یافتن پست: #دقایقی

∂ғάяί
∂ғάяί
IMG_20220205_143354_945.jpg
hamid
hamid

دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم،

اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم،

فایده های زیادی می بریم که کوچکترین آن خودشناسی است.

بنجامین_فرانکلین

mohammad
mohammad
هنگام انتخاب توست، اگرخواستی بمان
این آخرین دقایقی ست که می خواهمت هنوز..؟؟
zohreh
zohreh

...

حس خوب…
اون موقعی که بری خودتو یه گوشه ای گم کنی اما یکی یادش باشه بیاد پیدات کنه ببینی؛ حس کنی که حواسش بهت هست
حس خوب…
اون وقتی که محو بشی توی بودنش و آروم باشی از دقایقی که کنارته!
10531433717229505004 (1).gif
mohammad
mohammad

و تو هیچگاه نخواهی فهمید

که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ،

سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !

davood
davood
آیا از من
در حافظه ات نشسته است ؟
آیا به خاطر من
حاضرۍ را از دست بدهۍ؟
پس بیا در بعدۍ
ۍ داشته باشیم ـ
دیدگاه · 1400/02/17 - 14:44 در A-D-M
mahyar
mahyar
آن جا یک قهوه خانه بود. اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آن‌جا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟ عجله، همیشه عجله... کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام... ‌آبادی


دیدگاه · 1399/12/17 - 07:43 در A-D-M
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

تهران- ایرنا- «علی انصاریان» پیشکسوت فوتبال ایران پس از روزها نبرد نافرجام با ویروس مهلک کرونا دقایقی پیش در بیمارستانی در تهران درگذشت. او دومین ورزشکار پیشکسوت فوتبال کشور است که در روزهای اخیر از دنیا می رود. پیش از انصاریان، «مهرداد میناوند» تسلیم کرونا شده بود.

به گزارش ایرنا، «علی انصاریان» بازیکن اسبق سرخآبی‌های پایتخت که از دوم بهمن‌ماه بر اثر ابتلا به کرونا در بیمارستان فرهیختگان بستری بود امروز (چهارشنبه ۱۵ بهمن‌ماه) در ۴۳ سالگی درگذشت.

در عرض یک هفته دوتا دوست از این دنیای فانی رخت بر بستند.چه دنیای بی رحمی.یه دل سیر دلم گریه می خواد




157852962.jpg

157852962.jpg
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد . اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد .
تو چایت را بنوش .
روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن.
میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دونفره دعوت کنی.
برای پرنده ها دانه بریزی و بعد، از دیدن نوک زدن آنها به دانه های گندم لذت ببری.
میشود دقایقی را برای مادرت کنار بگذاری و چند لحظه را در آغوش او سپری کنی میبینی که چقدر آرامش بخش است.
میشود از زندگی لذت برد .
میشود از ثانیه ها نهایت استفاده را کرد.
مگر چقدر عمر میکنیم که بخواهیم آن را هم صرف سروکله زدن با این و آن بکنیم و از شکل راه رفتن همراهمان تا آبی بودن رنگ آسمانو گردی زمین ایراد بگیریم… چه خوب میشد اگر میتوانستیم به زمین و زمان گیر ندهیم و سخت نگیریم.
خوب میشد اگر زندگی میکردیم نه فقط نفس میکشیدیم !

mohammad
mohammad

سر به هوا نیستــــم امــــا

همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم

حال عجیبـــی ست دیدن همان آسمانی که

شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده باشی

برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

خدایا زندگی سرشار از هزاران نگرانیست و ذهن از یک فکر به سوی فکر دیگر پرواز میکند,در میان چنین هیاهویی شنیدن ندای خاموشی که در قلبم با من سخن میگوید, دشوار است.

خدایا مرا موهبت آن بخش که ذهنم در کشاکش این غوغای روزمره بر تو متمرکز باشد و هر روز دقایقی با تو ارتباط برقرار کنم.

چنان متبرکم کن که ندای تو را بشنوم و سیمای تو را که پراز لطف و زیبایی‌ست به چشم دل مشاهده کنم

ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
دقایقی در زندگی هست
‏که دلت برای کسی آنقدر تنگ می‌شود
‏که می‌خواهی او را از رویایت بیرون بکشی
‏و در دنیای واقعی بغلش کنی....

امیر
امیر

دقایقی را که به عیب جویی،
دیگران می گذرانیم،
اگر صرف،
اندیشیدن به عیبهای خود کنیم،
فایده های زیادی می بریم،
که کوچکترین آن خودشناسی است...

امیرالمومنین علی علیه‌السلام:
عاقلترین مردم کسی است که
به عیبهای خویش بینا،
و از عیوب دیگران نابینا باشد.

mohammad
mohammad

گاهی لازم است دقایقی در شلوغی زندگی و سرکار به کسانی که دوست داریم اختصاص بدیم، گاهی فرستادن یک متن دوستت دارم عاشقانه می تواند روابط های محکمی از عشق و دوست داشتن را بین دو نفر ایجاد کند

از اصل سوپرایزی برای عشق خود غافل نشوید

میلاد صابری
میلاد صابری
درس شگفت انگیز زلزله تهران



زلزله تقریبا" ده ثانیه احساس شد. اما میلیون ها نفر به خیابان ریختند. نیمه برهنه، با دست خالی، بدون سوئیچ ماشین، سند خانه، دسته چک و حتی مدارک شناسایی...

میلیون ها نفر همه آن چیزهایی که یک عمر برای داشتن شان جنگیدند، عرق ریختند یا خون دیگران را در شیشه کردند را بدون لحظه ای درنگ رها کردند و فقط جان ناقابل را برداشتند و به خیابان زدند...

میلیون ها زن طلاهای عزیزشان، چکمه هایی که روزها پاساژها را برای خریدن شان وجب کرده بودند، یخچالی که دوستش داشتند، دکوری که ده بار برای چه جور چیدنش با همسرشان جوری بحث کرده بودند انگار مهمترین اتفاق زندگی است، غذایی که برای پختنش از صبح زحمت کشیده بودند... را از یاد بردند و گریختند.

میلیون ها نفر حتی یادشان رفت کی هستند؟ تا دقایقی پدر و مادر و همسر و فرزند و معشوقه از یادشان رفت. همه آن چیزهایی که یک روز با اطمینان می گفتند امکان نداره یه ثانیه از یادم بره!

هیچکس به فکر این نبود که فلان لباس مارک، فلان کفش گران قیمتش را با خودش بردارد. یا حتی مدرک تحصیلی و حکم انتصاب به عنوان مدیر فلان جای مهم که برایش زیرآب صدها نفر را زده بود، بدون وضو رفته بود صف اول نماز جماعت اداره، حاجی فلانی سفارشش کرده بود ...

میلیون ها نفر فقط فرار کردند، از ترس فرو ریختن سقفی که برای خریدنش، برای اجاره کردنش، برای پرداخت قسط هایش روزها و شب ها زحمت کشیده بودند.... از ترس سقفی که بخشی از عمر و سلامتی شان را برای داشتنش حراج کرده بودند.
آن چند دقیقه محشر بود. میزان شجاعت آدم ها، میزان عشق و وفاداری شان به خانواده، میزان ادعاهایشان حداقل به خودشان و اطرافیان شان ثابت شد.

تلخ بود اما آن چند ثانیه را دوست دارم. برای اینکه هزاران بار در ذهنم با آن مواجه شده ام، اینکه تا دقیقه دیگر هیچکدام مان ممکن است نباشیم. اینکه مرگ به اندازه زندگی واقعیت دارد.

درس عبرتی بود برای ما که عبرت نمی گیریم. مایی که بعد از آرام شدن نسبی اوضاع دوباره همان موجودی شدیم که بودیم!

صفحات: 1 2 3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ