یافتن پست: #دلبری

علیرضا
علیرضا

وقتشه همه بدونن عشق اول آخری تو

طاقت دلبریاتو اون خندیدناتو

اون چال گونه هاتو ندارم ندارم

لج و لج کردناتو دلخورشدناتو

حتی اون رنگ چشاتو ندارم ندارم…

دیدگاه · 1401/02/28 - 10:14 4 +
Reza
Reza
@Sama
11 دیدگاه · 1401/02/20 - 19:10 12 +
Mehdi
Mehdi

@Kafiha


نه،اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود.
دستانش را نگرفته بود ولی.
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش،،موهایش باشد برای بعد،حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند،صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند.
اما ساکت بود،خیره بود
این خستگی از پشت ارایش غلیظش داد میزد.
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات.
گیسو نمیبافدو رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه مانتوات را ببنند،آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده!!؟
این یارو؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میمانند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس داشت و اعوذبالله مِن هوس!با من که بود فقط پیشانی اش را میبوسیدم.
پیشانی اش آرام وملایم!
انقدر آرام که چشمانش را باز نمیکرد و میگفت تمام شد؟!
میگفتم آری بانو تمام شد
تنها چیزی که در صورتش یافتم همان بوسه های پیشانی بود و لاغیر!
رد بوسه ام را جا گذاشت
shamim
shamim
دلبری با دلبری دل از کفم دزدی و رفت
هرچه کردم ناله از دل، سنگدل نشنیدو رفت
گفتمش ای دلربا، دلبر ز دل بردن چه سود؟
از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت....
دیدگاه · 1401/02/18 - 16:43 6 +
shamim
shamim

تو مثل
دلبری های پاییز می مانی!

آدم نمیداند
نگاهت کند
یا کوچه به کوچه
عاشقانه در آغوش بگیرد...

دیدگاه · 1401/02/18 - 16:24 7 +
shamim
shamim
پریشان میکنی دل را
خیال و حال و محفل را
چه میدانستم از اول
بدین سان دلبری داری ..
دیدگاه · 1401/02/18 - 15:59 6 +
shamim
shamim
بیا عادلانه دلبری کنیم
شعر از من
واژه از چشم های تــو
هرکجا کم آوردم
علیرضا
علیرضا

الا که از همگانت عزیزتر دارم شکسته باد دلم، گر دل از تو بردارم

اگر چه دشمن جان منی، نمی دانم چرا ز دوست ترت نیز، دوست تر دارم

غلامعلی
غلامعلی
شیخ، از ما بگذرُ و بگذار پای دیگران
دلبری حد دارد و حد می زنی دلداده را؟
سجاد شهیدی
دیدگاه · 1401/02/14 - 16:41 1 +
Reza
Reza
@Sama
11 دیدگاه · 1401/02/14 - 09:24 14 +
hamedasrafi
hamedasrafi
اشک من با دیدە ام, هر دم گلاویز است هنوز/
این دلم در هجر تو, هر لحظه لبریز است هنوز//

در میان عرش و ارض,چون برزخی ها ماندەام/
دلبری کن در دلت, گر عشقی ناچیز است هنوز//
دیدگاه · 1401/02/6 - 23:27 6 +
Reza
Reza


@Sama




27 دیدگاه · 1401/02/6 - 12:47 12 +
سمـــــا
سمـــــا
و این جهان
پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که
همچنان که تورا می بوسند ،
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند..

hamedasrafi
hamedasrafi
یلدا،
آخرین دلبریِ پائیز است!
مانند زنی که
درست لحظهٔ رفتن،
گیسوان مشکی بلندش را
باز می کند...

دیدگاه · 1401/01/31 - 00:03 4 +
Hedieh
Hedieh

فقط اینجا که خدا در نهایته دلبری میگه: «لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا»

یعنی:«اصلا نترس! چون من باهاتم»
قشنگ تر از این؟
((((:
5 دیدگاه · 1401/01/28 - 02:13 11 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ