یافتن پست: #فریدون-مشیری

داتام
داتام
گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی می‌کشم از پنجره سر
اندوه، که خورشید شدی، تنگِ غروب
افسوس، که مهتاب شدی وقت سحر

photo_2021-11-02_19-38-00.jpg
دیدگاه · 1400/08/11 - 19:36 در اریا 4 +
داتام
داتام
ای عشق، پناهگاه پنداشتمت
ای چاهِ نهفته راه پنداشتمت
ای چشمِ سیاه، آه ای چشم سیاه
آتش بودی، نگاه پنداشتمت!
photo_2021-09-22_19-49-40.jpg
دیدگاه · 1400/06/31 - 19:49 در اریا 7 +
داتام
داتام
كنار تو هر لحظه گويم به خويش
كه خوشبختی بی‌كران با من است


photo_2021-09-11_21-11-39.jpg
دیدگاه · 1400/06/20 - 21:11 در اریا 6 +
davood
davood
گفت ڪ گرگۍ خیره سر،،هست در نهاد هر بشر
لاجرم جاریست سترگ ، روز و شب مابین این انسان وگرگ
چاره این ڪار نیست ، صاحب داند چاره چیست
اۍ بسا انسان وپریش ، سخت پیچیده گلوۍ خویش
وۍ بسا زور آفرین ، هست در چنگال گرگ خود
هرڪه گرگش را دراندازد به ، رفته رفته مۍشود انسان پاڪ
آنڪه با گرگش مۍڪند ، خلق وخوۍ گرگ پیدا مۍڪند
وآنڪه از گرگش خورد هردم ، گرچه مۍنماید گرگ هست!
در جان گرگت رابگیر،واۍ اگر این گرگ گردد باتو پیر
روز گرڪه باشۍ همچو شیر،ناتوانۍ در گرگ پیر
گر یڪدگر را مۍدرند ، گرگ هاشان ورهبرند
اینڪه انسان است ابنسان ، گرگها مۍڪنند
وآن ڪه باهم محرمند،،،،،
4 دیدگاه · 1400/04/5 - 14:32 در A-D-M 14 +
davood
davood
اگر بودم ،، به هرجـا ڪه بودم
تو را از مےگرفتـــــــــم
و گر بودم ،، به هرجا ڪه بودے
سر تو مےگرفتم
اگر ماه ،به صد شاید
شبي بر لب من مےنشستے
و گر بودے
به هرجا ڪه بودم

دیدگاه · 1399/10/18 - 17:13 در A-D-M 7 +
∞♡ خورشید ♡∞
∞♡ خورشید ♡∞
گفتی من به غیر از دیگرانم
چنینم در وفاداری
چنانم

تو غیر از دیگران بودی که امروز
نه می‌دانی
نه می‌پرسی؟! {-35-}

2 دیدگاه · 1399/10/15 - 20:56 در A-D-M 6 +
davood
davood
ازهمان روزی ڪه دست حضرت
گشت آلوده به حضرت
ازهمان روزی فرزندان
تلخ دشمنی درخونشان
آدمیت ݥرده بود،،گرچه آدم بود
ازهمان روزی رابرادرهابه انداختند
ازهمان روزی ڪه دیوار راساختند
ݥرده بود
بعدهی پرازآدم شدو این !
گشت وگشت
ها ازمرگ آدم هم گذشت
قرن ما روزگار مرگ است ـ
دیدگاه · 1399/10/11 - 14:15 در A-D-M 11 +
davood
davood
ای ڪه فقرتو تنها توست
درگوشه ای بمیر ڪه این تنها توست
این گداخته جز ننگ نیست
وین پاره دشمن حال تباه توست
درڪوچه های زده بیمارو
می دهی ومرگتو تنها توست
باورمڪن ڪه در دلشان می ڪند
این قصه های ڪه در وآه توست
در ڪه ازچه نگیرد در این
این های ڪه درهر توست ـ
2 دیدگاه · 1399/09/25 - 00:43 در A-D-M 13 +
davood
davood
و ارج
در همیــــــــــن اســــــت ڪہ
اســـــــــــت
تـــــــــو بـــایــــــــد را در
جــــــاے دیــــــــــــــــگرے نشـــــــــان بـــدهے
و آنــــــــــــجا اســـت ـ
8 دیدگاه · 1399/06/17 - 01:23 در A-D-M 4 +
davood
davood
گفت دانایی که گرگی
هست در هر بشر
جاریست سترگ
روز و مابین این. و گرگ
چاره این گرگ نیست
صاحب داند چاره چیست
ای بسا انسان و پریش
سخت ،،،
گرگ خویش !

دیدگاه · 1399/04/4 - 16:18 در A-D-M 9 +
davood
davood
من نمےگویم در این ،،،
گرم پــو ،، ،، هستــے بخش
چــــــون باش
تــــــــــــــا ،،
،، روشــــــــــن ،،
مثــــل
مثــــل بـــاش .

دیدگاه · 1399/03/26 - 00:33 در A-D-M 6 +
رویا
رویا
جای به تاریکی شب ها تو بتاب

من تو

به جای همه یتو بخند

من همین یک نفس از جرعه باقیست

اخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش...

...R...

axeprof-8-830x1024.jpg
6 دیدگاه · 1399/03/8 - 13:30 24 +
رویا
رویا

[لینک ضمیمه]

دراین جا بس تنگ است

وهرسازی که می بینم بداهنگ است

...R...
unnamed.jpg
8 دیدگاه · 1399/03/7 - 12:25 16 +
ROZ
ROZ

بنشین ؛مرو که در دل شب

در پناه ماه خوشتر زحرف

عشق و سکوت و نگاه نیست



نرگس
نرگس

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم اکنون که پیدا کرده‌ام بنشین تماشایت کنم ...{-35-}

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ