یافتن پست: #رضا_کاظمی

үάşίღ
үάşίღ
گفتم:
به چه فکر میکنی؟‌
گفت:
دارم فکر میکنم پرنده‌ای که پرید،
رفت که برود
یا رفت که برسد...؟

پ.ن: و این پرنده مقصدش آغوش توست...

20220601_135753.jpg
چای را من دَم می‌کنم
میز را تو می‌چینی
بعد
می‌نشینیم پشت پنجره‌های خود‌مان
و به هم‌دیگر فکر می‌کنیم...

IMG_20210322_130004_129.jpg
محسن
محسن

گفتم:
به چه فکر میکنی؟‌
گفت:
دارم فکر میکنم پرنده ای که پرید،
رفت که برود
یا رفت که برسد...؟

Screenshot_۲۰۲۱۰۵۱۶-۰۷۴۴۳۶_MoboTel.jpg
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
به وقتِ دلتنگی
فرقی نمی‌کند کجا باشی؛
پشت پنجره ی اتاقی در پاریس
میان ازدحام خیابانی در تهران
یا روی پُلی معلق در جنگلهای افریقا
به هر حال،
حتما غروبی
برای تماشا خواهی یافت!

︶‿︶
︶‿︶
به وقتِ دلتنگی
فرقی نمی‌کند کجا باشی؛
پشت پنجره ی اتاقی در پاریس
میان ازدحام خیابانی در تهران
یا روی پُلی معلق در جنگلهای افریقا
به هر حال،
حتما غروبی
برای تماشا خواهی یافت!
︶‿︶
︶‿︶
به وقتِ دلتنگی
فرقی نمی‌کند کجا باشی؛
پشت پنجره ی اتاقی در پاریس
میان ازدحام خیابانی در تهران
یا روی پُلی معلق در جنگلهای افریقا
به هر حال،
حتما غروبی
برای تماشا خواهی یافت!
︶‿︶
︶‿︶
به وقتِ دلتنگی
فرقی نمی‌کند کجا باشی؛
پشت پنجره ی اتاقی در پاریس
میان ازدحام خیابانی در تهران
یا روی پُلی معلق در جنگلهای افریقا
به هر حال،
حتما غروبی
برای تماشا خواهی یافت!
︶‿︶
︶‿︶

به وقتِ دلتنگی
فرقی نمی‌کند کجا باشی؛
پشت پنجره ی اتاقی در پاریس
میان ازدحام خیابانی در تهران
یا روی پُلی معلق در جنگلهای افریقا
به هر حال،
حتما غروبی
برای تماشا خواهی یافت!

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ