یافتن پست: #سکانس

شادی
شادی

ی عزیز دلم نداریم

اینجوری
باهاش

بی حساب بشیم


آخرکاری



3df2f92015aaff407d48544c79f2877737476725-720p.mp4 · 7.1MB
دیدگاه · 1400/12/11 - 20:59 2 +
azar
azar

تو باید زندگی کنی نباید

حتی در سکانسهای تلخ هم
بهانه بیاوری و یک گوشه ینشینی و قهر کنی و بازی نکنی
حق داری که خسته بشوی و کمی استراحت کنی
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی
اینطور که نمیشود تا دیر نشده
باید راهی پیدا کرد
باید زندگی را زندگی کرد

azar
azar

خدا تو رو به این دنیا راه داده

تا بهترین نقش رو ایفا کنی
یک روز خوب جای یک روز بعد
یک روز شیرین حتی یک روز تلخ
یک روز آرام حتی یک روز پر هیاهو
وظیفه تو توی این زندگی
تمام و کمال زندگی کردن است
با تمام سکانسهای تلخ و شیرین
نمیشود که همیشه خسته باشی


majid
majid
سکانس تلخ یه دختر همونجاس که نه با گریه اروم میشه نه با سیگار
ولی با یه شاخه گل یا مرکز خرید ......خخخ
محسن
محسن


سکانسی قدیمی از مهدی احمدی و سعید پورصمیمی در
آنچه بر این رفت در همین چندثانیه سالها پیش گفته شد اما افسوس کو گوش شنوا

VID_20220208_111201_868.mp4 · 15.9MB
شبنم
شبنم

منبود و
دل تو دریازده


183ea1213b571101a9d025ca6e466f1e.jpg
مهرسا
مهرسا
سکانسمیخواهد
اینکهبدون سانسور
غارتگرهایم باشد
تمامهایم را پر بدهم????????♥️????
IMG_20210830_171308_496.jpg
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

اگر من سهراب بودمو بابام رستم
اون سکانس اخر که منو میکشت میگفت
: خاک تو سرت انقدر سرت تو گوشی بود قیافه تو ندیده بودم

♛sepide♛
♛sepide♛
یک یار در زندگی داشتع باشید ... ک باز کردنِ چشم هایش

شروعِ قصع ی عاشقانع تان باشد ...

و بستنِ چشم هایش آخرین سکانس این قصع ...

یک یار در زندگی تان ... داشتع باشید برای ساختن ...

این قصع ی عاشقانع ی بی تکرار ...
500x318_1551132938223842.jpg
رها
رها

برار عزیزم مر نونی خوم دوسکتم ❤

VID-20210504-WA0007.mp4 · 2.5MB
؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟

سکانس پایان خونه تکونی

حامی
حامی

محسن افشانی که چند وقت اخیر همه شاخهای اینستاگرامی را فحش و ناسزا میگفت توسط میلاد حاتمی خفت شد.

میلاد حاتمی از او خواست با گفتن “گوه خوردم” از شاخهای اینستا معذرت خواهی کند. ویدئویی که میلاد حاتمی از این سکانس جنجالی گرفته را میتوانید در این لینک ببینید.

محسن افشانی توسط میلاد حاتمی دزدیده شد

ج̴̓ــن̶͌ــا̴̾ز̷͛ه̴͂
ج̴̓ــن̶͌ــا̴̾ز̷͛ه̴͂
تنهایی سکانس آخر تمام عاشقانه هاست!
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
باید راهی یافت برایِ زندگی را زندگی کردن،
نه فقط زندگی را گُذَراندَن ...
باید راهی یافت،
برایِ صبح ها با اُمید چَشم گُشودَن،
برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن...
اینطور که نمیشود،
نمیشود که زندگی را فقط گذراند ،
نمیشود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد،
نمیشود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد...
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز میکنی
خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی ،
و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را...
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،
یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،
یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،
یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،
وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش...
نمیشود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بها
mohammad
mohammad
دلم فیلم بلنــــــــد می خواهد …
یک واقعیت عاشقانه …
پر از سکانس های با تو بودن و یک دکمه ی تکرار …
.
صفحات: 1 2 3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ