یافتن پست: #شڪست

mohammad
mohammad
رڪعتِ چَندم...ڪجا بودَم... نمی‌دانَم، ولی..
بُرد نامَتـــــ ‌را ڪسی، یادَت نَمازم را شڪست!
دیدگاه · 1400/07/23 - 01:41 3 +
علیرضا
علیرضا
یـه روز همـه ے ما از هم جدا مےشیم ؛
قول‌ها شڪستـہ مےشن ، عڪس‌ها گمـ مےشن ، شمارہ‌ها پاڪ مےشن !
اما ؛ تنها چیزے ڪـہ تا ابد باقے مےمونه خاطراتـه ...
دیدگاه · 1400/05/30 - 11:42 6 +
davood
davood

#شهر-خالی ڪوچه خالۍ جاده خالۍ

جام خالۍ ۍ ساغرو خالۍ
ڪردن دسته دسته آشنایان
باغ خالۍ باغچه خالۍ شاخه ها و خالۍ
واۍ از ڪه یار از مۍترسد
عاشق از دیدار مۍترسد
از جاده هموار مۍترسد
بشڪست و درد از حد گذشت
این طبیب از دیدن مۍترسد
سالهای برمن و تو گذشت
آشنا شد شور دل از سر گذشت
ها خشڪید ودریا را دم گرفت
آسمان ما را بدست ڪم گرفت

ها جوشۍ ندارد عشق ندارد
برمن و ( ) و بر ناله هایم
هیچڪس ندارد ـ ـ ـ
دیدگاه · 1400/05/25 - 14:34 در A-D-M 13 +
davood
davood

از مست شد

خواست ڪه شڪند شڪست
1 دیدگاه · 1400/05/22 - 00:19 در A-D-M 12 +
مهرسا
مهرسا
قلب ما به دست کسایی شڪست که دوست نداشتیم ڪه حتی ناخن شون بشکنہ...
davood
davood
هـــــــــا از صفـــــــــاۍ خالۍ
خانه هـــــــــا بۍ دل خاموش
چشم هــــــا پاسخۍ به پرسش
دست هـــا با هم آغوش !
3 دیدگاه · 1400/04/24 - 00:56 در A-D-M 13 +
علیرضا
علیرضا
از تمامِ مردمان بیزار شد

قلبِ پاڪی ڪه فقط آزار شد

بسڪه بارید از جفای مردمان

برسرِ خود ناگهان آوار شد

زخم ها دیدوشڪست وبیصدا

از گذشت و سادگی غمخوار شد...
‌‌‌
دیدگاه · 1400/04/18 - 17:41 6 +
davood
davood
نیمه ڪاره مانده اۍ
و به هیچ اۍ
نرسیده اۍ !
ڪن ، غروب
پۍ شڪسته را
شاید تو
در سطر سطر
خط خورده باشد
و را

با خودش برده باشد !
2 دیدگاه · 1400/04/10 - 01:06 در A-D-M 12 +
علیرضا
علیرضا
پیش دل هرچہ شڪستم دل ؛
ولی راضی نشد
دردهایم ڪوه شد؛ ویرانہ آبادے نشد

هیچ دستی
با نوازش مرهم اشڪم نبود؛
بردے از یادم
ولی یادت فــراموشم نشد..!!!!

دیدگاه · 1400/04/6 - 10:46 7 +
davood
davood
گفت ڪ گرگۍ خیره سر،،هست در نهاد هر بشر
لاجرم جاریست سترگ ، روز و شب مابین این انسان وگرگ
چاره این ڪار نیست ، صاحب داند چاره چیست
اۍ بسا انسان وپریش ، سخت پیچیده گلوۍ خویش
وۍ بسا زور آفرین ، هست در چنگال گرگ خود
هرڪه گرگش را دراندازد به ، رفته رفته مۍشود انسان پاڪ
آنڪه با گرگش مۍڪند ، خلق وخوۍ گرگ پیدا مۍڪند
وآنڪه از گرگش خورد هردم ، گرچه مۍنماید گرگ هست!
در جان گرگت رابگیر،واۍ اگر این گرگ گردد باتو پیر
روز گرڪه باشۍ همچو شیر،ناتوانۍ در گرگ پیر
گر یڪدگر را مۍدرند ، گرگ هاشان ورهبرند
اینڪه انسان است ابنسان ، گرگها مۍڪنند
وآن ڪه باهم محرمند،،،،،
4 دیدگاه · 1400/04/5 - 14:32 در A-D-M 12 +
davood
davood
همه چیز از یـــڪ می شود
همه چیز ،،، یڪ ،،،، تو اؤل
تو آغاز هرچه ڪه ، هرچه ڪه است
بیا ڪه نیفتی از آن
از آن طبقه چندم اۍ
بیا ڪه نیفتی در
ڪه من شناورت شۊم
در ساحل همیشه
در قدیمۍ روبرو
بگیرم و بیندازم
براۍ شڪسته هاۍ خودم
پیش از آنکه بتابد
در هاۍ تهۍ
و درس و مشق تو شود
در گوشه دلم !
دیدگاه · 1400/02/31 - 00:34 در A-D-M 10 +
♡عطی♡
♡عطی♡
مرگبار تریـــن جــدال،
جدالِ میان "دلتنگے" و "غـــــرور" استـــــ❕
"وقتے ٭دلتنگے آزارت میـدهـــد"
امّـــــا...
٭غرورت دیگر
ناے شڪستن ندارد..
♡عطی♡
♡عطی♡
مڹ ڪدام قلب را
شڪستم
ڪدام احساس را لہ
ڪردم
ڪدام خواهش را
نشنیدم
بہ ڪدام دلتنڪَي
خندیدم
"ڪہ چنیڹ دلتنڪَم
IMG_20210430_120305_795.jpg
♡عطی♡
♡عطی♡
IMG_20210429_165146_844.jpg
♡عطی♡
♡عطی♡
IMG_20210428_132527_966.jpg
دیدگاه · 1400/02/8 - 13:26 در عشق اول 5 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ