یافتن پست: #دستان

علیرضا
علیرضا
سلام صبح بخیر برای امروزتان از خدا می‌خواهم هر آنچه صلاحتان هست برایتان رقم بزند من به دستان خدا ایمان دارم بهترین‌ها سهمتان خواهدشد صبح زیبای تون بخیر دوستان گلم
photo_2022-08-02_07-40-09.jpg
علیرضا
علیرضا
عطر تنت را بو کشیدم جان گرفتم بی نسخه و بی درد سر درمان گرفتم آنقدر مشکل با تو گشتم دوست، گویی تهمینه را از رستم دستان گرفتم..

دیدگاه · 1401/04/30 - 09:18 2 +
farhad
farhad

باید مردی باشد...
تا آینه را از دست زنی بکشددستانش را گرم فشار دهد
و بگویدآینه را رها کن، تو در چشم من
زیباتر از این حرف هایی...

Mahta
Mahta

- چرا دست‌ها؟
- چون معتقدم چشم‌ها بیشتر برای حرف زدنند تا دیدن.
لب‌ها برای لمس کردنند تا گفتن.
و هرچیزی که چشم‌ نتواند بگوید و لب‌ نتواند لمس کند، دست بیان می کند ....

[لینک ضمیمه]


IMG_20220707_153627_132.jpg
رها
رها

دشنه ات را از سینه ام بیرون بکش

بگذار زندگی کنم
عطر تنت را از پوستم بگیر و
بگذار زندگی کنم
بگذار با مردی تازه آشنا شوم که
نامت را از خاطرم پاک کند
دستان حلقه شده دور گلویم را بگشاید



1402770401-talab-org.jpg
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
داستان من و چشمان تو، داستان پسرکی‌ست که هر روز غروب پشت شیشه دوچرخه فروشی می‌نشیند و از پشت شیشه دوچرخه ای را می‌بیند که سال‌ها برای خودش بود ...!
با آن دوچرخه تمام کوچه‌های شهر را می‌گشت، از کنار رودخانه آواز کنان عبور می‌کرد، سربالایی‌ها را با همه ی قدرت رکاب میزد و در سرپایینی‌ها، دستانش را باز می‌کرد، از میان سروها و کاج‌ها می‌گذشت و بلند بلند می‌خندید ...
داستان من و چشمان تو ، داستان آن پسرک و دوچرخه است ... پسرکی که حالا پشت شیشه دوچرخه فروشی در خیالش رکاب می‌زند !
می‌خندد ، رکاب می‌زند
می‌گرید ، رکاب می‌زند
رکاب می‌زند ...


???? عطر چشمان او


5 دیدگاه · 1401/04/9 - 23:40 11 +
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆

.

20220623_232553.jpg
34 دیدگاه · 1401/04/4 - 23:17 11 +
extraordinary
extraordinary

اما
دستانم برای آغوشت بی قرارند.....(:
.
.

mavaye_man_2863504269520042593.mp4 · 1.1MB
2 دیدگاه · 1401/03/30 - 16:22 20 +
علیرضا
علیرضا
او شراب بوسه می‌ خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را
Mehdi
Mehdi

می آید روزی که در تراس خانه ات، روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی


آن روز دیگر نه باران خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد،

سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!

کنار روزمرگی هایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند

لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی،

اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند!

شباهت اسمی بود...

تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری، لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی،

من به همان لبخند زنده ام
دیدگاه · 1401/03/18 - 17:26 5 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)
در زمانی که تو نیستی تمام فکرم به توست .صدایت را نمی شنوم اما در خیالم با تو گفت و گو می کنم وقتی هستی لبخند هایت را می چشم زمزمه های عاشقانه ات را می شنوم و انگاه که چشمانت مرا در بر می گیرد دستان نوازشگرت حس عشق را به وجودم می دهد
برایم بمان بگذار مرگ پایان عشقمان باشد.
علیرضا
علیرضا
در میهمانی لحظه های با تو
دستانت خالی بود
اما نگاهت پر از شوق
و قلبت پر از احساس
از تو هیچ نمی خوام
1 دیدگاه · 1401/03/4 - 10:27 5 +
❥ ꫝꪖᦔⅈ♥️ ᵏꪖtⅈ ❥
❥ ꫝꪖᦔⅈ♥️ ᵏꪖtⅈ ❥

@kati20

جانانِ من..
وقتی عاشق میشی..
همه‌یِ دنیات محدود میشِه به یه نفر
تو نِگاهش..
تو صداش تو وجودش..!
و چه خوشبختم من..
که دنیام خلاصِه شده در تو..
تویی که بودنت..
جبران همه یِ نَداشته های زندگیمه..


IMG_20220519_193743_651.jpg
6 دیدگاه · 1401/02/29 - 19:43 17 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥


زنـבگے زیباست
یک روز . . .یک ساعت . . .یک בقیقـہ . . .
هرگز بر نمیگرـבـב..پس لطـ؋ـا عمرتون را با
ـבغـבغـہ ے حرـ؋ـهای، مرـבم خراب نکنیـב.
همین کـہ خـבا رو خوش بیاـב کاـ؋ـیه...


IMG_۲۰۲۲۰۴۱۳_۱۸۰۱۴۴.jpg
12 دیدگاه · 1401/02/28 - 19:10 14 +
ارش
ارش

بهارکه ازمن بگذرد خشک میشود شاخه های سبز باغ چشمانت غروب نارنجی خورشید خبر ازفوج کلاغ های مزاحم میدهد...تو میمانی و مزرعه ای بی حاصل دستانم..بامترسک خاطرات تنهایی ات را معناکن...!!!

3 دیدگاه · 1401/02/25 - 11:11 10 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ