یافتن پست: #را

majid
majid
اخم ڪرد و غر زد وتحقیر ڪرد
ناجوانمردي ڪہ دڸ را پیرڪرد


ناجوانمردي ڪہ ميگفت عاشقم
قلبِ مڹ را از دو دنیا سیـر ڪرد


بسڪہ رنجم داده روحِ خستہ را
تا قیامت ازخودش دلگیــر ڪرد
دیدگاه · 1400/10/27 - 15:15 3 +
majid
majid
00:00

آهای عاشق دارد دیر مےشود

عاشقی ساعت ندارد

صدایت را صاف کن

و محکم با قلبت

بہ عشقت بگو

دوستت دارم
photo_2022-01-17_15-02-59.jpg
majid
majid
آری...
برای شنا کردن در جهت مخالف جریان رود، قدرت و جرات لازم است
هر ماهی مرده ای می تواند همسو با جریان آب حرکت کند!

دیدگاه · 1400/10/27 - 14:16 3 +
majid
majid
ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند
کنـج قفس ، زنـدانی ات کردند و رفتند

در سـایه های شب ، تو را تنهـا نوشتند
سرشـار سرگـردانی ات ، کردند و رفتند

احســاس پاکت را ، همـه تکفیـر کـردنـد
محکـومِ بی ایمـانی ات ، کردند و رفتند

هرشب تورا دعـوت ، به بزم تـازه کردند
‌در بزمشـان ، قـربانی ات کردند و رفتند
love_smoke_(2).jpg
دیدگاه · 1400/10/27 - 14:13 2 +
majid
majid
متاسفانه گاهى كارى با تو مى كنند
كه آدم از آدم بودنش خسته مى شود
بيشتر از هميشه دلش مى خواهد برود
احساسش را بردارد و بريزد دور
هى روى آن قدم بزند...
دیدگاه · 1400/10/27 - 14:11 3 +
majid
majid
ای کاش
اون شنبه ای که...
قول دادم فراموشت کنم
امروز باشه...كاش..
دیدگاه · 1400/10/27 - 13:53 2 +
majid
majid
راضـيم...
به هرچی اتفاق افتاد
که اگه خوب بود زندگیمو قشنگ کرد
و اگه بد بود منو ساخت...

مــديونم...
به همه ی آدم های زندگیم
که خوباشون بهترین حسا رو بهم دادن
و بداش بهترین درسا رو...

مــمنونم...
از زندگیم
که بهم یاد داد
همه شبیه حرفاشون نیستن
و همیشه اونطوری که میخوایم پیش نمیره...
دیدگاه · 1400/10/27 - 13:50 2 +
majid
majid
فرامـوش نڪنیم ڪه
اگر دلـی را بردیـم
شڪستیم ،
گذشتیـم و
رفـتیـم …
روزگار حافظـه ےخوبـی دارد ،
هرگـز فراموش نمـی ڪنـد...
دیدگاه · 1400/10/27 - 13:46 2 +
majid
majid
آمد و دلهره ای در دلم انداخت و رفت
از خودش در نظرم حادثه ای ساخت و رفت
هی غزل پشت غزل، قافیه سازی می کرد
نوبت عشق که شد، قافیه را باخت و رفت
گفت یک عالمه احساس به من مقروض است
قرض خود را ولی افسوس نپرداخت و رفت
دلش از سنگ شد و رحم نیاورد و گذشت
مثل برق از بغل مردۀ من تاخت و رفت
تیشه بر پیکرۀ کوه غرورم زد و بعد
پرچم فتح بر این قلّه برافراخت و رفت
از دل بی خبرم زود خبردار شد و
قلب قلّابی خود را به من انداخت و رفت.
دیدگاه · 1400/10/27 - 13:41 2 +
majid
majid
یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت

این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت

تردید نداشت عاشقم، با این حال

او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت...
دیدگاه · 1400/10/27 - 13:40 2 +
azar
azar

بخاطر اینکه دوست و بهترین

رفیق من هستی از تو ممنونم
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
ے ‌تر شدیم
‌تر شد . . .




IMG_20220117_121637_037.jpg
majid
majid
مثل آن مرداب غمگینی
که نیلوفر نداشت

حال من بد بود. اما !
هیچ کس باور نداشت

خوب می دانم ؛که تنهایی
مرا دق می دهد !

عشق هم در چنته اش
چیزی از این بهتر نداشت
دیدگاه · 1400/10/27 - 12:14 6 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

پسر بچه اي كه از مادر خود عصباني شده بود، بر سرش فرياد كشيد: «از تو متنفرم، متنفر!» و از ترس تنبيه شدن، از خانه فرار كرد. او از دره اي بالا رفت و فرياد زد: «از تو متنفرم، متنفر!» انعكاس صدايش به خودش بازگشت: «از تو متنفرم، متنفر!»

از آنجا كه او تاكنون هرگز انعكاس صوت را تجربه نكرده بود، ترسيد و براي درامان ماندن، به سوي مادرش رفت و به وي گفت: «در دره پسر بچه بدي بود كه فرياد مي زد: «از تو متنفرم، متنفر» مادر كه پي به موضوع برده بود، از پسرك خواست به دره برگردد و اين بار فرياد بزند: «دوستت دارم، دوستت دارم!» پسرك به دره بازگشت و فرياد زد: «دوستت دارم، دوستت دارم!» و انعكاس همين كلمات به سويش بازگشت و به پسرك آموخت كه زندگي ما، همچون انعكاس يك صوت است؛ آنچه را كاشته ايم، درو مي كنيم.

٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
IMG_20220117_115727_625.jpg
صفحات: 5 6 7 8 9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ