یافتن پست: #لوح

aydın
aydın

داش ……………………آتاندان سونرا

سؤز ……………دئيندن سونرا

دوروم …………سؤنا گلندن سونرا

زامان …………گئچندن سونرا

و اورک بوتونلوح ……………سیناندان سونرا نه یارار کی
.
سنگ ......بعد از اینکه پرتاب شد

حرف ......بعد از اینکه گفته شد

وضعیت ......بعد از اینکه به اتمام رسید

و دل تماما ..... بعد از این که شکسته شد چه سودی دارد دیگر


aydın
aydın

بو داغلاردان کروان کئچربولوح بولوح دوما کئچر عمروموزدن آیلار ایللر یامان گلر یامان کئچر

آمان داغلار آمان داغلار آمانسیزسیز آمان داغلاربیرده گئری دونمیجک عمروموزدن کئچن چاغلار

.

از این کوه ها کاروان گذر می کند ، تیکه تیکه ابر و مه گذر می کند - از عمرمون ماه ها و سالها بد جور می آید و بد جور می رود

امان از این کوه ها مجالی نمی دهند این کوها - هیچ و قت دیگه برنخواهد گشت اون لحظه هایی که از عمرمون گذشت و رفت


maral
maral
عکس و تصویر همین یه بیت سعدی سرلوحه زندگیتون باشه کفاف میده برا همه عمرتون : تیغ بُرّان ...
همین یه بیت سعدی سرلوحه زندگیتون باشه کفاف میده برا همه عمرتون :

تیغ بُرّان گر به دستت
داد چرخ روزگار ،

هر چه می‌خواهی بِبُر
اما مَبُر نان کسی ...
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

تنهاترین بهانه ی دنیای من تویی
در رو بروی آینه زیبای من تویی

وقتی که از تمام جهان خسته می شوم
آغوش دلنشین و پذیرای من تویی

با بوی سیب خنده ی تو زنده می شوم
تو یوسف مؤنث و عیسای من تویی

وقتی به شام آخر خود فکر می کنم
احساس می کنم که یهودای من تویی

بر لوح سرنوشت من امضای چشم توست
مُهر نماز و خاتَمِ طُغرای من تویی

وقتی که زیر گوش خدا حرف می زنم
راز و نیاز و ناله و نجوای من تویی

مجنون ترین حماسه ی دنیای تو منم
شیرین ترین تغزل شیوای من تویی

دکتر یدالله گودرزی

علی
علی
اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم
برای یکدفعه حرف از ته دلم بزنم

اجازه هست بگویم که دوستت دارم
و پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم
EHSAN
EHSAN
ديگر نمى توانم به كسى اعتماد كنم !
از بس تنِ ظريفِ اعتمادم را زخمى كردند و تا مى توانستند از آن سواستفاده...!
اين روزها ترجيح ميدهم بدبينِ مغرور باشم تا يك خوش بينِ ساده لوح !
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
❣#یک_دقیقه_مطالعه

روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: «دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید.»
پسر گفت: «می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم.»پدر که از این جواب پسرش شگفت زده شده بود پرسید: «چرا نمی‌توانی؟»پسر گفت: «اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد!»
شاید شما هم به ساده لو
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

@Pourya71

خدایا خودت ظهور کن منو بخور=))
Screenshot_۲۰۲۰۰۳۰۳-۰۶۳۵۰۱.png
Hdi
Hdi

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم
برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم


اجازه هست بگویم که دوستت دارم
و پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم


اجازه هست که در سایه تو بنشینم
به قول مردم ده زیر سایه دم بزنم


شمارش نفست را به گوش من بسپار
اجازه هست که موی ترا به هم بزنم


اجازه هست ترا سخت در بغل گیرم
رها شوم ز خودم بال در عدم بزنم


اجازه هست صدایت کنم ترا عشقم
به پشتوانه تو آتشی به غم بزنم


شاعر : محمود اكرامي



ابراهیم
ابراهیم
... وچه ساده لوحانه تصور کردیم

زمانه را

و حیات را منشأ اثریم

درحالیکه بودن و نبودنمان یکی بود

برای همین قصه هایمان اینچنین آغاز شد

یکی بود،یکی نبود

زیرا اوئیکه بود با آنیکه نبود

یکی بود.
شادی
شادی
مهربانترين مادر دنيا
فاطمه جان نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه حق و شفیعه ی حشر، پدر و مادرم فدای دست های مهربانت باد. تو محور آسمان ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت؛ به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه خصایل آسمانی ات بود.

غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا ،امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.يا زهرا (س) در ايام شهادتت دلهايمان را به سوي بقيع پر داده ايم...

نارنج خورشید
نارنج خورشید

خدایا
یادت را سرلوحه کارهایمان قرار بده که یاد تو همچون فانوس پر نوری در دل راه تاریک و ظلمانی این دنیا ست و نام تو آرامش بخش روح و جان ماست

شب بخیر

مجید f45
مجید f45
به زودی متوجه خواهی شد که چه
کلاه بزرگی سرت گذاشت
این زندگی، که هر روزت را
به بهانه روز بهتر از تو ربود و تو
چه ساده لوح بودی که حرفش را
باور کردی، زندگی تو
همین امروز است.
مجید f45
مجید f45
بی‌ تــو چون شمعی ‌ڪه افروزند بر لوحِ مزار
خاک بر سر ڪرده‌ایم و بر سرِ ما آتش است
ROZ
ROZ
جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ
در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید،
هیچکس عصبانی نیست!
هیچکس سوار اسب نیست!
هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید!
در بین این صدها پیکر تراشیده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد!
اینها اصالت ما هستند..

مهربانی، خوشرویی، قدرت، احترام، ادب، نجابت

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ
صفحات: 2 3 4 5 6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ