یافتن پست: #فراسوی

shamim
shamim
جای پای نفست
مانده به صحرای خیال
ای فراسوی تجسم
به دلم جاداری!
دیدگاه · 1400/09/10 - 01:40 5 +
davood
davood
پشت پیدایش یک پنهان شده ام
ابر خاموشم و آماده شده ام
ریشه در خاک ندار دل من
توفانی ام و راهی توفان شده ام
با غزالان پریشیده به زده ام
کولۍ ایل پریشان شده ام
مدتی در تب شوریده سرۍ ام
ناگهان چرخ زنان وارد شده ام
دامنم دایره در دایره گرفت
در زمین یکسره چرخان شده ام
گردنده من زائر بۍ دغدغه شد
آنچه مۍخواستم از حضرت آن شده ام
قصرآئینه نشان شد باطل من ،مثل فلق پنجره باران شده ام
درد انسانۍ به دلم پنجه ڪشید ، باور شد ڪه مسلمان شده ام ـ
10 دیدگاه · 1400/06/19 - 19:01 در A-D-M 11 +
_error_
_error_

حسی آمیخته به ترس،

همچون مسافری تنها در فراسویی نامعلوم با اندوخته‌ای از افکار گماشته شده در کیهانی خاموش.
IMG_20210816_143646_225.jpg
10 دیدگاه · 1400/05/25 - 14:36 13 +
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
دعوتم کن !!!
دعوتم کن به عبوری که کنارم باشی ؛
به غروبی که به شامم باشی ؛
به خیالی که تو خوابم باشی ؛

به تکاپوی زمان ،
از ازل و عاقبتم ،،،

به فراسوی نگاهی ،،،
که دریچه ست مرا
داتام
داتام
هر آنچه را که داری به عشق ببخش.
سرسپرده‏‌ی قلبت باش.
هیچ‏‌چیز را دریغ مدار.
عشق پیر و مرشدی بی‏‌باک است، مجالش بده.
به‏‌تمامی گوش به فرمانش باش.
فراتر از امید، امیدوار باش...
خدایی است که از مسیر خویش
و از دروازه‌‏های خروجی آسمان آگاه است.
عشق هرگز برای فرومایگان نبوده.
عشق شهامتی قاطعانه می‏‌خواهد،
جانی فراسوی تردید
و شجاعتی استوار...
پاداش او به تو خواهد بود آنچه که بخشیده‏‌ای
باز‏خواهد گشت بیش از آنچه که بوده و حتی به‏‌مراتب بهتر...
‌راکه‌داری‌برای‌عشق‌رهاکن...

دیدگاه · 1399/04/29 - 09:56 8 +
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛

ساکتم...

نه شادم، نه غمگین،
نه چیزی شادم می‌کند، نه چیزی غمگین...
نه امیدی دارم به صعود، نه وحشتی دارم از سقوط.
نه توقعی دارم از خویش، نه انتظاری دارم از آدم‌ها
فرو رفته‌ام در مرداب یک خلأ احساسی عمیق
با چشم‌هایی مات، با دست‌هایی سرد...
خالی‌ام از فکر دیروز، خالی‌ام از دغدغه‌ی فردا
خالی‌ام...
شبیه پرنده‌ای فراسوی ابرها
سبک، رها، بی‌حس...
مهم نیست این لحظه از آسمان سنگ ببارد یا باران،
من شبیه کوه، من شبیه درخت، من شبیه برگ؛
فقط نظاره خواهم کرد...
آینور
آینور
ساکتم...
نه شادم، نه غمگین
نه چیزی شادم می‌کند، نه چیزی غمگین...
نه امیدی دارم به صعود، نه وحشتی دارم از سقوط
نه توقعی دارم از خویش، نه انتظاری دارم از آدم‌ها
فرو رفته‌ام در مرداب یک خلأ احساسی عمیق
با چشم‌هایی مات، با دست‌هایی سرد...
خالی‌ام از فکر دیروز، خالی‌ام از دغدغه‌ی فردا
خالی‌ام...
شبیه پرنده‌ای فراسوی ابرها
سبک، رها، بی‌حس...
مهم نیست این لحظه از آسمان سنگ ببارد یا باران،
من شبیه کوه، من شبیه درخت، من شبیه برگ؛
فقط نظاره خواهم کرد...


photo_2020-03-04_13-11-16.jpg
5 دیدگاه · 1398/12/14 - 13:11 33 +
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
ساکتم...
نه شادم، نه غمگین،
raha
raha
می خواهند نگاهت را از نگاهم بگیرند
آنها نمی دانند که من برای به دست آوردن نگاهت قلبم را مقابل پاهایت چون فرش قرمز پهن کردم
در فراسوی طپش قلبم تو را می جویم چشم هایم را به هم خواهم فشرد تا از این رویا بیدار....
دیدگاه · 1398/07/1 - 09:26 1 +

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ