یافتن پست: #دستان

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
برای یک زندگیِ خوب ، نباید به هیچ چیز و هیچ کس وابسته شد.
وابستگی فقط درد دارد.
آدمِ وابسته ، جایگاه و ارزش و شخصیتش را یادش می‌رود.
آدمِ وابسته ، با دستانِ خودش تحقیر می‌شود.
وابسته که باشی، از قطارِ موفقیت جا می مانی.
زندگی یعنی بپذیری بعضی ها شعار نمی‌دهند و واقعا بخاطرِ خودت حقیقت را می‌گویند.
بپذیری بعضی از دست دادن ها به نفعِ توست.
در این دایره دنبالِ واقعیت ها باش.
گام هایِ موفقیتت را محکم تر بردار.
حس می کنم، بعضی نداشتن ها؛ با ارزش ترین داشته هایِ آدم است.
دیدگاه · 1401/01/14 - 13:34 4 +
hamedasrafi
hamedasrafi
کاش کسی بود که برای لمس دستانش،
باید وضوی عشق گرفت
و برای بوسیدنش
باید سوره‌ی عشق خواند
و، تنها وارثِ،
سجاده‌ی قلب میماند ...
azar
azar

دستهای تو با دستان من اشناس

farhad
farhad

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت، برای همین خدا آه، اشک، خواب طولانی، لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد.

azar
azar

دستان تو بهترین

‌ تصمیم و انتخاب منه
Mehdi
Mehdi

@Kafiha


نه،اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود.
دستانش را نگرفته بود ولی.
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش،،موهایش باشد برای بعد،حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند،صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند.
اما ساکت بود،خیره بود
این خستگی از پشت ارایش غلیظش داد میزد.
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات.
گیسو نمیبافدو رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه مانتوات را ببنند،آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده!!؟
این یارو؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میمانند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس
؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟

سال 1401رو به همه دستان تبریک عرض میکنم انشاا...سالی پر از خیر و برکت باشه

azar
azar

خدایا

دوباره منو نگاه کن
دستان منو بگیر
از محاصره درد ها منو بیرون بکش
کمک کن تا دوباره قوی بشم
دوباره سایه ها و ابرها
رو کنار بزنم و خورشید و نور رو دوباره ببینم
من دلم برای نگاهی تو تنگ شده
خدایا
دوباره منو نگاه کن
azar
azar

من تو رو دارم همینجا دقیقا تو قلب و کنار من

چند لحظه به وسعت تمام لحظه ها
نگاهت میکنم همین میشه که
من تو رو حس میکنم
یک احساس بی پایان
که تو رو در بر گرفته
درونم رو از عطر حضور عاشقانه ات پر کرده
تویی قبله همه راز و نیاز هات
دستهای خودت رو به من دادی
و دستان من از گرمای دستانت گرم شده
تا همینجا همین خط
بزار آخرین خطم رو به تو نشون بدم
آخر خط ما یک نقطه چین هست
میخوام بدونی که عشق ما ابدی هست
majid
majid
حس خوبی‌ست

در آغوش خودت پیر شوم

اینکه یک عمر

به دستان تو زنجیر شوم
majid
majid

انروز حواس شهر پرتِ برف بود

حواس من اما ،

درگیرِ گرمی دستانِ تو..

majid
majid

پاییز یا زمستان چه تفاوتی داشت ؟

اگرحضورت ، صدایت ، نفس هایت

و گرمی دستانت بود تا بهاری کند سرزمین مرا …

majid
majid

احتیاجی به تسبیح نیست

دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر “دوست داشتن” می دهم !

farhad
farhad

دستانت را اندکی به من امانت بده

میخواهم با آنها گره از بافته های
اندوهم بگشایم...
azar
azar

اگه دست تو

توی دستان من باشه
کسی منو دست کم نمیگیره
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ