یافتن پست: #عشقِ

majid
majid
"صبح" که
شعرم بیدار می‌شود
می‌بینم بسترم سرشار از
گُلِ عشقِ توست
و عشق تو آفتاب است
آنگاه که
درونم طلوع می‌کنی و
می‌بینمت ...
majid
majid
در میان اشک ها پرسیدمش:
خوش ترین لبخند چیست ؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت
جوش خون در گونه‌اش آتش فشاند
گفت:
لبخندی که عشقِ سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند

من ز جا برخاستم،
بوسیدمش
1566454636726573_large.jpg
majid
majid
تنها هنری که یک زن باید بلد باشد
این است که
بلد باشد کاری کند که
یک مرد
هر صبح
به عشقِ دیدنِ او
صبحَش را آغاز کند
باور کنید
هر زنی این هنر در وجودَش نیست ....
majid
majid
بي هيچ دلهره حالِ مرا بپرس
اي واقعيت عشقِ خيالي ام
بوي تو مي دهد آغوش خالي ام...

photo_2022-01-05_14-28-33.jpg
majid
majid
هيچ وقت نميشه همه ى وجود يك مردُ تسخير كرد.
بايد برى يه گوشه از ذهنش بشينى و دم نزنى اگه گاهى الويتش نيستى. مردا خوب بلدن عشقُ از پا دربيارن و بعدم خاطرشُ واسه همه تعريف كنن.. با لبخند ! گاهى هم تلخ..
ولى زن ها تا آجر آخر به اين خرابه اعتماد دارن! وقتى الويت نيستى و جات خوب نيست كلافه اى.. احساس ميكنى به روزگارت آويزونى احساس ميكنى هر نسيمى زورش از تو بيشتره. ترس تنهايى سلول هاتُ تهديد ميكنه و باعث ميشه از نگرانى بلرزن...
وقتى الويت نيستى از همه ميترسى..
1516616113376852_large.jpg
∂ғάяί
∂ғάяί
یه‌‌ واقعی‌
نه‌با‌‌ از‌بین‌میره‌نه‌با‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌!


IMG_20220102_033121_580.jpg
majid
majid
گر من به غمِ عشقِ
تو نسپارم دل

دل را چه کنم
بهر چه می‌دارم دل ؟!
photo_2021-12-22_15-15-55.jpg
eryt
eryt
ولی اینو یادت نَره، شُدیـ عشقِ کِسی که از همه عاشقتَره
majid
majid
مپرس از من چرا در
پیله‌ی مهر تو محبوسم
که عشق‌از پیله‌های
مرده‌هم پروانه می‌سازد
1566402900216055_large.jpg
majid
majid
عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید
تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید
لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید
در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید
لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید
قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید
متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید
نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
بینوا در شهر می گشت اسارت میخرید.....
majid
majid
در میان اشک ها پرسیدمش:
خوش ترین لبخند چیست ؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت
جوش خون در گونه‌اش آتش فشاند
گفت:
لبخندی که عشقِ سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند

من ز جا برخاستم،
بوسیدمش
majid
majid
تنها هنری که یک زن باید بلد باشد
این است که
بلد باشد کاری کند که
یک مرد
هر صبح
به عشقِ دیدنِ او
صبحَش را آغاز کند
باور کنید
هر زنی این هنر در وجودَش نیست ....

majid
majid
تا کی بســــرایم غــزل از دلبــــرِ مهوش
گویم سخن از خوابِ خوش و روی پریوش

از عشقِ مجــــازی سرِ شب نالـه زند دل
بیهوده کنـــم خاطـــرِ آســــوده مشوش

افسانه بخــــوانم همــــه اشعـــارِ کهن را
بیگـــانه شوم با وطن و کــورش و آرش

از خــــویش نگویم سخنــــی تا که مبادا
روشن بشـــــود در دلِ آتشکــــده آتش

دیگرشده ام خسته از این خوابِ پریشان
علیرضا
علیرضا
تو با قلب ویرانه‌ من چه کردی ؟
ببین عشقِ دیوانه‌ من چه کردی
در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانه‌ من چه کردی
majid
majid
عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید

تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید

لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید

در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید

لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید

قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید

متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید

نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
بینوا در شهر می گشت اسارت میخرید...
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ