یافتن پست: #شهر

داتام
داتام
لابد تو هم یک روزی جا ماندی، از رؤیایی که خودت ساخته بودیش مثل من... این شهر پر است از آدم‌های جا مانده، جا مانده توی گذشته، جا مانده توی خاطرات، جا مانده تو چشمانِ یک نفر... این شهر پر است از کسانی که تاوانِ کار یک نفر را، از یک نفر که بی خبر از همه چیز از راه آمده میگیرند... لابد من هم همان قربانیِ بی تقصیرِ بی‌خبر از همه چیز و همه‌ جا بودم...

photo_2021-12-09_21-55-20.jpg
دیدگاه · 1400/09/18 - 21:54 در اریا 3 +
Mahtab
Mahtab

لازم نیست همه چیز رو کنترل کنی ،
لازم نیست دربـاره همه چیز اطلاع داشته باشی ،
لارم نیست سر خودت رو شلوغ کنی .
لازم نیست خودت رو خسته کنی!

احساس مسئولیتِ بیش از حد ، زندگی رو ازت میگیره.
همه چیز به حدش .


21 دیدگاه · 1400/09/17 - 22:10 23 +
علی
علی

آرام آرام
تنهائی ام را
با سنگ های سکوت می سازم
خانه ای برای رؤیاهای آواره
که خیابان های درد را
پا برهنه
به هر سو راه می روند
در شهر سوخته ی عشق

دیدگاه · 1400/09/17 - 22:03 7 +
Reza
Reza
جففففر برای تحصیل از دهات میره شهر
میبینه رو تابلو یه مغازه نوشتن :
""هات داگ""
میگه خدایا اینجا سگ داغ میخورن؟
بالاخره دل به دریا میزنه و یکی سفارش میده …
میگیره میاد بیرون یواشکی لای ساندویچشو باز میکنه تا میبینه
میگه: شانس من بدبختو ببین …
کجای سگ به من افتاد
5 دیدگاه · 1400/09/17 - 12:11 11 +
محسن
محسن

کمی برای زیبایی ظاهر پستایی که میگذارید
زحمت بکشید
:)

99 دیدگاه · 1400/09/16 - 21:44 10 +
داتام
داتام
مرا در آغوش بگیر! من بوی روستا می‌‌دهم
بوی دریا
بوی نمک
بوی دستانِ ترک خوردهٔ ماهیگیرِ خستهِ شهرمان
من لهجه دارم
بلند می‌خندم
بلند می‌گریم
بلند عشق می‌ورزم
من... تو را
چه ساده چه ساده
چه صادقانه دوست می‌دارم ...

‌-فیروزکوهی
photo_2021-12-07_20-45-12.jpg
دیدگاه · 1400/09/16 - 20:44 در اریا 5 +
Reza
Reza
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﮔﻮﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ؟
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺩﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﯾﮏ شهر غریب
دیدگاه · 1400/09/15 - 14:52 4 +
zohreh
zohreh
...

[لینک ضمیمه]
leila_forohar_baroon.jpg
38 دیدگاه · 1400/09/14 - 19:13 14 +
extraordinary
extraordinary
احساس میکنم یه شبکه اجتماعی دیگه اومده و ما ازش بیخبریم
چرا انقد همه جا خلوته؟{-a157-}{-a143-}
علی
علی

این شهر هم
رقیبِ من است
وقتی تو در هوایِ آن
نفس می‌کشی…!

ممد آقا ♤
ممد آقا ♤

دلا
دیشب چه می کردی؟
تو در کوی نگار من

{-9-}

علی
علی
تبسم را نه می توانیم بخریم، نه می توانیم قرض کنیم…
تبسم را نه می توانیم بخریم، نه می توانیم قرض کنیم…
فقط مى توانیم هدیه بدهیم
میســــپارمت به لبخند ها…
در مسیر باد بمان تا بوى مهربانیت تسخیر کند این شهر را…
لبخندبزن دوست من
تنور دلت گرم…
دیدگاه · 1400/09/11 - 19:51 3 +
علی
علی
خوشبختی یعنی نوشیدن یک جرعه چای در کنار
خوشبختی یعنی

نوشیدن یک جرعه چای در کنار تو

یعنی قدم زدن در خیابان ‌های

سوت و کور شهر

آن هم با آواز روح بخش پای تو
دیدگاه · 1400/09/11 - 19:45 2 +
yasi
yasi

آسمان قسمت ما بود
که بی بال شدیم
دل به فریاد سپردیم
ولی لال شدیم
ما به این حنجره گفتیم
لب وا نکند
عاقبت پای سکوت دلمان
خاک شدیم


20211129_181643.jpg
shamim
shamim
***یوسف زمانی ____***حاکم شهر دلم


[لینک ضمیمه]
دیدگاه · 1400/09/9 - 19:12 5 +
صفحات: 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ