یافتن پست: #لحظه

علیرضا
علیرضا

خوشبختی همین در کنار هم بودنهاست

همین دوست داشتن هاست

” خوشبختی “

1 دیدگاه · 1401/02/6 - 19:39 5 +
علیرضا
علیرضا

يكى از شادترين لحظه هاى زندگى وقتى هست كه

شجاعت آن را پيدا ميكنى تا از چيزى كه نميتوانى تغيير دهى بگذرى

دیدگاه · 1401/02/6 - 18:12 4 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥


ـבعا کنیم براے همـہ آـבم‌هاے جهان،
کـہ خـבا جاے نان، عشق بـבهـב.
چرا کـہ اگر عشق بین مرـבم باشـב،
نان اضاـ؋ــہ می‌آیـב …


عکس-پروفایل-گل-دخترانه-11.jpg
56 دیدگاه · 1401/02/6 - 13:54 13 +
sahar
sahar
‏اعتماد داشتن به یه نفر،
از دوس‌داشتنش هم یه قدم جلوتره ..
2 دیدگاه · 1401/02/6 - 00:43 12 +
سمـــــا
سمـــــا
هی رفیق!
درسته ازت دورم، درسته نمیتونم محکم بغلت کنم، درسته نمیتونم باهات همه این شهرو قدم بزنم.
اما تو بیا تو صفحه چتم تا صب باهام حرف بزن.
تو بیا از دردات بهم بگو.عیبی نداره که از هم دوریم،به جاش من قول میدم بشینم پای تک تک حرفات، بشینم پای تک‌تک غمات، قول میدم برات بهترین آهنگارو بفرستم،قول میدم از همین دور محکم بغلت کنم

hamedasrafi
hamedasrafi
باورت شد عشق اینجا ذلت است؟؟
عاشقـــــــی سوزاندݩ
حیثیت است؟؟...
باورت شد دوستی ها لحظه است؟
بیوفایی قسمتی از
زندگیست؟؟....
من که گفتم حاصلش دل بستگیست!!!
در نهایت خستگی و
خستگیست!!!!!......
مݩ ڪه گفتم ایݩ بهار افسردگیست!!!
دل نبند ایݩ پرستو
رفتنیست....
دیدگاه · 1401/02/4 - 22:05 9 +
Mehdi
Mehdi

@hosseinhaerian

پیام داد دلم واست تنگ شده...می دونم دوری ، می دونم کار داری ، می دونم نمیشه فقط خواستم بدونی...
خیره موندم به صفحه ی گوشی...نمی دونستم چی باید بگم.همین طور که تو فکر بودم دیدم واسش یه پیام فرستادم.
《سفارش شما ثبت شد》
نگاه کردم به پیامم و نگاه کردم به جوابش...یه لبخند بود و یه قلب و دوتا بوس...که کاش همش بوس بود.
وقتی همه ی آدمای شهر خواب بودن ،من تو مسیر بودم. تو جاده...میگم همه خواب بودن چون راننده ی اتوبوس هم خواب بود. چندباری نزدیک بود بریم تو کوه و دره...مهستی می خوند و من گوش می دادم. راننده هم چرت می زد. اون شب خدا عجیب مهربون بود. شاید دوست داشت بسته ی سفارشی به مقصد برسه. به مقصد رسیدم. صبح زود زنگ زدم . تو خواب و بیداری گوشی رو جواب داد. گفتم شما دیشب چیزی سفارش داده بودید؟ گفت هان؟ گفتم سفارش رسیده ، بپر پایین...فکر کنم پرید بالا...چند دقیقه ی بعد من تو بغل سفارش دهنده بودم. به جای تمام بسته های پستی نرسیده ، به جای تمام عاشق های به معشوق نرسیده هم دیگه رو می بوسیدیم. لبخند بود ، قلب بود ، بوس هم بود. از پشت گوشی هم نبود. اون روز دنیا به کام ما بود.
وقتی داشتم بر می گشتم بهم پیام داد. تو بهترین سفارش دنیایی ، تو مهم ترین چیزی هستی که به خدا سفارش دادم. خدا نگفت سفارش شما ثبت شد. نمی دونم چرا ولی نگفت. فقط امشب بعد از خرید کتاب واسم پیام اومد مشتری گرامی سفارش شما ثبت شد. یه لحظه بدنم یخ زد. یادم اومد یه زمانی خودم برای یکی بهترین سفارش دنیا بودم.

دیدگاه · 1401/02/4 - 21:05 7 +
hamedasrafi
hamedasrafi
چشمهايت را می‌بوسم
مى‌‌دانم هيچ كس
هيچ‌گاه در هيچ لحظه‌اى از آفرينش،
آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد...
دیدگاه · 1401/02/3 - 23:53 7 +
hamedasrafi
hamedasrafi
هرچندامیدی به وصال تو ندارم
یک لحظه رهایی زخیال توندارم
ای چشمه روشن منم آن سایه که نقشی
درآیینه چشم زلال توندارم
می دانی ومی پرسیم ای چشم سخنگوی
جزعشق جوابی به سوال توندارم
ای قمری هم نغمه دراین باغ پناهی
جزسایه ی مهرپروبال توندارم
ازخویش گریزانم وسوی توشتابان
بااین همه راهی به وصال تو ندارم
دیدگاه · 1401/02/3 - 18:19 6 +
hamedasrafi
hamedasrafi
ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻫﺎﻣﯿﮑﻨﺪ دل،ﮔﺮﭼﻪ ﻣﯿﺪاﻧﺪ ﮐﻪ ﻏﻢ
ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ازبراﯾﺶ ﻧﻮﺣﻪ ﺧﻮاﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻫﯽ ﺑﺴﺎزد ﻧﻘﺸﯽ ازروی ﻧﮕﺎری ﻫﺮ دﻣﯽ
درﺧﯿﺎﻟﺶ زﯾﺮﮔﻮﺷﺶ ﭘﺮده ﺧﻮاﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ

دیدگاه · 1401/02/3 - 17:59 6 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥


تعصب
چشمهاے بینا را نابینا
و
گوش هاے
شنوا را ناشنوا مے کنـב


IMG_20220422_152805_982.jpg
22 دیدگاه · 1401/02/2 - 20:43 10 +
hamedasrafi
hamedasrafi
ﺧﻮﺍﻫﺸﺎ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﻳﻪ ﻛﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﺪ .....

ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺜﻞ ﻣﺪﺍﺩ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﺮﺍﺷﻴﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻧﺶ
ﺭﻭ ﻣﻴﺒﻴﻨﻲ ...
ﺍﻣﺎ ﭘﺪﺭ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﻩ . ﺷﮑﻞ ﻇﺎﻫﺮﻳﺶ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻤﻴﮑﻨﻪ ﻓﻘﻂ از درون خالی میشه و
ﻳﮑﺪﻓﻌﻪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻲ ﻧﻮﻳﺴﻪ ......
ﺗﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻗﺪﺭﺷﻮﻧﻮ ﺑﺪﻭﻧﻴﻢ .............
کپی واسه هر کی ک مادر,ﭘﺪﺭشو از ته قلبش دوست داره.
دیدگاه · 1401/02/1 - 23:57 8 +
hamedasrafi
hamedasrafi
خسته ام، شکسته ام، دنیا چه کردی با دلم

دل مگر کافی نبود ، ویرانه کردی منزلم

می خورم هر لحظه هر دم لطمه از شب های تو

می ستانی از وجودم ذره های آخِرم
دیدگاه · 1401/01/31 - 00:37 3 +
hamedasrafi
hamedasrafi
یلدا،
آخرین دلبریِ پائیز است!
مانند زنی که
درست لحظهٔ رفتن،
گیسوان مشکی بلندش را
باز می کند...

دیدگاه · 1401/01/31 - 00:03 4 +
Mehdi
Mehdi
_چقدر کم حرف شدی


+حوصله ندارم
صفحات: 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ