتون سرشارازعشق زندگی‌تان مملوازنیکی
1633234690927.jpg
Mehdi
Mehdi

@Kafiha


نه،اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود.
دستانش را نگرفته بود ولی.
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش،،موهایش باشد برای بعد،حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند،صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند.
اما ساکت بود،خیره بود
این خستگی از پشت ارایش غلیظش داد میزد.
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات.
گیسو نمیبافدو رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه مانتوات را ببنند،آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده!!؟
این یارو؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میمانند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس داشت و اعوذبالله مِن هوس!با من که بود فقط پیشانی اش را میبوسیدم.
پیشانی اش آرام وملایم!
انقدر آرام که چشمانش را باز نمیکرد و میگفت تمام شد؟!
میگفتم آری بانو تمام شد
تنها چیزی که در صورتش یافتم همان بوسه های پیشانی بود و لاغیر!
رد بوسه ام را جا گذاشت
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥



IMG_۲۰۲۲۰۵۰۷_۲۳۳۴۲۸.jpg
34 دیدگاه · 1401/02/18 - 00:36 21 +
علیرضا
علیرضا
حتی اگه کلِ دنیا هم به من خیره بشه بازم من نمیتونم از تو چشم بردارم...!:)
دیدگاه · 1401/02/10 - 10:44 5 +
رها
رها

1574631855855181.jpg
Siavash Ghomayshi - Ayandeh [128].mp3 · 3.9MB
sahar
sahar

...

20220415_232206.jpg
36 دیدگاه · 1401/02/9 - 22:56 11 +
Hedieh
Hedieh

هرچی خیره+آبروم حفظ بشه

همینقد کوتاه
همینقد دلی
2 دیدگاه · 1401/02/5 - 05:36 7 +
Mehdi
Mehdi

@hosseinhaerian

پیام داد دلم واست تنگ شده...می دونم دوری ، می دونم کار داری ، می دونم نمیشه فقط خواستم بدونی...
خیره موندم به صفحه ی گوشی...نمی دونستم چی باید بگم.همین طور که تو فکر بودم دیدم واسش یه پیام فرستادم.
《سفارش شما ثبت شد》
نگاه کردم به پیامم و نگاه کردم به جوابش...یه لبخند بود و یه قلب و دوتا بوس...که کاش همش بوس بود.
وقتی همه ی آدمای شهر خواب بودن ،من تو مسیر بودم. تو جاده...میگم همه خواب بودن چون راننده ی اتوبوس هم خواب بود. چندباری نزدیک بود بریم تو کوه و دره...مهستی می خوند و من گوش می دادم. راننده هم چرت می زد. اون شب خدا عجیب مهربون بود. شاید دوست داشت بسته ی سفارشی به مقصد برسه. به مقصد رسیدم. صبح زود زنگ زدم . تو خواب و بیداری گوشی رو جواب داد. گفتم شما دیشب چیزی سفارش داده بودید؟ گفت هان؟ گفتم سفارش رسیده ، بپر پایین...فکر کنم پرید بالا...چند دقیقه ی بعد من تو بغل سفارش دهنده بودم. به جای تمام بسته های پستی نرسیده ، به جای تمام عاشق های به معشوق نرسیده هم دیگه رو می بوسیدیم. لبخند بود ، قلب بود ، بوس هم بود. از پشت گوشی هم نبود. اون روز دنیا به کام ما بود.
وقتی داشتم بر می گشتم بهم پیام داد. تو بهترین سفارش دنیایی ، تو مهم ترین چیزی هستی که به خدا سفارش دادم. خدا نگفت سفارش شما ثبت شد. نمی دونم چرا ولی نگفت. فقط امشب بعد از خرید کتاب واسم پیام اومد مشتری گرامی سفارش شما ثبت شد. یه لحظه بدنم یخ زد. یادم اومد یه زمانی خودم برای یکی بهترین سفارش دنیا بودم.

دیدگاه · 1401/02/4 - 21:05 7 +
Mehdi
Mehdi

خیره‌خیره نگام می‌کنی و می‌گی: «واسه فراموش کردن باید از یه جابی شروع کرد، فکر کن نبودم، فکر کن ندیدیم، فراموش کن و بذار همه چی تموم شه. بذا...»


نگات که می‌کنم دلم آروم می‌شه، وقتی با دست موهات رو از روی صورتت می‌ندازی پشت گوش‌ت، یه عطر عجیبی توی هوا می‌پیچه.

نشستم روبه‌روت و نفس کشیدنت رو تماشا می‌کنم. تو چه‌طوری نفس می‌کشی که من نفسم می‌گیره؟ چشمم به چشمات و گوشم به صدات. می‌گن صدایی که آدم از خودش می‌شنوه با اون چیزی که به گوش بقیه می‌رسه فرق داره. خوش‌به‌حال من که اسمم رو با صدای تو شنیدم. حالا بعد از تو دیگه دلم با صدای کسی نمی‌لرزه.‌

شبا که ماه میفته وسط آسمون، میام توی ایوون و رو به عکست می‌شینم. توی هوا یه‌کم از عطر همیشگی‌ت می‌زنم و از روی پیام‌گیر به آخرین پیامت گوش می‌دم.

همه‌چی خوبه. چشمات رو به منه و عطر موهات توی آسمون و صدات زیر گوشم.

فقط دلم برای «جانم» گفتنت تنگ شده.


| پویا جمشیدی |




دیدگاه · 1401/02/2 - 20:41 2 +
پشم سنگ آسیا
پشم سنگ آسیا

امروزه، کاربرد پشم سنگ در تولید محصولات کشاورزی در کشورهای توسعه یافته رواج بسیاری پیدا کرده است.

به دلیل مقاومت در برابر جذب آب و پیشگیری از رشد قارچ ها و باکتری ها بستر مناسبی برای رشد

گیاهان است. کاربرد پشم سنگ در کشاورزی از زمان جوانه دهی تا باردهی گیاه امکان پذیر خواهد بود.

[لینک ضمیمه]

1سیب53_2114923497_n.png
[لینک پیوستی]
hamedasrafi
hamedasrafi
نه دل آزرده، نه دلتنگ، نه دلسوخته ام
یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام

پاسخ ساده ی من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی ست که من نیز نیاموخته ام

رو سیاه محک عشق شدن نزدیک است
سکه ی «قلب» زیانی ست که نفروخته ام

برکه ای گفت به خود، ماه به من خیره شده ست
ماه خندید که من چشم به «خود» دوخته ام

شده ام ابر که با گریه فرو بنشانم
آتش صا
دیدگاه · 1401/01/31 - 00:29 2 +
Mehdi
Mehdi
_چقدر کم حرف شدی


+حوصله ندارم
үάşίღ
үάşίღ
من چنان
محو سخن گفتن گرمت بودم
که تو از هر چه که دم میزدی
آن دم خوش بود...


aedb54c586f25f9caa02348165ae7a13.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ