یافتن پست: #دلنوشته_آیلی

♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
موی سپیدی که دگران گویند ارثی ست
حاصل شب بیداری ها غصه ها گریه هایی ست که
سال ها
شب ها
روی دوش مان گذاشتند ...




۲۰۲۱۰۵۲۶_۲۰۴۶۴۱.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
یه موزیک هایی قدیمی نمیشن چون ما یه روزایی رو با این آهنگا گذروندیم بی بهانه خندیدیم و خندیدیم و خندیدیم
دردا زیاد بود اما برای ما شادی مهم تر بود "شادی بی بهانه"

[لینک ضمیمه]
IMG_20210511_081926_761.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
بدان که اینجا پایان غصه ما نیس ...
ما اگر نجنگیم ، زندگی مارا هزار بار خواهد کشت ...

IMG_20210511_081121_232.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
هرگز نفهمیدم ...

این بود
که شد ...


یا

بود
که شد ...




IMG_20210511_081539_980.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
هیچوقت کسی نمیداند ، اتفاقایی که قرار است بیوفتد ، مارا به کجا میرساند

مارا نجات میدهد یا .......................


۲۰۲۱۰۴۲۳_۰۹۱۵۰۸.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
مرا بیمی ز رفتن نیست ...

۲۰۲۱۰۵۰۹_۰۲۳۴۲۲.png
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
نمیدانم مسیری که در آن هستم ، آغاز است یا!!!
اما میدانم که نه در آغازم نه در پایان ... در برزخی میان این دو هستم ک تمام شدنی نیس !!!
هیچ بدتر از بلاتکلیفی نیست ... درست مث انسانی که در کماست ... نه میمیرد نه زندگی میکند ...

IMG_20210427_034522_565.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
مرا ببر ای دوست ... !!!
به اون دور دست هایی که جز من و تو کسی نیست ...
مرا ببر ای دوست ...‌ دگر طاقتی ندارم ...
مرا ببر
توان این همه مُردن را ندارم...

400097400149_249122.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
این روزا محتاج کمی آرامشم
درآغوشم بگیر
ای تَن سَردِ مغرورِ خاک... !!!
1434778575818378_large.gif
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
تو نمیدانی ولی ...
روزگار مینوازد ...
ما نیز میرقصیم ...

1620153707199892_orig.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
چه بگویم از درد و غم !؟؟؟
که من در قبرم ، تحت فشار قبر!!!
1574787991585739_orig.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
و شاید در یه جایی در سکوت شب ، دل ما آرام شد ...
و شاید آن لحظه برای مدتی ذهنمان خالی شد از هر همهمه
و درست در آن لحظه نفس عمیقی کشیدیم و لبخندی زدیم و خندیدیم به تمام روزای بدی که پشت سر گذاشتیم ...

1604366594170341_orig.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛

دوشب پیش ناخودآگاه ساعت ۲ شب از خواب پریدم...نمیخواستم سمت گوشی برم ولی یه حسی گفت باید برم...توی تلگرامم یه پیامی خوندم ک دنیا رو سرم خراب شد

بماند ک نتونستم بخوابم و بعدشم ک صبح خیلی زود ب یه مسافرت اومدم ک ۱۱ ساعت توی راه بودم ... تمام این مدت انگار یه فرصتی برام پیش اومد ک بشینم فک کنم ... فک کنم ب همچی
اینکه چقد اتفاقای بد رو گذروندم چقد سختیا رو تحمل کردم...چقد شاهد اتفاقایی بودم ک از بیخ گوشم رد شد
فهمیدم باید قوی باشم قدرتمند باشم ... فهمیدم اتفاقای بد اگر منو نابود نکنه حتما منو قوی خواهد کرد و نتیجه گرفتم ک باید قوی بمونم
شاید خدا اینطور برام ساخته ... ک منو بسنجه ک منو قوی ترم کنه

من یه دختر قوی ام{-a81-}

♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
‌ ‌ ‌منتظر دوستی هستم که بهم زنگ بزنه و بگه ، وسایلتو جمع کن میخوایم بریم مسافرت تو راه برات توضیح میدم .:|:|

♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
❥❥ بـرڪَرد بی‌تو تنھامـ
❥❥ دلڪَیر شدھ دُنیــامـ
❥❥ واسھ دیدنٺ میـامـ من
❥❥ بـاشی اونور اَبـــــــرام


‎‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌(به یاد کسی که تنها ازش یه قاب عکس به یادگار مونده با یک نوار سیاه) ‎‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌
صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ