یافتن پست: #سحر

❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥

בوست בارمَش
مثلِ בانه‌اے کـہ نور را
مثلِ مزرعه‌اے کـہ باב را
مثلِ زورقے کـہ موج‌ را
یا پرنـבه‌اے کـہ اوج را
בوست בارمَش...

#؋ـروغ-؋ـرخزاـב

IMG_20220724_000003_105.jpg
36 دیدگاه · 1401/05/4 - 13:18 16 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥


می‌خواهم ببوسمت
اگر این شعرهاے شعلـہ ورم בهانے بگذارنـב
می‌خواهم בستت را بگیرم
اگر کـہ בست בهـב این בست این قلم
בستے بگذارنـב
اینان بـہ نوشتن از تو چنان معتاבنـב
کـہ مجسمه‌ها بـہ سنگ
و سربازان بـہ خیالات پیروزی...



IMG_۲۰۲۲۰۷۱۴_۲۰۲۸۵۷.jpg
10 دیدگاه · 1401/04/26 - 16:51 18 +
مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
*شما چه فکر می کنید!*

*نشر:* گاهنامه مدیر
■شرکتی بزرگ قصد اس ...
10 دیدگاه · 1401/04/13 - 20:53 13 +
داتام
داتام
اگر دوستش داريد به زبان بياوريد! پانتوميم كه بازى نميكنيد، از ترس باختن با اشاره ميخواهيد بفهمانيد واقعاً دوستش داريد و به زبان نمى آوريد، يكى از راه ميرسد كه بى هيچ عشقى تكه كلامش "دوستت دارم" است. مى آيد، مى گويد، مى برد دلش را و شما ميمانيد و "دوستت دارم" هايى كه در عطر پيراهنش جا مانده است...

photo_2022-07-01_14-26-18.jpg
دیدگاه · 1401/04/10 - 14:24 در اریا 3 +
sahariii
sahariii
سلام...خیلی وقته که اینجانیستم
خیلی مشکل پیش اومد برام
حالم اصلا خوب نبود
مریض شدم
دوبار خودکشی کردم
ناامید شدم
به در بسته میخوردم
خسته شدم
اما با وجود همه ی اینا محکوم بودم به زندگی
زندگی بدترین اجبار بود
سخت ترین شکنجه برای منی ک فراری بودم ازش
خیلی چیزا رو یادم نمیره
دردایی ک کشیدم
اشکایی ک ریختم
دلبسته ی کسی بودم که بودنش هر لحظه عذاب بود و نبودنش
دردناکتر از عذاب
اما زمان کاری کرد که آرامش فقط مختص زمانی شد که پیشم بود
خنده های از ته دلم واسه ی اون بود
حالا
با همه ی این مشکلات
جمعه قراره واس نشون کردن بیان خونمون
ازتون میخام واسم دعا کنین
بعد این همه سختی یه ذره آرامش حقمه
مگه ن؟
محسن
محسن


گهی شمعم گهی پروانه، این شب‌ها نمی‌دانی
چه بازی‌هاست با جان تا شبی گردد سحر ما را



3 دیدگاه · 1401/03/26 - 00:52 12 +
رها
رها

همه هستی من آیه تاریکیست

که تو را تکرار کنان
به سحرگاه شگفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم، آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند دادم
فروغ فرحزاد





پروفایل-عاشقانه-163.jpg
از هیچ به هیچ میروم من گاهی
از هیچ به هیچ میروم من گاهی
ای که یار دل مایی تو بیا گاه بخند
حال ما خوش بشود با تو در این راه بخند
لحظه ای صبر کن و با دل من همهمه کن
یوسفم دزد زیاد است تو در چاه بخند
ای که روی تو به ایمان ببرد هر کافر
به تمسخر تو نگاهی کن و بر ماه بخند
پیش پایه تو همه عاشق و عارف داند
بهترین پند همین است که ناگاه بخند
شب شد و دیده نشد خنده ی تو نیست قبول
مانده ام منتظرت تا به سحرگاه بخند
غصه بسیار و غم دل چه فراوان بودش
رود این درد و غم و ناله و این آه بخند
همه خواهند ببینند ز تو گریه و اشک
نشوی دوست در این بادیه گمراه بخند
عمر خود را همه دادم که فقط ثانیه ای
برسی بر در دل لحظه ی کوتاه بخند



labkhand-1-1.jpg
دیدگاه · 1401/03/7 - 00:30 10 +
علیرضا
علیرضا

یار بیگانه نوازم، شرح عشق جانگدازم قصه ای از سوز و سازم، باتو می گویم امشب
تا که چشمِ جان گشودم، شمعِ پنهانِ وجودم شعله زد بر تار و پودم، آه جانسوزم امشب

تو

1 دیدگاه · 1401/03/5 - 09:42 5 +
علیرضا
علیرضا

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست…؟

چه بگویم با تو ؟

دلم از سنگ که نیست

گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست

1 دیدگاه · 1401/03/2 - 16:26 3 +
رضا
رضا
دیروز در سرزمین من خار کاشتی...
امروز پابرهنه به دیدارم نیا...

12 copy-crop-u27453.jpg
sahar
sahar

ماکان بند

Vaghei · 7.4MB
sahar
sahar

یاسی

20220514_224412.jpg
18 دیدگاه · 1401/02/27 - 23:35 12 +
علیرضا
علیرضا

سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را خون مردم‌، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را

ای شکرلب‌، آب چشمم نیک دریابد تو را وی قصب‌پوش آتش دل زود درگیرد تو را

علیرضا
علیرضا

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ

افسانه بود معنی دیدار که دادند در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ