یافتن پست: #شرنگ

علیرضا
علیرضا
آدم که حتمن نباید بره دریا تا غرق شه.
حتمن که نباید وسط حجم عمیقی از آب دریا باشه که احساس خفگی کنه.
گاهی وقتا آدم وسط موزاییک نیم‌ متری هم غرق میشه.
توو برگ‌ های یه کتاب چند صفحه‌ ای حس خفگی بهش دست میده.
Reza
Reza
چجوری با یه استکان کمر باریک چایی کارِتون راه میافته؟
من تا یه پارچ چایی نخورم روشن نمیشم :/
21 دیدگاه · 1400/09/17 - 12:43 11 +
محسن
محسن
سالروزمبارک ..
تو مقدسي مثل عبادتم تو رو دوست دارم مثل سعادتم
به تو محتاجم و احتياج من عادته نميشه ترک عادتم
تو نماي كامل صداقتي واسه من هميشه در نهايتي
Screenshot_۲۰۲۱-۱۱-۱۱-۱۰-۴۹-۱۰-1-1.png
56 دیدگاه · 1400/08/20 - 11:17 10 +
majid
majid
ماه تابان پیش رویت تکه سنگی بیش نیست
وسعت دریا، کنارت تُنگ تَنگی بیش نیست
شهد نابی را که می دانند جاری در بهشت
پیش شیرینی لب هایت شرنگی بیش نیست....
دیدگاه · 1400/07/10 - 14:44 3 +
علیرضا
علیرضا
آدم که حتمن نباید بره دریا تا غرق شه.
حتمن که نباید وسط حجم عمیقی از آب دریا باشه که احساس خفگی کنه.
گاهی وقتا آدم وسط موزاییک نیم‌ متری هم غرق میشه.
توو برگ‌ های یه کتاب چند صفحه‌ ای حس خفگی بهش دست میده.
1 دیدگاه · 1400/07/9 - 10:28 5 +
mohammad
mohammad

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست

آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست
انجام عشق جز غم و جز آه سرد نیست

عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم
با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست

شهدیست با شرنگ و نشاطی‌ست با تعب
داروی دردناکست آنرا که درد نیست

1 دیدگاه · 1400/04/6 - 12:25 10 +
davood
davood
چقدر این شعر قشنگه;
داد معشوقه به عاشق پیغام/ڪه ڪند توبا من
هرڪجا بیندم از ڪند/چهره پر چین و جبین پر
با نگاه غضب آلود زند/بر دل من تیر خدنگ
از در خانه مرا ڪند/همچو از دهن قلما سنگ
مادر تا زنده ست/شهد در ڪام من و تست
نشوم یڪ دل و یڪرنگ ترا/تا نسازی دل او از رنگ
گرتو خواهی به برسی/باید این ساعت بی و درنگ
بروی سینه تنگش /دل برون آری از آن سینه تنگ
و به منش باز آری/تا برد زآیینه زنگ
عاشق بۍ و ناهنجار/نه ، بل آن بی عصمت وننگ
مادری از یاد ببرد/خیره از ودیوانه ز،،،،،،
12 دیدگاه · 1400/03/18 - 00:39 در A-D-M 10 +
علیرضا
علیرضا

بهترین و خوشرنگ ترین

ع
photo_2021-04-28_16-59-27.jpg
5 دیدگاه · 1400/02/8 - 17:20 4 +
Mohandes.amin
Mohandes.amin

زن ها گاهی

عاشقانه هایشان
را دم میکنند
و میشود همان چای خوشرنگ
Coffee-cup-photo-18.jpg
♛sepide♛
♛sepide♛
میگم ک ...

کاش الانع موهامو زرد عقدی کردع بودم ... با روسری ساتن توو بغل ... نومزدم عکس میگرفتم

میذاشتم اینستا ... با کپشن وَ من شر حاسد اذا حَسد ...

واخعن حوصلم سر رفتع ...

img src=
مریم
مریم

من همیشه عاشقانه هایم را دم می‌کنم که می‌شود همان چای خوشرنگ با عطر هل و دارچین که کنار حبه قندی از عشق چقدر می‌چسبد....

IMG_۲۰۲۱۰۱۲۷_۱۲۰۹۳۰.jpg
4 دیدگاه · 1399/12/7 - 18:14 17 +
مریم
مریم

کنار چای و آتش بارها یاد تو افتادم
چه دلتنگی شیرینی، چه خوشبختی کوتاهی...

IMG_۲۰۲۰۱۲۰۴_۱۸۰۳۳۰.jpg
7 دیدگاه · 1399/11/3 - 17:40 13 +
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
بشر تا دست به عملی نزده، نمیتوان صفتی به او نسبت داد بنابراین نه خوب است و نه بد. هیچ است. ظرفی است تهی که باید در جریان زندگی، بسته به بد و نیک کردار از شرنگ یا شهد پر شود.
بشر هیچ نیست مگر آنچه از خود میسازد.

کتاب : اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
علیرضا
علیرضا
سلام عصرتون بخیر
1516797656121112_large.jpg
ابراهیم
ابراهیم

آمدم محو تماشایت شوم ، اما نشد

غرق در آن بحر زیبایت شوم، اما نشد

آمدم گیرم تورا مستانه یک شب در بغل

جرعه نوش از جامِ لیلایت شوم،امانشد

مست چون پروانگان چرخم به گردشعله ات

شعله سوزِ شمع مینایت شوم، اما نشد

هیچ گردم،خالی ازخود تاشوم سرشارِ تو

یک نفس لاگوی الّایت شوم ، اما نشد

نرگسِ جادوی چشمانت گشایی تا سحر

شب نشینِ چشمِ بینایت شوم،اما نشد

تا شرنگِ عشق درکامم بریزی قطره ای

عاشق بالای رعنایت شوم، اما نشد

از کمندِ زلف افشانی فضاراعطرِخویش

شانه بر زلف فریبایت شوم ،اما نشد

زیرِ لب گوید«دلارام» این غزل آورده تا

ساکن قلبِ پریسایت شوم ، اما نشد


16 دیدگاه · 1399/04/24 - 08:53 10 +
صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ