یافتن پست: #سحر

علیرضا
علیرضا

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

دیدگاه · 1400/09/4 - 10:49 4 +
yasi
yasi
دوباره می نویسمت
کنارِ بیت آخرم
و چکه چکه می چکم
به سطر های دفترم!
تو مثل ماهِ برکه ای
و من غریق مست شب
دوباره تو، دوباره من
شناوری، شناورم...


130376bd6428be8cc9332114cb8d7ca3.jpg
32 دیدگاه · 1400/09/1 - 08:55 13 +
zohreh
zohreh
...
عشق یعنی در کنارش حس آرامش کنی
بوسه را پیوسته از لبهای او خواهش کنی

عشق یعنی شمع باشی وبسوزی تا سحر
با تمام ناز های دلبرت سازش کنی

عشق یعنی با وفا باشی و عشقت پاک پاک
بازوانت بهر خواب دلبرت بالش کنی...
همسر عزیزم
26 دیدگاه · 1400/08/30 - 10:26 13 +
zohreh
zohreh
ای پرنده مهاجر
سفرت سلامت اما
به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری
وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه...
چه قدرتمند است بوی عطر تو
دیدگاه · 1400/08/20 - 09:55 12 +
shamim
shamim

شاه شــطرنج منی با رخ مـاهت چکنم؟
با سپید دل وچشمان سیاهت چـــکنم؟
تا ابد در دلــی و گاه به گاهی دیـــده
با دل و دیده و این گاه به گاهت چکـنم؟
پادشاهی به جمال و رخ و اوصــاف کمال
من و یک عالمه اوصاف سپاهت چـــکنم؟
عالمی خـاطر چشمان تو را می خـواهند
من و یک لشکری از خاطره خواهت چکنم؟
بزم خورشیدی و کس طاقت رخسارت نیست
در سحر با طپش صبح پـگاهت چه کــنم؟
در کلاس ادبت ســائل جامی غـــزلیم
جز تــمنا به صف درگه شاهت چه کــنم؟
دل به دریا زدگان بـــیم ز طـوفان دارند
صخره سان ،گر نکنم تکیه پـناهت چکنم؟
یوسـفم دامن صحرا هـمه گرگ آلود است
گر پناهم نشود گوشه ی چاهت چـــکنم؟
روزها رفته و در فاصــله هایت قرنی است
من واین روز وشب وهفته و ماهت چه کن
داتام
داتام
گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی می‌کشم از پنجره سر
اندوه، که خورشید شدی، تنگِ غروب
افسوس، که مهتاب شدی وقت سحر

photo_2021-11-02_19-38-00.jpg
دیدگاه · 1400/08/11 - 19:36 در اریا 4 +
akhi
akhi
روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگور در دست داشت و تناول می‌کرد. ابلیس گفت: آیا می‌توانی این خوشه انگور تازه را به مروارید تبدیل کنی؟
فرعون گفت: نه.
ابلیس به لطایف‌الحیل و سحر و جادو، آن خوشه انگور را به خوشه‌ای مروارید تبدیل کرد.
فرعون تعجب کرد و گفت: احسنت! عجب استاد ماهری هستی.
ابلیس خود را به فرعون نزدیک کرد و یک پس گردنی به او زد و گفت: مرا با این استادی و مهارت حتی به بندگی قبول نکردند، آن وقت تو با این حماقت، ادعای خدایی می‌کنی؟
دیدگاه · 1400/08/11 - 16:39 7 +
سام
سام
تُ همان…
عطر گل یاس و نسیم سحری…
که‌ اگر صبح نباشی…
نفسی در من نیست…
دیدگاه · 1400/08/2 - 13:50 4 +
ꪑꪖડꪮꪮᦔ
ꪑꪖડꪮꪮᦔ

9865235808800.jpg
3 دیدگاه · 1400/08/1 - 21:25 7 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)
بیدار شید تنبلا
بسه دیگه خواب.
از بس تا کله ی سحر
تو فیسین.
sahariii
sahariii
اولین شام دو نفرمون


IMG_۲۰۲۱۱۰۰۹_۰۲۳۷۱۸_۴۹۰.jpg
محسن
محسن


ز انگشتم شمیم غنچهٔ فردوس می‌آید
نمی‌دانم سحر، بند گریبان که وا کردم


Screenshot_۲۰۲۱۰۹۰۸-۱۳۵۸۳۳_MoboTel.jpg
دیدگاه · 1400/06/27 - 21:02 7 +
sahariii
sahariii
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
sahariii
sahariii


1530630255892588.jpg
ꪑꪖડꪮꪮᦔ
ꪑꪖડꪮꪮᦔ

...

9806580658000.jpg
2 دیدگاه · 1400/06/26 - 16:41 10 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ