یافتن پست: #سرد

azar
azar

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد

ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد
چون به زیبایی تو حسرت عالم خوردند
برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد
علیرضا
علیرضا
یه وقتایی هست
نه گریه کردن آرومت میکنه نه نفس عمیق
نه یه لیوان آب سرد نه داد زدن
ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــی ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ نیاز داری
hamedasrafi
hamedasrafi

آغوشی میخواهم پرخار ولی بی منت تا گرمم کند برای ادامه مسیر در قرن سرد شاید مثل بنزین خوردی که مانده در راه...

hamedasrafi
hamedasrafi

سال و قرن عوض شد وخیلی از ماها عوض نشدیم. یا همانطور مهربان ماندیم ویا همانطور سنگ وسرد وبی روح...

azar
azar

جنگ باشه قحطی باشه

قهوه ام تلخ باشه سرد باشه
چه فرقی میکنه وقتی که
تو باشی همه چیز خوبه
Mehdi
Mehdi

@Kafiha


نه،اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود.
دستانش را نگرفته بود ولی.
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش،،موهایش باشد برای بعد،حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند،صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند.
اما ساکت بود،خیره بود
این خستگی از پشت ارایش غلیظش داد میزد.
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات.
گیسو نمیبافدو رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه مانتوات را ببنند،آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده!!؟
این یارو؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میمانند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس
مینا
مینا
اگه ما از غبار ستاره ها تشکیل شده باشیم
من غبار یه ستاره ی سرد و بی نورم
majid
majid
اگه میدونستی دستای سرد من چقدر به گرمی دستات نیازمنده……….اینقدر دست تو دماغت نمیکردی
farhad
farhad

تقدیر من این است که...

با درد بسازم..

از این دل نامرد...

دلی مرد بسازم...

انگار قرار است...

که من داغ دلم را...

با گریه ی چشمان ...

خودم سرد بسازم...

photo_۲۰۱۶-۱۰-۰۴_۲۲-۱۲-۲۰.jpg
مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
باید قوی بود ،
باید از سخت ترین ضربه ها ، پله ساخت و بالاتر رفت ،
باید از بی انصافی ها ، درسِ انصاف گرفت و رویِ تمامِ بی مهری ها ، چشم بست !
نمی توان جلویِ سازهایِ ناکوکِ زمانه را گرفت ،
اما می توان مسیرِ درست را ادامه داد و نگرانِ هیچ چیز نبود ...
می توان انعطاف پذیر شد و با هر ضربه ، حالتِ بهتری گرفت ،
نه اینکه دلسرد و نا امید شد ،
نه اینکه جا زد و کنار کشید ...
تا بوده ، همین بوده ؛
هرچه بالاتر بروی و نزدیک تر به قله باشی ، باد و طوفان و زمین و زمانه ، سخت تر می گیرد !
من برایِ عبور ، منتظر نمی نشینم تا تمامِ آب هایِ جهان ، خشک شود ...
دل را به دریا می زنم و شنا می کنم !
و برایِ پرواز ، در انتظارِ اثباتِ نظریه ی تکاملیِ داروین ، نمی مانم ...
آسمان را به خانه ام می برم !
کامل نیستم ، اما کامل می شوم ...

نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه · 1400/12/27 - 12:30 1 +
رها
رها

{-11-}

Screenshot_۲۰۲۲۰۳۱۷-۱۹۵۳۱۷_WhatsApp.jpg
majid
majid

متهمم؛به دوست داشتنت

به این جرم افتخار می کنم و به فراموش نکردنت……

آرزویم این است که مجازاتم

حبسِ ابد در گردشِ خونِ تو باشد…

majid
majid
عشق آتش است، اگر نباشد خانه سرد و تاریک است اما اگر بی‌جا افتاد خانه و خانمان را می‌سوزاند./
_error_
_error_
پس تو هم گاهی از اینکه نمی‌شود فکر را به قالب کلمه درآورد
افسرده می‌شوی!
چنین اندوهی نجیبانه است.
IMG_20220222_153636_642.jpg
دیدگاه · 1400/12/24 - 22:21 4 +
azar
azar

قدیمیا میگفتن

دوری و‌دوستی
اما من میگم
دوری و سردی
صفحات: 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ