یافتن پست: #دلنوشته_آیلی

آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
برای کسی که بال و پرش رو چیدن
امید پرواز دادن ، ینی سقوط و مرگ ... !!!

آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
موی سپیدی که دگران گویند ارثی ست
حاصل شب بیداری ها غصه ها گریه هایی ست که
سال ها
شب ها
روی دوش مان گذاشتند ...




۲۰۲۱۰۵۲۶_۲۰۴۶۴۱.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
یه موزیک هایی قدیمی نمیشن چون ما یه روزایی رو با این آهنگا گذروندیم بی بهانه خندیدیم و خندیدیم و خندیدیم
دردا زیاد بود اما برای ما شادی مهم تر بود "شادی بی بهانه"

[لینک ضمیمه]
IMG_20210511_081926_761.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
بدان که اینجا پایان غصه ما نیس ...
ما اگر نجنگیم ، زندگی مارا هزار بار خواهد کشت ...

IMG_20210511_081121_232.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
هرگز نفهمیدم ...

این بود
که شد ...


یا

بود
که شد ...




IMG_20210511_081539_980.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
هیچوقت کسی نمیداند ، اتفاقایی که قرار است بیوفتد ، مارا به کجا میرساند

مارا نجات میدهد یا .......................


۲۰۲۱۰۴۲۳_۰۹۱۵۰۸.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
مرا بیمی ز رفتن نیست ...

۲۰۲۱۰۵۰۹_۰۲۳۴۲۲.png
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
نمیدانم مسیری که در آن هستم ، آغاز است یا!!!
اما میدانم که نه در آغازم نه در پایان ... در برزخی میان این دو هستم ک تمام شدنی نیس !!!
هیچ بدتر از بلاتکلیفی نیست ... درست مث انسانی که در کماست ... نه میمیرد نه زندگی میکند ...

IMG_20210427_034522_565.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
مرا ببر ای دوست ... !!!
به اون دور دست هایی که جز من و تو کسی نیست ...
مرا ببر ای دوست ...‌ دگر طاقتی ندارم ...
مرا ببر
توان این همه مُردن را ندارم...

400097400149_249122.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
این روزا محتاج کمی آرامشم
درآغوشم بگیر
ای تَن سَردِ مغرورِ خاک... !!!
1434778575818378_large.gif
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
تو نمیدانی ولی ...
روزگار مینوازد ...
ما نیز میرقصیم ...

1620153707199892_orig.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
چه بگویم از درد و غم !؟؟؟
که من در قبرم ، تحت فشار قبر!!!
1574787991585739_orig.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
و شاید در یه جایی در سکوت شب ، دل ما آرام شد ...
و شاید آن لحظه برای مدتی ذهنمان خالی شد از هر همهمه
و درست در آن لحظه نفس عمیقی کشیدیم و لبخندی زدیم و خندیدیم به تمام روزای بدی که پشت سر گذاشتیم ...

1604366594170341_orig.jpg
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

دوشب پیش ناخودآگاه ساعت ۲ شب از خواب پریدم...نمیخواستم سمت گوشی برم ولی یه حسی گفت باید برم...توی تلگرامم یه پیامی خوندم ک دنیا رو سرم خراب شد

بماند ک نتونستم بخوابم و بعدشم ک صبح خیلی زود ب یه مسافرت اومدم ک ۱۱ ساعت توی راه بودم ... تمام این مدت انگار یه فرصتی برام پیش اومد ک بشینم فک کنم ... فک کنم ب همچی
اینکه چقد اتفاقای بد رو گذروندم چقد سختیا رو تحمل کردم...چقد شاهد اتفاقایی بودم ک از بیخ گوشم رد شد
فهمیدم باید قوی باشم قدرتمند باشم ... فهمیدم اتفاقای بد اگر منو نابود نکنه حتما منو قوی خواهد کرد و نتیجه گرفتم ک باید قوی بمونم
شاید خدا اینطور برام ساخته ... ک منو بسنجه ک منو قوی ترم کنه

من یه دختر قوی ام{-a81-}

آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
‌ ‌ ‌منتظر دوستی هستم که بهم زنگ بزنه و بگه ، وسایلتو جمع کن میخوایم بریم مسافرت تو راه برات توضیح میدم .:|:|

صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ