یافتن پست: #شاعر

رها
رها

سر ونم و ری زمی اومایی و خووم /

سرم ورداشتم تونه نیم،هونه خروعم /
ای دله تنها منی د جا مالگه یامو /روز خلوتی بیلت سیش بزنم زار //
majid
majid
بعد از تو فهمیدم
باران
خودکشی قطره ها
از چندمین طبقه ی
ابرهاست...
majid
majid
موهایم فِر نیست تا از پیچ و خم هایِ آن شعر بگویی
و من باز در رویایِ دستانت
سر به بالین بگذارم و به خواب بروم
موهایم لَخت نیست تا برایشان
از آبشار بگویی و عطرشان را بو بکشی،
موهایِ من موج دارد
تاب دارد
از جنسِ زندگی‌ام است...
نه پر پیچ و خم نه یک نواخت و صاف،
آهای شاعر کمی هم از من بگو..
دیدگاه · 1400/10/19 - 14:39 5 +
Reza
Reza
رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:
((خواهی که نبیند اَحدی این هنرت را،
برخیز و بکش سیفون بالای سرت را))
من موندم شاعرای این مملکت چرا استعدادها رو اینجور جاها خالی میکنن... تازه برگشتم دیدم یکی نوشته :
((سنجیدم ودیدم سخنت عين صواب است،
صد حيف كه دستگيره سیفون خراب است))
دیدگاه · 1400/10/14 - 12:31 7 +
majid
majid
زشت است که شاعر
وسطِ خواندنِ یک شعر
با آمدنِ واژه‌یِ برگرد، بِگریَد.
زشت است، ولی زشت تر
این است که عشقت
بر شانه‌یِ یک آدمِ نامرد بِگریَد!
دیدگاه · 1400/10/13 - 14:17 4 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

بابابزرگم عاشق شعره

اومد بمن گفت بیا مشاعره گفتم باش

گفت سفرکردم ولی بامرد ناشی

.

.

.

منم هول شدم گفتم خری گم کرده ام شاید تو باشی

دندون مصنوعیاشو دکترا بزور از گردنم کشوندن بیرون
.....
.....

چه حرف ها که درونم نگفته می ماند

خوشا به حال شماها که شاعری بلدید

9 دیدگاه · 1400/10/8 - 08:28 3 +
.....
.....

چه حرف ها که درونم نگفته می ماند

خوشا به حال شماها که شاعری بلدید

2 دیدگاه · 1400/10/8 - 08:00 1 +
majid
majid
عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید
تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید
لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید
در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید
لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید
قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید
متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید
نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
بینوا در شهر می گشت اسارت میخرید.....
دیدگاه · 1400/10/6 - 09:19 4 +
علی
علی

بگو
کدام شاعر
عاقبت تو را سرود
که من جا ماندم از تو....

دیدگاه · 1400/10/5 - 17:08 8 +
majid
majid
موهایم فِر نیست تا از پیچ و خم هایِ آن شعر بگویی
و من باز در رویایِ دستانت
سر به بالین بگذارم و به خواب بروم
موهایم لَخت نیست تا برایشان
از آبشار بگویی و عطرشان را بو بکشی،
موهایِ من موج دارد
تاب دارد
از جنسِ زندگی‌ام است...
نه پر پیچ و خم نه یک نواخت و صاف،
آهای آقایِ شاعر کمی هم از من بگو..
دیدگاه · 1400/10/5 - 09:46 2 +
shamim
shamim
شعر ردیف و قافیه نمی خواهد
بوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر می کند
دیدگاه · 1400/10/4 - 16:51 6 +
majid
majid
عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید

تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید

لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید

در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید

لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید

قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید

متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید

نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
بینوا در شهر می گشت اسارت میخرید...
دیدگاه · 1400/09/29 - 10:56 3 +
مریم
مریم

چه قدر حس قشنگی است شاعرت باشم
شریک خلوت شبهای خاطرت باشم

همین دو جمله کوتاه راز خوشبختی است
بخاطر تو بمانم..... به خاطرت باشم ❤️

IMG_۲۰۲۱۱۲۲۰_۰۰۳۸۰۴.jpg
3 دیدگاه · 1400/09/29 - 00:37 13 +
// ꪑꪖડꪮꪮᦔ //
// ꪑꪖડꪮꪮᦔ //

98653280008000.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ