یافتن پست: #صدای

Reza
Reza
خارجیا بعد از دستشویی،
با یه دستمال فرض می‌کنن تمیز شدن!







مال ما تا صدای بشقابِ تمیز نده

ول‌ کن ماجرا نیستیم!
37 دیدگاه · 1400/09/25 - 17:07 10 +
♡عطی♡
♡عطی♡
نبض زندگیم
با صدای نفس های تو میزند
قشنگ ترین صدای زندگیم ضربان قلب توست
ترنم دلنشین لحظه هایم با من بمان
علیرضا
علیرضا
خوشبختی چیز عجیبی است
وقتی میاد گامهایش آنقدر آرام است
که شاید صدای پایش راﻫﻢ نشنوی
اما وقتی نیست دردش را تا مغز
majid
majid
عشق که ادعا ندارد،
همین که به نگاهی
که نیست؛
به صدایی که دیگر
درگوش نمی پیچد،
و دستانی که لمست نمی کنند
وفاداری خودش عشق است،
عشق یعنی تعهد
یعنی اثبات نه ادعا
دیدگاه · 1400/09/23 - 13:06 4 +
علیرضا
علیرضا
من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام،
آن‌ جا که
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
IMG_20211213_091933_800.jpg
shamim
shamim
عشق اگر عشق باشد که هیچ وقت
با هر بهانه ای سریع از هم نمی پاشد جانم
کدام رابطه ای را دیده اید که چند روز رفتن نداشته؟
کدام دعوارا دیده اید که بهم نگفته باشند دیگر
هیچ وقت نمی خواهم ببینمت؟اصلا دنبالم نگرد..
اگر دوستش داشته باشی اگرخاطرش را واقعا بخواهی
بغلش میکنی و در گوشش می گویی تو حق داری
قهر کنی..حق داری ناراحت باشی..اصلا حق داری
تا چند روز مرا نبینی و صدایم را نشنوی..اما..
یادت باشد نمی تونی مرا دیگر دوست نداشته باشی
علیرضا
علیرضا
هیچوقت دلخوشی ڪسی رو ازش نگیرین
این دلخوشی میتونه:
یه سلام
یه احوالپرسی
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠

[لینک ضمیمه]

Shadmehr-Aghili-Baroon-Delam-Khast.jpg
Mehdi
Mehdi
درِ کلاس های دانشگاه شیشه داشت،
آنقدری بود که بتوانی دو سوم کلاس را ببینی
کلاس 106 دانشگاه جای خیلی دنجی بود،
انتهای راهرو بود، کوچک و نُقلی
کلاسش همیشه خودمانی بود، انگار که دوستانت را دعوت کرده ای به اتاق خودت
من کمتر آنجا کلاس به پستم میخورد،
اما قضیه برای او کمی متفاوت بود و بیشتر کلاس هایش آنجا تشکیل میشد، اصلا شاید برای همین بود که آن کلاس برایم اینقدر خواستنی جلوه میداد
آنروز یادم است که امتحان داشتند، از آن سخت هایش!
غُرغُر درس نخواندن و سخت بودن امتحان را از روزها قبل برایم شروع کرده بود!
وقتی رسیدم امتحان شروع شده بود، رفتم پشت در و درون کلاس را نگاه کردم ؛
استایل خراب کردن امتح
8 دیدگاه · 1400/09/18 - 23:59 10 +
علی
علی

صدایت می زنم
بوی گل در می زند
تو را چگونه بنویسم
وقتی خیال هم
از تو جا می ماند

دیدگاه · 1400/09/17 - 22:08 8 +
علی
علی

تو را
با واژه های زنده می نویسم
آنجا که سکوت ها
پر از دهان اند
آنجا که ویرگول ها هم
نجوا می شوند
این شعرهای بی گلو
این سایه های افکارم
تو مرا می خوانی
و با لب هایت
صدایم را نوازش می کنی

دیدگاه · 1400/09/17 - 22:00 9 +
علی
علی
خدایمـــــــ باش تا با شـــعــــــر عبادت ‌شوے ؛؛؛ مجنون
خدایمـــــــ باش
تا با شـــعــــــر عبادت ‌شوے ؛؛؛
مجنون بخوان مــــرا
تا قاب بگیرم صدایٺــــ را...
دیدگاه · 1400/09/17 - 19:35 7 +
محسن
محسن

از صبح تا حالا اینو ۱۰ بار بیشتر گوش کردم ...


[لینک ضمیمه]

38 دیدگاه · 1400/09/17 - 13:21 11 +
داتام
داتام
عاشق، شب را به خاطر شب بودنش دوست دارد، نه به خاطر آنکه می‌توان نادیده‌اش گرفت، خویشتن را در محبس اتاقی محبوس کرد، و به قتل‌ عام تصویرها و اصوات موسیقیایی شبانه مشغول شد. عاشق خواب آلوده نیست، شیفتهٔ بیداری‌ست. عاشق، صدای نسیم شبانه را عبادت می‌کند. تا ایاز. عاشق جدی است امّا عبوس نیست.

photo_2021-12-07_20-38-53.jpg
دیدگاه · 1400/09/16 - 20:40 در اریا 5 +
صفحات: 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ